تبليغاتX
و سپاه محمد(ص)می آید...
برای دیدن فیلم یا صدا ی سخنرانی سید حسن نصرالله در مراسم تشییع شهید عماد مغنیه کلیک کنید 

               صدا                              فیلم

نوشته شده توسط אליאכבר در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت 21:38 | لینک ثابت |

الحاج عماد مغنية من بيت كان كله جهاداً وما زال، ولكنه اليوم بات كله شهادة.

 

: هم يرون في استشهاد الحاج عماد، يعني الصهاينة انجازاً كبيراً، ونحن نرى فيه بشارة عظيمة بالنصر الآتي والحاسم والنهائي ان شاء الله.

 

فليكتب العالم كله وعلى مسؤوليتي، يجب ان نؤرخ لمرحلة بدء سقوط دولة إسرائيل.

إذا كان دم الشيخ راغب حرب أخرجهم من اغلب الأرض اللبنانية، وإذا كان دم السيد عباس، أخرجهم من الشريط الحدودي المحتل باستثناء مزارع شبعا، فان دم عماد مغنية سيخرجهم من الوجود إن شاء الله.

يقول بن غوريون: ان اسرائيل تسقط، وليس تخرج من الجنوب او الجولان او سينا ء او الضفة او ما شاكل، كلا، اسرائيل هذا الكيان المصطنع تسقط بعد خسارة اول حرب. 

أقول للصديق والعدو، لا وهن ولا ضعف ولا خلل في جسد المقاومة وصفها، إخوة عماد مغنية سيواصلون طريقه ومشروعه وجهاده، ودمه، كما في الماضي دم السيد عباس، لا يعرف الإسرائيلي دم السيد عباس ماذا فعل بحزب الله، ما هي الوحدة العاطفية والروحية التي أوجدها في داخل حزب الله، ما هي الحوافز الكبرى التي أطلقها من جديد داخل المقاومة، هؤلاء لا يعرفون لأنهم ينتمون إلى ثقافة مختلفة تماماً، أما دم الحاج رضوان فيزيدنا قوة وتماسكاً ووحدة وصلابة، وحافزاً لمواصلة الطريق بأفق أوسع واكبر إن شاء الله.

 

اليوم حزب الله والمقاومة الإسلامية في أتم الجهوزية لمواجهة أي عدوان محتمل، وانا اقول، اي عدوان على لبنان، اي حرب على لبنان، في الماضي تحدثت عن الصواريخ ولكنني اليوم سأتحدث عن الشباب لان بين يدينا قائد هؤلاء الشباب وواحد من كبار قادتهم

 

أقول لهم لقد قتلتم الحاج عماد خارج الأرض الطبيعية للمعركة، نحن وإياكم كانت معركتنا وما زالت على أرضنا اللبنانية، وكنتم تقتلوننا على أرضنا اللبنانية ونقاتلكم في مواجهة كيانكم الغاصب. لقد اجتزتم الحدود، لن أتكلم الآن كثيراً، ولكنني سأستعير عبارة واحدة من حرب تموز عندما خاطبتكم في المرة الأولى، وقلت لكم ايها الصهاينة ان أردتموها حرباً مفتوحة فلتكن حرباً مفتوحة ووعدت المؤمنين بالنصر لأنني أثق بالله وبالمؤمنين وبشعبنا ومجاهدينا.

 

اليوم كلمة واحدة فقط، أمام هذا القتل في الزمان والمكان والأسلوب، أيها الصهاينة إن كنتم تريدون هذا النوع من الحرب المفتوحة، فليسمع العالم كله، فلتكن هذه الحرب المفتوحة.

اكتفي بكلمة واحدة. ليسمعوا جميعاً، لبنان الذي قدمنا على أرضه أغلى قادتنا، وأزكى علمائنا، وأحب إخواننا وأبنائنا ونسائنا وأطفالنا شهداء، لبنان هذا لن يكون إسرائيلياً في يوم من الايام، ولن يكون موطئاً للصهاينة ، لبنان هذا لن يكون أميركياً في يوم من الأيام. لبنان هذا لن يقسم، ولن يفدرل، ومن يطلب الطلاق فليرحل من هذا البيت، وليذهب إلى أسياده في واشنطن وفي تل ابيب. لبنان هذا سيبقى بلداً للوحدة الوطنية والعيش المشترك والسلم الأهلي، ورغم أنوف الأقزام بلداً للمقاومة وبلداً للانتصار، وبلداً للكرامة الوطنية.

 

مشروح سخنرانی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط אליאכבר در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت 21:14 | لینک ثابت |

                                                                بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحيم

برادر عزيز جناب حجة الاسلام آقاي سيدحسن نصرالله

شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقاي حاج عماد مغنيه براي خود او كه سراپا عشق و شور جهاد في سبيل الله بود فوزي عظيم و سرانجامي سعادتبار است و براي ملت لبنان كه چنين مردان بزرگي را پرورده و به عرصه ي آزاديخواهي و مبارزه با ستم، تقديم كرده، مايه ي سرافرازي و سربلندي است.

