سخنراني در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زايران حضرت رضا(ع)2/1/1369
اينکه کسي ادعا کند ما طرفدار حقوق بشريم، قضيه را تمام نميکند. طرح قضيهي حقوق بشر از طرف سردمداران امريکا، چه حالا و چه در روزهاي قبل، يک دکان و يک وسيله براي استفادهي بيشتر است. اينها به حقوق بشر اعتقاد ندارند. اينها کساني هستند که در مقابل چشمشان، حکومت صهيونيستي در کشور فلسطين، مردم فلسطين را به بدترين وجهي زير فشار و کشتار و اختناق و شکنجه قرار ميدهد و آنها حاضر نيستند حتّي به زبان، عمل او را محکوم کنند. فلسطينيها انسان نيستند؟! حقوق بشر شامل فلسطينيها نميشود؟!

اينها کساني هستند که مرتجعترين و مستبدترين حکومتهاي دنيا متکي به آنهايند، از آنها مدد و کمک ميگيرند و انسانها را نابود ميکنند. شما در دنيا نگاه کنيد، ببينيد کشورهايي که حتّي يک مجلس شورا - ولو به صورت شکلي و اسمي - ندارند، کدامند؟ الان کشورهايي هستند - احتياجي به اسم آوردن نيست؛ همهي شما اين کشورها را ميشناسيد - که ادارهي امور آنها، بدون کوچکترين دخالت و آراي مردم انجام ميگيرد. حکومتهاي آنها، فردي مطلق است. پارلمان و انتخابات ندارند و در نتيجه مردم نمايندهي قانونگذار و رئيس جمهوري هم که انتخابش بکنند، ندارند. يک نفر يا يک خانواده، بر مردم و ثروت و نفت اين کشورها حکومت مطلق ميکند و هر کاري دلشان بخواهد، از کشتار و اختناق و حبس و زجر و بقيهي توهينها و اهانتها، با مردم اين کشورها انجام ميدهند. اين دولتهاي اينقدر مختنق و مرتجع، اينقدر دور از پيشرفتهاي سياسي عالم و بياعتنا به حقوق انسان، نورچشميهاي امريکايند و امريکا بزرگترين مدافع اين کشورهاست! امريکا طرفدار حقوق بشر است؟ اگر اينطور است، چرا به اين دولتهاي زوري اختناقي فاسدِ بياعتناي به دمکراسي و حقوق بشر، يک يادداشت کوچک اعتراض نميفرستد که حقوق بشر در کشور شما مورد بياعتنايي قرار گرفته است؟!
پيام به مناسبت روزجهاني قدس 24/1/1369
بسماللهالرّحمنالرّحيم
برادران مسلمان در سراسر جهان، ملت عظيمالشأن ايران!
فرارسيدن روز جهاني قدس، وظيفهي مبرم پشتيباني و دفاع از ملت مظلوم فلسطين را بار ديگر با تأکيدي از هميشه بيشتر، به مسلمانان غيور جهان يادآوري ميکند. اکنون درحاليکه ملتها در اروپا، توافقهاي اسارتبار ناشي از جنگ دوم جهاني را نقض کرده، حق حاکميت و ارادهي ملي امروز خود را به خواستهي قدرتهاي فاتحِ ديروز مقدم ميشمارند، ملت فلسطين روزبهروز فشار و ظلم و تعدي بيشتري را از ناحيهي غاصبين و هم از ناحيهي حاميان رسمي و غيررسمي آنان تحمل ميکنند. در همين روزهاي ماه مبارک رمضان، مردم روزهدار فلسطين در خانهي خود، انواع سختي را از دشمن غاصب ميکشند. خيابانها در اراضي اشغالي، به خون جوانان فلسطيني آغشته و زندانها از آنان پُرشده است و دولتهاي غربي - اين مدعيان دروغگوي دمکراسي و حقوق بشر - نه فقط کمترين اعتراضي نميکنند، بلکه احياناً غاصب متجاوز را حمايت و تشويق نيز ميکنند.
حادثهي بسيار مهم و تکاندهندهي اخير - يعني انتقال دستهجمعي و مستمر يهوديان شوروي به فلسطين - به مسألهي فلسطين ابعاد جديدي ميبخشد و اهميت اين مسأله را در توافقهاي پنهاني امريکا و شوروي نشان ميدهد.
سکوت رضايتآميز اغلب سران کشورهاي عربي که در مواردي حتّي با خيانت صريح همراه است، به اضافهي مواضع ذلتبار و خائنانهي مدعيان رهبري ملت فلسطين، حلقههاي پيوستهي زنجير غدر و ظلم و تعدي و خيانتي است که ميخواهد سرزمين اسلامي فلسطين را هميشه مغصوب و ملت مجروح و مظلوم آن را هميشه اسير و آواره بدارد.
