در این بخش در نظر است که نشریات و مجلاتی که در زمینه مسائل مربوط به صهیونیسم است معرفی گردند تا طالبانش بهتر بتوانند به آن ها دسترسی پیدا کنند.

اولین ودست به نقد ترین مجله ای که در دسترسم بود مجله افق بینا است.
این مجله ارگان انجمن کلیمیان تهران است که تقریبا پنج ماه یک بار منتشر می شود و عمدتا به مسائل کلیمیان ایران می پردازد و تفکرات یهودیان را درباره مسائل گوناگون منتشر می کند.این مجله واین انجمن ظاهرا مخالف صهیونیسم اسرائیل است و گه گه کشتار مردم فلسطین را و لو به طور نمایشی محکوم می کند .ولی اعتقاد به هولوکاست را جزو واجبات خود می داند گویا که در کتاب مقدس آمده باشد.این نکته هم شاید قابل توجه باشد که گه گاه تورهای مسافرتی را به اسرائویل برگزار می کنند. والبته برای خودشان. وبه هیچ غیر یهودی هم رو نمی دهند.
مهمترین رسالت این مجله نشان دادن چهره جذاب و نوع دوست و خیلی مهربان از یهودیان است.
این مجله به صورت اشتراکی منتشر می شود یعنی در دکه های مطبوعاتی پخش نمی شود.
این مجله نه سال است که منتشر می شودو آخرین شماره آن(شماره۳۳) در آبان ۸۶ منتشر شده است
وتوضیحات خودشان درباره نشریه:
بينا در لفظ عبري به معناي آگاهي و بصيرت است.
اطلاع رساني در جامعه كليمي ايران در سده اخير، با فراز و نشيبهاي فراوان جريان داشته است. نشريه افق بينا ادامه دهنده اين روند مطبوعاتي در حال حاضر است. بينا در فروردين 1378 اولين شماره خود را منتشر نمود. خط مشي اين نشريه شكلي دو بعدي دارد. از يك طرف، اطلاعات و اخبار جامعه كليمي را در اين جامعه منعكس ميكند و برخي مقالات را كه نوشته نويسندگان اين جامعه است درج مينمايد.
از سوي ديگر، افق بينا به عنوان ارگان انجمن كليميان تهران، به بيان ديدگاه رسمي انجمن و جامعه كليميان پرداخته و جهت تنوير افكار عمومي جامعه مسلمان ايراني، پارهاي از اعتقادات و باورهاي ديني فرهنگي يهود را عنوان و به ذكر برخي وقايع جهان يهود مي پردازد.
كليه اعضاي هيئت تحريريه اين نشريه از كليميان هستند، هر چند كه نشريه پذيراي مقالات و نظرات هموطنان غيركليمي نيز هست و در بسياري از موارد، ديدگاههاي نشريات كشور درباره فرهنگ و حوزه دين يهود را درج مينمايد.
بخشهاي مختلف نشريه عبارتند از : اخبار , فرهنگي ديني , اجتماعي , ادب و هنر , گوناگون , كودك و نوجوان , آموزش زبان عبري , بخش چكيده انگليسي.
صاحب امتياز: انجمن كليميان تهران
مدير مسئول: دکتر سیامک مره صدق
فرم اشتراک

نشاني: تهران - خیابان جمهوری -خيابان شيخهادي - شماره 385 - طبقه سوم - كد پستي 3331711397
تلفن: 66702556
نمابر: 66716429
نشاني الكترونيكي : bina@iranjewish.com
پيام به ملت شريف ايران، در پايان چهلمين روز ارتحال حضرت امام خميني(ره) 23/4/1368
شعاير اسلامي و مساجد و نمازهاي جمعه و عزاداريها، از جمله عواملي است که در پيروزي انقلاب و تداوم آن، نقش تعيينکنندهيي داشته است. ملتهاي مسلمان اکنون در همه جاي عالم، با بهرهگيري از تجربهي ملت ايران، به مساجد و شعاير ديني اهتمام خاصي نشان ميدهند. نهضت فلسطين و بسي نهضتهاي ديگر، امروزه از مساجد و نمازهاي جمعه و جماعت، نيرو و توان ميگيرد. سزاوار است که ملت عزيز ايران، نقش اين شعاير را همواره به ياد داشته باشد.