فقدان اين مرد آزاده ي فداكار و برجسته، اگر چه براي همه ي انسانهاي شريف و همه ي آنان كه او را مي شناختند بويژه براي والدين و همسر و فرزندان عزيز و ديگر كسان و يارانش دردناك است، ولي زندگي و مرگ انسانهائي مانند او، حماسه اي است كه ملتها را بيدار ميكند و به جوانان الگو ميدهد و افقهاي روشن و راه رسيدن به آن را براي همه ترسيم مينمايد.

صهيونيستهــاي خونخوار و جنايتكار بدانند كه خون مطهر شهيداني همچون عماد مغنيه صدها عماد مغنيه مي آفريند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغيان را دو چندان ميكند. مرداني چون اين شهيد بزرگوار زندگي و آسايش و بهره منديهاي مادي خود را در راه دفاع از مظـلوم و مبـارزه با ظلم و استكبار فــدا كردند. و اين ارزش والائي است كه همه ي وجــدانهاي انسـاني در برابر آن سر تعظيــم فــرود ميـآورند. رضـــوان خدا بر او و بر همه ي مجاهدان راه حق باد.

من اين شهـــادت بزرگ را به شخص شمـا و به خـانواده ي گراميش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همه ي ملت لبنان تبريك و تسليت ميگويم.

                                                                                   والسلام عليه و عليكم ورحمةالله
                                                                                               سيدعلي خامنه اي
                                                                                                  25/بهمن/1386

نوشته شده توسط אליאכבר در جمعه 26 بهمن1386 ساعت 2:24 | لینک ثابت |

شهید عماد مغنیه

رفته بودم حج در گوشه ای با شیخ عبدالله ادیب(یا ادبی تردید از منه)در گوشه ای ایستاده بودیم جوانی از دور هویدا شد.داشت جلو می آمد آقای ادیب اورا شناخت و صدایش کرد جوان جلو آمد وسلام و احوال پرسی کرد.من که نمی شناختمش .شیخ او را معرفی کرد« عمادمغنیه» ومرا نیز .آنها همدیگر را در آغوش کشیدند ومن نیز با او دیده بوسی کردم اما او مرا در آغوش کشید و با جثه تنونمندش تمام محبتش را به من منتقل کرد و گفت:حاج آقا دعا کنید خداوند شهادت را نصیب من کند.وخدا چه زود حاجتش را براورده کرد و او را به حضور پذیرفت.

                                                                                 (حاج آقای فرازی امام جمعه چالوس)

نوشته شده توسط אליאכבר در جمعه 26 بهمن1386 ساعت 2:1 | لینک ثابت |

سی سال گذشت پر از درد و رنج و پر جهاد و مبارزه تنگاتنگ با دشمن ,دشمن تا بن دندان مسلح اما دلعلمدار مقاومت شهید مغنیه به دنیا بسته و ترسو بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَديدٌ تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ (14حشر)آنها از مرگ می ترسند واز شیران مقاومت نیز.چرا که خداوند خود فرموده: سَنُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمينَ (151آل عمران).

این ترس در آنها ریشه دارد نه اینکه مال امروز و دیروز باشد ,ریشه ای کهن دارد آنها از علمدار ترسی عجیب دارند مگر یادت نیست عاشورای 61 و مقتل علمدار را .وقتی دشمن در خود توان حمله و نبرد مستقیم را ندیدطور دیگر عمل کرد یکی گفت چکار می کنید مگر می شود با اینها رو در رو جنگید مگر نمی دانید که او پسر حیدر کرار است وباران سنگ و نیزه و تیر شروع شدوزره عباس شد مثل تیغ های جوجه تیغی  واین چنین علمدار را کشتند از پشت نخل ها و امروزخفاشان در دل شب تاریک تو را نکشتند که، جاودانه ات کردند و تو پر کشیدی و حیات یافتی و بگذار آنها نفهمند که لایغقلونند .

اگر آن روز علمدار را کشتند و گمان کردند که کار تمام است غاغل از این که علم هیچ وقت از دست علمدار زمین نیفتاده و علم سرپاست پس با رفتن تو نیز علم نخواهد افتاد تا آن که به دست منتقم بیفتد وآن وقت اوست و دشمن زبون و...

20 سال تحت تعقیب بودی مرد سایه نامیده شدی در جنگ 33 روزه آبری نداشته دشمن را ریختی ،25 میلیون دلار برای خبری از تو و... اما حالا دیگر به نفس مطمئنه رسیدی ومنتظریم ببینیم رویش صدها مرد سایه و صدها علمدار و صد عماد مغنیه را .مبارکت باد این مرگ سرخ که حیفت بود که در بستر بمیری تو باید شهید می شدی تو باید مرگ ئرا می کشتی وچه شیرین به مزد زحمات سی ساله ات رسیدی.