جنجال دروغين معارضه با اسرائيل که از طرف رؤساي رژيم عراق به راه افتاده و در رسانههاي صهيونيستي غرب هم با آبوتاب مطرح ميشود، مکمل نقشههاي استکباري و وسيلهيي است براي پوشاندن خيانتي که با سکوت دولتهاي عربي نسبت به مسألهي فلسطين انجام گرفته و نيز براي تحتالشعاع قرار دادن مسألهي مهم انتقال يهوديان شوروي به فلسطين اشغالي.
آنچه در مدت چهل سال اخير از سوي رژيم غاصب به کشور و ملت فلسطين وارد آمده، براي تجربه کافي است. کافي است تا ثابت کند که از راه توسل به قدرتهاي مسلط عالم و وابستگان آنها در منطقه، هيچ اميدي به نجات فلسطين نيست.
انقلاب بزرگ اسلامي ما نشان داد که کليد حل مشکلات بزرگ، در دست خود ملتهاست و ارادهي انسانهاست که در صورت تکيه به خدا و اعتماد به وعدهي الهي، بر تدبير و خواست قدرتهاي مسلط غلبه خواهد کرد. و امروز با حوادثي که در نقاط متعددي از جهان رخ داده، نقش ملتها بيش از پيش به اثبات رسيده است. در برابر درندهخويي رژيم صهيونيست غاصب فلسطين، تنها ارادهي ملت فلسطين است که ميتواند بايستد و با مقاومت مردانهي خود، دشمن را به عقبنشيني و قبول شکست وادار سازد.

دولت اسرائيل، با اعمال جنايتکارانهي خود در فلسطين و لبنان و بمباران وحشيانهي اردوگاهها و دزدي و آدمربايي و فساد در داخل و خارج مرزهاي فلسطين، نشان داده است که به هيچ اصل انساني و هيچ قانون بينالمللي پايبند نيست. آنها که گذشتهها را فراموش ميکنند، چگونه ميتوانند جنايات روزمرهي صهيونيستها در فلسطين و لبنان را که بيوقفه ادامه دارد، ناديده بگيرند؟
خوشبختانه بيداري اسلامي ملت فلسطين، افقهاي آينده را تا حدود زيادي روشن کرده است. امروز نسل نوين ملت فلسطين، با نام خدا و تمسک به ايمان اسلامي مبارزه ميکند و اين مبارزهيي بسيار اميدبخش است و چنانچه مشهود است، دشمن - چه حکام صهيونيست، چه امريکا و ديگر پشتيبانان اسرائيل و چه خيانتکاران منطقه - از اين حرکت جديد کاملاً سراسيمه و دهشتزده است و براي لوث کردن و پوشاندن جهت اصلي مبارزه، به هر شيوهيي متوسل ميشود که آخرين آن، همين شعار توخالي و دروغين حمله به اسرائيل است که حکام دستنشاندهي عراق بر زبان آوردند. همه ميدانند که رژيم بعثي عراق، سلاحهايي را که از ابرقدرتها گرفته، هرگز بر ضد اسرائيل - که خود در زير سايهي ابرقدرتها زندگي ميکند - به کار نخواهد گرفت و از آن، جز در خدمت هدفهاي استکبار، يا براي باجگيري از ثروتمندان منطقه استفاده نخواهد کرد.
راه صحيح مبارزه با حکومت غاصب، همان است که امروز خود فلسطينيها آن را يافته و قدم استوار خود را در آن گذاشتهاند و وظيفهي همهي مسلمانان است که آنان را در اين مبارزهي مقدس ياري کنند. امروزه، هيچ عذري از دولتهاي مسلمان در بيتفاوتي نسبت به مسألهي فلسطين پذيرفته نيست.
دولت غاصب، وحشيگري و ددمنشي را به اعلي درجه رسانده و ثابت کرده است که در راه هدفهاي توسعهطلبانه و خطرناک خود، آمادهي دست زدن به هر جنايتي است. قيام اسلامي ملت فلسطين نيز حجت را بر همه تمام ميکند و نشان ميدهد که عليرغم فشارهاي همهجانبهي دشمن و غدر و خيانت مدعيان دوستي، نهال مقاومت نخشکيده، بلکه ريشهدار و پُربار نيز شده است. لذا بر همهي ملتها و دولتها واجب است که مسألهي اسلامي فلسطين را صادقانه در زمرهي مسايل درجه اول خود دانسته و به قدر وسع خود به آن کمک کنند.