اينجانب همهي مردم - بخصوص جوانان - را به پُر کردن مساجد و حضور در نمازهاي جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزاداري سالار شهيدان حسينبنعلي(ع) توصيه ميکنم. البته روح و مضمون حقيقي اين شعاير و مراسم بايد به طور شايسته حفظ شود و معنويت و توجه و فراگيري بر آن حاکم باشد.
خطبههاي نمازجمعهي تهران 23/4/1368
حياة الامامالخميني(اعلياللهکلمته) کانت درسا حيّا في جميع ابعاد الاسلام.
علّمنا اولا ان نوحّد الله في کل حرکاتنا و سکناتنا و ان نبتغي وجهه وحده و ان نخشاه و لانخشي سواه.
اقيمت الدولة الاسلامية الکريمة بفضلالله و عونه، و تصاعد الجهاد الاسلامي لاقامة حاکمية الله في افغانستان و انتفاض الشعب الفلسطيني ليستعيد عزّته و کرامته بعد اربعين عامّا منالهوان و تحرّک المسلمون علي طريق الرسالة في بقاع مختلفة من ارض المسلمين.
خطبههاي نماز جمعهي تهران 28/7/1368
در اين چند هفتهي گذشته ديديد که چگونه قدرتهاي بزرگ دنيا، دست به هم دادند تا سرنوشت لبنان را - درست بر خلاف مصالح مردم و اکثريت مسلمان مظلوم و مستضعف آن کشور - ببندند و رقم بزنند. همچنين برخورد با مسألهي فلسطين و خيانتي را که برخي از سران و بزرگان عرب و قدرتمندان کشورهاي عربي، با همدستي بعضي از سران منتسب به فلسطين انجام دادند، در نظر بگيريد که اين هم در همين چارچوب قابل بررسي است. داخل سرزمينهاي اشغالي، مسلمانان مظلوم فلسطيني، شامل جوانها و زنها و مردها، با تن و جان خودشان مبارزه ميکنند و قدرتمندان، نسبت به اين جامعهي مظلوم فلسطيني، ذرهيي احساس وجدان انساني نميکنند.

وضع دنيا را تا آن جايي که به ما مسلمانان مربوط است، مشاهده ميکنيد، خبرها را ميشنويد، فشار روي گروههاي مسلمان در دنيا را ميبينيد، وابستگي دولتهاي مرتجع و مزدور را که بر خلاف مصالح کشورهايشان کار ميکنند، مشاهده مينماييد و ميبينيد که چگونه افکار عمومي دنيا در مقابل اين ظلمهاي آشکار ساکتند. اين، چيز سخت و غيرقابل تحمل يا صعبالتحملي است.
امروز، وقتي حادثهيي در دنيا اتفاق ميافتد - از قبيل حوادث منطقهي خاورميانه، لبنان و فلسطين - و ملت و شخصي مظلوم واقع ميشود و ظلمي در يکجا اتفاق ميافتد و از دهان کسي، حرف غلط و قلدرمآبانهيي خارج ميشود، اگر بخواهيم اعتراض کنيم و موضعگيري نماييم و آن کار را لازم و تکليف خود بدانيم، هيچ ملاحظهي سياسي و ترس از هيچ قدرتي، ما را از موضعگيري باز نميدارد.