نوشته شده توسط אליאכבר در جمعه 26 بهمن1386 ساعت 1:58 | لینک ثابت |
اگر پيغمبر اسلام زنده مى بود امروز چه مى كرد ؟ درباره چه مسئله اى مى انديشيد ؟ والله و بالله قسم مى خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش امروز از يهود مى لرزد . اين يك  مسئله دو تا چهار تاست  . اگر كسى نگويد , گناه كرده است  من اگر نگويم و الله مرتكب  گناه شده ام , و هر خطيب  و واعظى اگر نگويد مرتكب  گناه شده است  . گذشته از جنبه اسلامى , فلسطين چه تاريخچه اى دارد ؟ قضيه فلسطين مربوط به دولتى از دولتهاى اسلامى هم نيست  , مربوط به يك  ملت  است  , ملتى كه او را به زور از خانه اش بيرون كرده اند . تاريخچه فلسطين چيست  ؟
 به قول عبدالرحمن فرامرزى : اين اسرائيلى كه من مى شناسم , فردا ادعاى شيراز را هم مى كند مى گويد : شاعرهاى خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته اند ملك  سليمان . هر چه بگويى آقا ! آن تشبيه است  , مى گويد سند از اين بهتر هم مى خواهيد ؟ مگر ادعاى خيبر را كه نزديك مدينه است  , ندارند ؟ مگر (( روزولت  )) به پادشاه وقت  عربستان سعودى پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد ؟ مگر اينها ادعاى عراق و سرزمينهاى مقدس شما را ندارند ؟ والله و بالله ما در برابر اين قضيه مسئوليم . به خدا قسم مسئوليت  داريم . به خدا قسم ما غافل هستيم . و الله قضيه اى كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است  , اين قضيه است  . داستانى كه دل حسين بن على را خون كرده , اين قضيه است  .
اگر مى خواهيم به خودمان ارزش بدهيم , اگر مى خواهيم به عزادارى حسين بن على ارزش بدهيم , بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن على امروز بود و خودش مى گفت  براى من عزادارى كنيد , مى گفت  چه شعارى بدهيد ؟ آي ا مى گفت بخوانيد : (( نوجوان اكبر من )) يا مى گفت  بگوئيد : (( زينب  مضطرم الوداع , الوداع )) , چيزهايى كه من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهاى پست  و كثيف  ذلت  آور تن ندادم و يك  كلمه از اين حرفها نگفتم ؟ ! اگر حسين بن على بود مى گفت  اگر مى خواهى براى من عزادارى كنى , براى من سينه و زنجير بزنى , شعار امروز تو بايد فلسطين باشد . شمر امروز موشه دايان است  . شمر هزار و سيصد سال پيش مرد , شمر امروز را بشناس . امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان مى خورد .
به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم , خودمان را شيعه على بن ابى طالب بخوانيم . اصلا من بايد بگويم بعد از اين داستانى را كه ما از على بن ابى طالب  نقل مى كنيم , حرام است  كه ديگر در منابر نقل كنيم كه : روزى على بن ابى طالب  شنيد دشمن به كشور اسلامى حمله كرده است  , و هذا اخو غامد و قد وردت  خيله الانبار . بعد فرمود : شنيده ام زينب  يك  زن مسلمان يا زنى كه در حمايت  مسلمانان است  را گرفته اند . شنيده ام دشمن , سرزمين مسلمين را غارت  كرده است  , مردانشان را كشته است  , اسير كرده است  , متعرض زنان آنها شده است  , زيورها را از گوش و دست  زنها جدا كرده است  . بعد همين على بن ابى طالب  كه ما اظهار تشيع او را مى كنيم و نسبت  به او حساسيتهاى بى معنى ودروغين نشان مى دهيم گفت  :  فلو ان امرءا مسلما مات  من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندى جديرا  . اگر يك  مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد سزاوار است  و مورد ملامت  نيست  . آيا ما وظيفه نداريم كه كمك  مالى به آنها بكنيم ؟ آيا اينها مسلمان نيستند , عزيزان ندارند ؟ آيا اينها براى حق مشروع بشرى قيام نمى كنند ؟ كيست  كه امروز منكر شود كه فلسطينيهاى آواره حق بازگشت  به وطن خود را ندارند ؟
برای دیدن متن کامل سخنرانی ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط אליאכבר در سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت 21:58 | لینک ثابت |
‏بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از پرسنل و فرماندهان نيروى هوائى ارتش۱۹ بهمن ۱۳۸۶