سخنراني در ديدار دانشجويان و دانشآموزان، بهمناسبت سيزدهم آبان 10/8/1368
اگر شما امروز به صحنهي سياسي دنيا نگاه کنيد، از اين قبيل چيزها زياد مشاهده ميکنيد. اينکه قدرتها بيايند کشوري را قرق کنند و ملتي را از خانهي خودش بيرون نمايند و بِزور، دولت ديگري را در آن جا تشکيل دهند و جاي آنها بنشانند، اين همان حرکت استکباري است. در حادثهي فلسطين، قدرتهاي زورگوي دنيا دست بهدست هم دادند و يک ملت را از خانهي خودش بکلي آواره کردند. اين، چيز خيلي بزرگ و عجيبي است. امروز، دنيا به اين رويه عادت کرده است که ملتي را از داخل کشورش اخراج کنند و سپس بِزور، آدمهايي را از جاهاي مختلف دنيا بياورند و در آنجا بنشانند و يک ملتِ دروغين و مصنوعي بهوجود بياورند و دولتي را هم در رأسش بگذارند تا منافع قدرتهاي بزرگ در آن منطقهي عربي حساس تأمين بشود!! اين، همان استکبار است. 
سخنراني در ديدار جانبازان، خانوادههاي معظّم شهدا، اسراو مفقودان 24/8/1368
گروههاي مسلماني که براي دفاع از اسلام قيام ميکنند، بهوسيلهي سردمداران آن کشورها به راحتي زير فشار و شکنجه و زندان قرار ميگيرند و قدرتهاي جهاني هم از اينها - يعني از دولتها - حمايت ميکنند. مصر، امروز اين گونه است. بسياري از کشورهاي ديگر در دنيا همين گونهاند. يک ملت مسلمان مانند ملت فلسطين را از شهر و خانه و کشورشان بيرون ميکنند و قدرتهاي بزرگ جهاني هم به اين کار کمک مينمايند و بلکه خودشان آن را انجام ميدهند. پس، ميبينيد که امروز تجهيزات و قدرت و امکانات دشمنان اسلام براي فشار آوردن روي مسلمانها و طرفداران اسلام، با گذشته خيلي تفاوت کرده است.
حالا در اين شرايط، اگر ملتي براي دفاع از اسلام و براي عظمت دادن به آن قيام کند و در راه اعتلاي اسلام مجاهدت نمايد و از کسي و چيزي نترسد و در راه اين مجاهدت به شهادت برسد، اين قيام و مجاهدت و شهادت، از هميشهي تاريخ باارزشتر است
مسلماني جوانان امروز ما که در راه خدا مقاومت و مجاهدت و ايستادگي ميکنند، مثل مسلماني جوانيهاي ابيذرغفاري و حنظلهي غسيلالملائکه و مصعببنعمير است. مثل مسلماني گذشتگان ما نيست که عمري مسلمانِ خوب هم بودند - که خداي متعال يقيناً اجرشان را هم خواهد داد - نمازي ميخواندند، عبادتي ميکردند، کاسبييي ميکردند و دنبال کار خودشان بودند؛ نه امر به معروف و نهي از منکري بود، نه جهادي بود و نه مواجهه با دشمنان خدا. اين کجا و آن کجا؟ اين دو حالت با يکديگر خيلي فرق دارد.
پيام به گردهمايي سراسري فرماندهان بسيج 2/9/1368
خائنانه، با دست خالي به مبارزات حقطلبانه ادامه ميدهند، با روشهاي خشن و غير انساني سرکوب ميشوند و زن و کودک و پيرشان به دست سربازانِ دستورگرفتهي صهيونيست شکنجه و تارومار ميشوند و از اينهمه مدعيان حقوق بشر از دولتهاي غربي صدايي برنميخيزد و امريکا و انگليس و برخي ديگر، حمايت عملي و تشويق زباني هم ميکنند!
در لبنان، علاوه بر اردوگاههاي آوارگان مظلوم فلسطيني، خانه و کاشانهي مسلمانان لبناني به وسيلهي جتهاي اسرائيلي بمباران ميشود و زن و مرد و پير و جوان رهگذر و غير نظامي به خاک و خون کشيده ميشوند و روحاني موجه و محترمي،[1] نيمه شب به وسيلهي مزدوران صهيوني از خانهي خود ربوده ميشود، و از ميان اينهمه دولت غربي که سالهاست محکوم کردن تروريسم و آدمربايي را ترجيعبند همهي حرفهاي خود قرار داده و به قصد کسب وجهه، مدام هر دولت مخالف منافع خود را بدان متهم ميدارند، حتّي يک نفر هم در برابر اين حرکتهاي زشت و وحشيانهي تروريستي، موضعي جدي نميگيرد و از اينکه دولتي اينطور قلدرانه به خانهي مردم کشوري ديگر بمب بريزد، يا از آن آدم بربايد، متأثر نميشود!

اگر قلدران عالم، خوشخيالانه گمان ميکنند که اين سنگر مظلومان و اين مدافع مستضعفان و اين پايگاه مبارزه با نظام سلطه و ظلم و استکبار جهاني، لحظهيي هدفهاي بزرگ خود را از ياد خواهد برد، سخت در اشتباهند. ما همچنان و هميشه مدافع ملتهاي مظلوم و زير يوغ استکبار هستيم و خواهيم بود. ما همواره در کنار ملت مسلمان و مبارز و رشيد فلسطين، بر ضد صهيونيسم جنايتکار هستيم و خواهيم بود، و به برادران فلسطيني خود توصيه ميکنيم که راه خدا - يعني مبارزه با دشمن غاصب و حاميانش - را با توکل و اعتماد به خدا و تا نابودي دولت صهيونيست غاصب ادامه دهند. ملت بزرگ و بسيجيان مؤمن و فداکار ما، دفاع از فلسطين را فريضهيي ديني ميشمارند ودر راه خدا هيچ هدفي را دستنيافتني نميدانند. ما همواره از حق ملت مظلوم افغانستان در برابر آنانکه با او به زور يا تزوير عمل کردهاند، دفاع خواهيم کرد و معتقديم ملت افغان که با نثار خون هزاران شهيد توانسته نيروهاي بيگانه را از خانه خود بيرون براند، در سايهي توکل به خدا و قطع اميد از قدرتهاي مداخلهگر و کساني که به آنان خدمت ميکنند، خواهد توانست نظام اسلامي مستقل از شرق و غرب و مبتني بر خواست و ارادهي ملت را در کشور خود مستقر نمايد. ما خود را همواره نسبت به ملت مقاوم و مظلوم لبنان که دستخوش توطئهي مشترک صهيوني، ماروني، امريکايي است، داراي تکليف دانستهايم و خواهيم دانست. اين، راه ما و وصيت امام عظيمالشأن ما و دستور اسلام ماست و بدان همواره وفادار خواهيم ماند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] شيخ عبدالکريم عبيد
داستان من و لیلی
به قول یکی از دوستان فاضل ما کتاب ها چند دسته اند :بعضی روزنامه ای است یعنی همین که فهرستش را برانداز کردی کافی است و ارزش وقت صرف کردن را ندارند برخی کتابها حکم دارو را دارند یعنی هروقت که نیاز پیدا کردی رجوع می کنی ولی بعضی کتب بالینی هستند یعنی همیشه به آن نیاز داری واصلا باید شب ها با ان بخوابی.ما این گونه کتب را کتاب های بلعیدنی می گوییم.
کتابی که اسم بردم از این گونه کتاب هاست .برای این که متوجه شوی که اهمیتش تا کجاست من اول داستان خودم و این کتاب را می گویم و بعد در مورد این کتاب توضیح می دهم.
چند سال پیش که جوان بودم و حال و حوصله دردسر داشتم روزی گذرم به مرکز مطالعات فلسطین در تهران افتاد و در ضمن کتاب هایی که از انجا امانت می گرفتم چشمم به این کتاب افتاد کمی برادازش کردم و تورقی و بعد کمی از آن را خواندمواقعا حظ بردم .هرچه به مسئول کتاب خانه اصرار و التماس کردم که این کتاب را یک ساعت به من امانت دهید،کهاز آن کپی بگیرم .نداد که نداد می گفت این کتاب جزو کتاب های مرجع است و جروجش غیرقانونی. کتاب هم چاپ رسمی نشده بود فقط در همان اوایل انقلاب چند نسخه ازآن چاپ کرده بودند و به نهادهای مربوطه داده بودند
چند ماه به دنبال این کتاب در سایر مراکز فعال در زمینه فلسطین بودم تا این که کتاب را در انجمن دفاع از ملت فلسطین یافتم ولی مسئول کتاب خانه آنجا مثل این که ما را حالو گیر آورده بود می گفت کتاب محرمانه است!!!!