‏بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از پرسنل و فرماندهان نيروى هوائى ارتش
 در زمينه‏ى مسائل دنياى اسلام هم به نظر ما امروز مسئله‏ى فلسطين و مصيبت
غزه يك مسئله‏ى عمومى است؛ مخصوص همان مردمى كه در آنجا ساكن هستند، نيست اين مسئله؛ مال دنياى اسلام است؛ مال همه‏ى خاورميانه است؛ به يك معنا مسئله متعلق به همه‏ى ملتهاست.
يك سياست خاورميانه‏اىِ سرتاپا غلط و جنايت‏بار از سوى دولت ايالات متحده‏ى امريكا وجود دارد. سياست خاورميانه‏اىِ آنها تكيه‏اش به طور كامل به تأمين منافع امريكا در اين منطقه است؛ سر ملتهاى اين منطقه هرچه ميخواهد بيايد، بيايد. يعنى دهها ميليون يا صدها ميليون ملتهائى يا مردمى كه درا ين منطقه زندگى ميكنند، منافعشان هيچ؛ پامال بشوند، تحقير بشوند، كشته بشوند، داغدار بشوند، فشارهاى زندگى آنها را در هم بشكند، اهميتى ندارد، براى اينكه منافع امريكا در منطقه تأمين بشود. اين پايه‏ى سياست امريكا در منطقه‏ى خاورميانه است. اين البته چيز جديدى نيست؛ ملتها هم اين را ميدانند، دولتها هم اين را ميدانند؛ ليكن در عين حال گاهى انسان مشاهده ميكند در رفتارى كه بايد در مقابل اين سياست انجام بگيرد، كوتاهى ميشود.
ملت غزه، ملت فلسطين امروز با قدرت ايستاده‏اند؛ جاى تحسين دارد؛ حقيقتاً بايد اين ملت را تحسين كرد. زير اين فشار عظيم اقتصادى از يك طرف، و تهاجم و كشتار و فاجعه‏آفرينى و تخريب و حملات گوناگون، آتشبارى بر روى زن و كودك از يك طرف ديگر، در عين حال اين ملت ايستاده‏اند. هدف آنها اين است كه بين اين ملت و بين دولت منتخبشان جدائى بيندازند و هر كار ميخواهند بكنند و آن سياست را اجرا كنند. نشستند آن كنفرانس تاريخى را - كه كنفرانس بسيار ننگينى بود براى اين منطقه - راه انداختند، نتيجه‏اش شد اين. نتيجه‏ى نشستن با امريكا و با صهيونيست غاصب و درباره‏ى منطقه رايزنى كردن و تصميم‏گيرى كردن، همين است. رئيس جمهور امريكا آمد منطقه و رفت، اين آتش به جان مردم و زن و كودك منطقه‏ى غزه افتاد؛ اين محاصره، اين كشتار.
مذاكره كردن با اينها - در حالى كه هدف آنها روشن است در اين منطقه - چه فايده‏اى دارد؟ دولتهاى اسلامى بايد تصميم بگيرند؛ محاصره‏ى غزه را بايد ابطال كنند. ملت و دولت مصر در اين زمينه وظيفه‏ى بزرگى برعهده دارند؛ همه‏ى ملتهاى مسلمان هم بايستى كمك كنند تا دولت و ملت مصر بتواند به وظيفه‏ى خودش در اين زمينه عمل كند. يك زندان بزرگِ يك ميليون و نيمى درست كنند و زن را، كودك را، بچه را، از گرسنگى، از بى‏سيرى، از تشنگى، از نبودن سوخت، از نبودن گرما در زمستانِ سخت، آنجور بيازارند، مزارعشان را نابود كنند، باغاتشان را نابود كنند، تجارتشان را از بين ببرند؛ به اينها اكتفا نكنند؛ حملات هوائى و زمينى هم بكنند. اين قابل تحمل است؟ نبايد غاصبان و پشتيبانانشان بتوانند از عناصر ديگرى از فلسطينى‏ها عليه اين مردم مظلوم استفاده كنند. اگر چنين اتفاقى بيفتد، اين ننگ بر روى پيشانى آنها تا ابد خواهد ماند. نبايد از دولتهاى عرب بتوانند در اين زمينه استفاده كنند. اين يك مسئله‏ى بسيار مهم است.
راهى هم كه ملت فلسطين برگزيده است، همان راه درست است؛ يعنى راه مقاومت، راه ايستادگى و همين است كه بالاخره ملت فلسطين را نجات خواهد داد

نوشته شده توسط אליאכבר در شنبه 20 بهمن1386 ساعت 23:5 | لینک ثابت |

جستجوي پيشرفته

در كل مطالب و آرشيو وبلاگ


 
business articles
جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادي مان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در سراسر جهان به راه اندازيم. «امام خميني»