چند ماه گذشت و ما همچنان در آرزوی دست یابی به این کتاب بودیم .در سفری که گذرمان به حریم پرمهر امام رضا(ع)افتاد مشکل ما به لطف ایشان حل شد .کتاب را در لیست کتاب های کتاب خانه مسجد گوهرشاد پیدا کردم ومحل نگهداری کتاب در حسینیه امام رضا(ع)واقع در خیابان شهید هاشمی نژاد بود کتاب را بالاخره آنجا پیدا کردم ولی چون این کتاب حتی یک خواننده نداشت آن را در انبار بایگانی کرده بودند بالاخره نبش قبر صورت گرفت و ما به وصال محبوب رسیدیم (بماند که مسئول کتاب خانه آنجا با روی باز از ما استقبال کرد و خودش با این که مرا نمی شناخت ضامنم شد و گفت کتاب راببر هر وقت کارت با آن تمام شد برای ما بفرست وبماند که ...این کجا و آن رفتارتهرانی ها کجا وحالا من از این ها حرف هایی برای گفتن دارم که بماند...).
واین متنی که خواهد آمد از روی همین کتاب تهیه شده است و همین جا از دوست بسیار عزیزم که زحمت تایپ آن را می کشند کمال تشکر را دارم .
شیعه از ان روزی که پا گرفته خاری بوده در چشم دشمنان لذا یهود به عنوان بزرگ تشیع همیشه در پی شناسائی رهبران و طرز تفکرات آنها بوده است .وآن ها ما و تفکرات و داشته های ما را شناسائی می کنند تا به مرور بتوانند آن ها از اولویت بیاندازند و برای آنها جایگزین بی خطری پیدا کنند.و اسلام آمریکایی پیشنهادی است که همیشه پیشنهاد می کنند واین همان دینی است که نیازهای آن ها را برآورده می کند.القصه در اکثر دانشگاه های دنیا نهادهای شیعه شناسی وجود دارد وآن ها همیشه سعی می کنند گام های اینده جهان تشیع را شناسایی کنند و گامی را که خود می خواهند فرا روی ما قرار دهند.این لینک راببین گزارشات مطالعات اسلام شناسی
با شروع انقلاب صهیونیسم بین الملل گام های جدی را برای شناخت تشیع انجام داد و این کتاب مقالات یکی از مهمترین همایش های صهیونیست ها برای شناخت تشیع و جریان حاکم آن در ایران است که در تل آویو برگزار شده است.
که در شناخت صهیونیسم و تفکرات آن ها نسبت به شیعیان بسیار موثر است.و در یک جمله راه گشاست البته برای اهلش.
وبا این امید این کتاب را در اختیار همگان قرار خواهیم داد به امید روزی که صهیونیسم جهانی مقهور امام منصور گردد.
این برداشت منه از این مقوله و این کتاب و خوشحال میشیم نظر شما رو هم بدونم.
متن زیر قسمتی از سخن رانی استاد مهدی طائب در همایش جوان امروز و جهان فردا است که با عنوان«دنیا بازیچه دست یهود» در سال 85 در تهران برگزار شده است .وچون از نوار پیاده شده با همان عبارت سخنرانی و بدون ویرایش ارائه می گردد.
می خواستم کمی در مورد استاد طائب بگویم ولی دیدم تعریف من هرچه باشد در شان ایشان نیست وحق ایشان راادا نمی کند .وهرکه اورا می شناسد که می شناسد و آن که نمی شناسد خواهد شناخت.وهمین بس که درمبحث دشمن شناسی یکه تاز میدان است .ایشان با تکیه بر منابع اسلامی و قرآن به معرفی چهره پنهان دشمن می پردازد.
از مباحث ایشان در دشمن شناسی دوکتاب به چاپ رسیده یکی «تبار انحراف» که به بحث دشمن شناسی از اول آفرینش تا شهادت پیامبر می پردازد و بالاخص روی یهود از زمان موسی (ع)تا شهادت رسول اعظم اسلام مانور خوبی می دهدکه متنش در وبلاک وجود دارد و دیگری«مهار انحراف» که به مباحث بعد از شهادت پیامبر تا جنگ نهروان می پردازد که ایشان د رمورد این کتاب جمله ای داشتند که بماند ...
مباحث ایشان سه شنبه ها بعد از نماز مغرب وعشا والبته خط در میان ادامه دارد و سر خط بحث به دوران امام رضا(ع)رسیده است .
ضمنا دو سخنرنی از ایشان در سایت مهدیه تهران وجود دارد که در محرم امسال و سال پیش ایراد شده است که لینکش را می گذارم
سخنراني شب سيزدهم محرم 12/11/1385 | |
سخنراني شب دوازدهم محرم 30/10/86 |
ومجله موعود چندمصاحبه با ایشان داشته که در سایت مجله وجود دارد .
وبلاگی هم وجود دارد که بعضی از مواضع ایشان در آنجا ثبت است گرچه این وبلاگ ارتباطی با ایشان ندارد و خیلی وقته که به روز نشده.
رب اشرح لی صدری ویسر لی امری واحلل عقده من لسانی
قال الله تبارک و تعالی:لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا
یکی از مهمترین مباحثی که برای هر فرد مسلمان بلکه هر فردی که عاقل هست ،لازم هست بحث دشمن شناسی است . در طول تاریخ ما هر چه ضربه خوردیم بیشتر از این ناحیه بوده که مردم یا مسلمان ها دشمن شناسی نداشتند یعنی دشمن را نمی شناختند به این معنا که درتشخیص دشمن کم می آوردند. امام حسین (ع) در روز هشتم ذی الحجه از مکه رفتند بیرون. شما تصور بکنید مکه در زمان جح پر بود از حاجی . سفر حج سفر تفریحی نیست . چون خانه خدا در جایی است که نه آب آنجا و نه هوای آنجا متناسب برای نیست حالا الان یک مقدار امکانات را خنک کردن اینها را آوردند. آبهای تصفیه .را از این طرف وآن طرف می آوردند. اما در زمان امام حسین (ع) این امکانات نبود بنابرین اگر کسی مکه می آمد فقط برای خدا می آمد پس این جمعیتی که درون مکه هستند مسلمانند برای خدا آمدند،خانه خدا را زیارت کنند . امام حسین را هم به عنوان امام نمی شناسند ،نه ،ولی به،عنوان یک آدم خوب قبولش دارند،به عنوان نوه ی رسول الله (ص) ، عالم .امام حسین را آنقدر قبول داشتند که او را امیر الحاج قرار داده بودند . امیر الحاج یعنی کسی که اول ماه را اعلام می کند.وقتی که او محرم به احرام حج شد دیگران محرم می شوند ، او روز عید را اعلام می کند ، یعنی همه کاره حج . معمولاً امیرالحاج باید از طرف حکومتها تعیین می شد ،اما آن سال به دلیل در هم ریختگی ای که در فاصله مرگ معاویه وروی کار آمدن یزیدبود وجود امام حسین (ع) بود. امام حسین (ع) را امیر الحاج قبول داشتند یعنی انقدر امام حسین (ع) را قبول داشتند .همه منتظر بودند امام حسین محرم شود که آنها هم محرم شوند . یهو دیدند امام حسین بار بسته دارد بیرون می رود می دانستند امام حسین نمی خواهد با یزید بیعت کنند . این را می دانستند . امام حسین چهار ماه در مکه بود و به همه اعلام کرده بود که من با یزید بیعت نمی کنم .این را می دانستند . سوالشان این بود که چرا شما الان می خواهید از مکه بیرون بروید ؟ ما می دانیم شما می خواهید علیه یزید خروج کنید ،ولی چرا هشتم ذی الجه را انتخاب کردید ؟ تا پایان حج پنج روز فاصله است . شما (5) روز دیگر بمان ، سیزدهم ذی الحجه بیرون برو . ولی این(5) روزه اینقدر حساس است که شما حج را رها کنید و بروید چرا الان می خواهید بروید ؟ . سوال از این بود که چرا هشتم را انتخاب کرد . حضرت فرمود : اگر من بمانم حرمت حرم شکسته می شود . گفتند: یعنی چه ؟ فرمود: یزید مرا در خانه خدا می کشد .نه ،یزید و کشتن شما ،آن هم در حرم، در مسجد الحرام . نه آقا شما اشتباه می کنید ،شما نسبت به یزید دچار توهم توطئه هستید .یزید این چنین آدمی نیست . هیچ کس حرف امام را باور نمی کرد . میدانید مشکل کار کجاست . مشکل کار اینست که اینها نمی دانند یزید دشمن است ، نمی دانند یزید کیست اگر می دانستند که یزید کیه واگر می دانستند یزید چه موجودیست ،می ایستادند در کنار امام حسین و از او دفاع می کردند مشکلشان این بود که دشمن را نم شناختند و به همین دلیل به امام حسین می گفتند تو اشتباه می کنی .
آیا دلیلی داریم برای این که اگر می دانستند امام حسین راست می گویند واگر می دانستند یزید دشمن است می ایستادند و از حسین ابن علی دفاع می کردند .آیا دلیلی بر این مطلب دارییم بله این مردم مکه که امام حسین را به او اعتراض کردند که چرا می روی عین همین اعتراض ها را مردم مدینه داشتند وقتی امام حسین می خواستند از مدینه بیرون بروند گفتند کچرا با یزید بیعت نمی کنی فرمودند وقتی که اسلام و امت مسلمان به فردی مثل یزید مبتلا بشود باید با اسلام خداحافظی بکنی مگر چه فرقی است بین یزید و معاویه شما با معاویه بیعت کردید چرا با یزید بیعت نمی کنی شما دارید اشتباه می کنید یزید آن طوری که شمکا می گویید نیست خوب امام حسین از مدینه آمدند بیرون کاروان شان پر بود یک کاروان 200-300 نفری خود آقا بود ند عباس (ع) بود علی اکبر بود خوب این ها اهالی مدینه بودند و با اهالی مدینه حشرو نشر داشتند و رفیق بودند این کاروان از کربلا برگشت، به اهالی مدینه گفتند کاروانی که رفته بود برگشت .همه آمدند استقبال کاروان نگاه کردند دیدند کاروان خالی است مردهای کاروان نیستند پس چه شدند اول از امام حسین سراغ گرفتند این الحسین گفتند قدقتل کشته شد این العباس عباس بن علی چه شد قد قتل مسلم بن عقیل چه شد قدقتل علی اکبر کو قدقتل.
چرا چه کسی این ها راکشت یزید چرا ؟
این را بدانید این کاروان اسرای کربلا ،این ها به هر کجا که کی رسید ان جا بحرنی می شد از خود کوفه گرفته تا به شام به مدینه که رسید خوب امام حسین در مدینه زندگی میکرد اصلا متولد مدینه بود دیگه با اهالی مدینه حشر و نشر داشت خود عباس بن علی علی اکبر مدینه یکپارچه گریه شد عزاداری یک سال مدینه مبتلای به عزاداری بود اصلا نمی شد زندگی کرد فردی بود به نام عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه رئیس انصار بود رئیس مدنی ها بود رئیس فکری مردم بود او فرزند حنظله ای بود که در جنگ احد در رکاب پیامبر شهید شد او فرزند شهید بود او یک سال از امام حسین کوچکتر بود اوهم از جمله کسانی بود که به امام می گفت تو اشتباه می کنی که می روی و این عالم بود مورد مراجعه مردم بود مردم آمدند و جمع شدند و گفتند بیا مشکل را حل کن در این شرایط اصلا نمی شود زندگی کرد چه کنیم برو شام ببین حق بایزید بوده یا با امام حسین بوده اگر حق با یزید بوده دیگر گریه نکنیم و اگر حق با حسین بن علی بوده تکلیف خودمان را بدانیم.
تازه بعد از یک سال می خواهند برون سمت دشمن شناسی عبدالله رفت شام وقتی وارد کاخ یزید شد همه چیز را فهمید که آن چیزی که حسین بن علی می گفت راست است که یزید دین ندارد یزید بی دین است
یزید بعد از حادثه عاشورا مملکت اش به هم ریخته بود کوفه بحرانی شده بود شام بحرانی بود مکه سقوط کرده بود .که آنجا را عبدالله بن زبیر گرفته بود تازه به او خبر دادند که مدینه هم بحرانی شده، خیلی دنبال این بود که دیگر قضیه مدینه را حل کند لذا عبدالله را خیلی تحویل گرفت هر چه سعی کرد که بداند عبدالله چه می گوید ولی او چیزی نگفت 100000 دینار به داد که برو این را خرج مدینه کن .
آمد مدینه گفتند چه خبر گفت ما اشتباه کردیم حسین بن علی راست می گفت حال چه کنیم گفت مدینه را می گیریم زدند بنی امیه را از شهر بیرون کردند مدینه سقوط کرد این ها همان مردمی بودند که به امام حسین می کفتند تو اشتباه می کنی! خبر سقوط مدینه را به یزید دادند خیلی عصبانی شد او یک نیرو داشت به نام مسلم بن عقبه که خیلی خبیث بود از رحمت خدا مایوس بود او را فراخوان کرد گفت میروی مدینه را برای من آزاد کنی گفت تو هر کاری بگویی برای تو انجام می دهم گفت اول برو مدینه و مکه را آزاد کن وسه روز مدینه برای تو حلال است بعد برو مکه را آزاد کن 15000 نیرو برداشت و آمد مدینه .
به مدینه خبر رسید که لشکر از شام می آید گفتند مقاومت می کنیم د دور شهر را خندق کندند عین جنگ احزاب نیروی مسلم آمد و پشت خندق گیر کرد بعد از 15 روز جنگ به او خبر دادند که سمت مسجد قبا نقطه ضعف خندق است از همین زاویه ردندخط شکست و وارد مدینه شدند و عبدالله و100 نفر یارانش جلوی مسجد قبا کشته شدند این ها ریختند داخل مدینه و جنگ شروع شد و مدینه 10000 کشته داد و مدینه سقوط کرد به دست مسلم و سه روز مدینه برای این ها حلال بود. پایان روز سوم گفت بروید اصحاب رسول الله را کت بسته بیاورید و مهر بزرگی درست کرد و روی آن نوشت «هذا عبد لیزید».این برده یزید است. اصحاب را یکی یکی آوردند که یا اقرار کن که برده یزیدم و گرنه کشته می شوی تا اقرار به بندگی یزید می کرد مهر داغ شده را به پیشانی اش می چسباند مدینه 10000 نفر کشته داد یک سال بعد از حادث عاشورا چرا ؟چون حالا فهمیدند دشمن کیست امام حسین وقتی می خواست از مدینه برود بیرون به او می گفتند تو اشتباه کردی !!!.
داستات داستان دشمن شناسی است که ندارند و ما در طول تاریخ از همین نقطه ضربه خوردیم یعنی نمی دانستند که دشمن کیست و الا مسلمانان حاضر به مقاومت بودند. این بحث از ضروری ترین مباحث است.
باور کنید مشکل از من نیست .سایت مشکل داره
ادامه مطلب
به علت حجم نه چندان بالای متن کتاب تبار انحراف و ضعف
سیستم بقیه کتاب را در ادامه مطلب ببینید.
ادامه مطلب

| مشخصات كتاب | |||
| تعداد جلد: | 0 | شماره جلد: | 0 |
| شابك: | 8-8465-60-964 | ديوئي: | 956/94 |
| كنگره: | DS-/117-/8م-5د- | ||
| نقشه: |
خير |
تصوير: |
خير |
| منابع: زيرنويس: |
خير |
پي نويس: |
خير |
| كتابنامه: از صفحه: | 329 | تا صفحه: | 335 |
ادامه مطلب
سخنراني شب سيزدهم محرم 12/11/1385