اکنون، جمعهي آخر ماه مبارک رمضان که از سوي امام راحل عظيم ما (رضواناللهعليه) روز قدس ناميده شده، در پيش روي ماست و در اين ماه رمضان کاملاً مجاور ليالي قدر، بايد همانطور که شب قدر را تا صبح به بيداري ميگذرانيم و با دعا و تضرع خود به درگاه الهي، ميخواهيم که آيندهي مطلوب براي ما رقم زده شود، روز قدس را و همهي اين ايام حساس را که ليلةالقدر تاريخ اسلام است، به بيداري و هشياري بگذرانيم و تا مطلع الفجرِ نجات ملتهاي مسلمان و مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطين، دست از تلاش نکشيم.

اينجانب اميدوارم ملت بزرگ ما در اين روز قدس نيز مانند هميشه با حضور يکپارچهي خود در خيابانها و راهپيمايي تا محل نمازهاي جمعه، فرياد رسا و غريو رعدگون خود را به گوش جهانيان برساند و تکرار کند که امت امام خميني عظيم، همواره در کنار فلسطين و خصم دشمنان آن خواهد بود.
والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته
علي حسيني خامنهاي
ديدارمسؤولان و کارگزاران نظام جمهوري اسلامي، به مناسبت عيد سعيد فطر 7/2/1369
ملت ما بايد انشاءالله همين وحدت کلمه، همين راه و همين تلاش را ادامه بدهند. دنيا به شما و موضعگيريتان نيازمند است. همين مسألهي عظيم فلسطين، همين مسايل گوناگون مسلمانان مظلوم در نقاط مختلف دنيا که در خانهي خودشان غريبند، همين حرکت و جنبش عظيم اسلامي که امروز تقريباً در همه جاي دنياي اسلام و نقاط مسلماننشين - از آسيا تا اروپا و آفريقا - محسوس است و مشاهده ميشود و مسلمانان احساس هويت اسلامي ميکنند و حرکت ميکنند و حرف خودشان را ميزنند و وحدت خودشان را نشان ميدهند و دشمن خودشان را ميترسانند، همهي اينها به ايستادگي و مقاومت و وحدت و ارادهي نيرومند شما نيازمند است.
بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم نوزدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره) 87/ 03/ 14
امروز ملتهاى جهان به ملت ايران نگاه ميكنند، از ملت ايران نيرو ميگيرند، انگيزه ميگيرند، انرژى ميگيرند. امروز شعارهاى ضد استكبارى ملت ايران در همهى دنياى اسلام گسترش پيدا كرده است. امروز شما به هر كشورى از كشورهاى اسلامى كه حركت كنيد، با هرگونه رژيمى، با هرگونه دستگاه حاكمهاى، مىبينيد ملتهاى آنها به شعارهاى شما، به انگيزهها و آرمانهائى كه شما ترسيم كرديد، با چشم عزت و احترام نگاه ميكنند؛ شعار ضديت با ظلم، ضديت با سلطه، دفاع از مظلومان، دفاع از ملت فلسطين، دشمنى با شبكهى اختاپوسى صهيونيسم. اين (حرف)دل ملتهاى مسلمان است؛ اين گسترش انقلاب اسلامى است.

دشمنان و دوستان ملت ايران اعتراف ميكنند كه گسترشى كه امام پيشبينى ميكرد براى انقلاب، امروز تحقق پيدا كرده است؛ از جملهى آنها مسئلهى آرمان فلسطين است. ملتها دلشان مانند ملت ايران براى ملت فلسطين ميتپد؛ ملتها مثل ملت ايران رژيم اسرائيل را يك رژيم جعلى و تحميلى در منطقه ميدانند. البته دولتها با ملتها همراه نيستند و متأسفانه آن چيزى كه اسرائيل را تقويت كرده است، همين است. رژيم صهيونيستى از درون خود نيروئى ندارد، قدرتى ندارد، توانائى ايستادن روى پاى خود را ندارد. امروز دو عامل رژيم صهيونيستى را سرِ پا نگه داشته است: يكى حمايت بىقيد و شرط وقيحانهى آمريكا از اين رژيم منحط؛ و ديگرى حمايت نكردن دولتهاى عربى و اسلامى از مردم فلسطين. متأسفانه بسيارى از حكومتها و دولتهاى مسلمان، امروز آنچنان كه بايد به وظيفهى خود در قبال فلسطين عمل نميكنند و با ملتهايشان همصدا نيستند. اگر آنها هم با ملتهاى خود همصدا شوند و از ملت مظلوم فلسطين دفاع كنند، وضعيت در منطقه بكلى تغيير خواهد كرد. اين خواست عمومى ملتهاست و اين همان گسترشى است كه امام بزرگوار ما خبر داده بود.
يك نكتهى اساسى ديگر در وصيتنامه و در بيانات امام، مسئلهى مواجههى با زورگويان عالم است. قدرتهاى سلطهگر و زورگوى جهانى البته در طول تاريخ هميشه بودهاند، اما با پيشرفت علم و صنعت و با امكانات ارتباطاتى مدرن، اين سلطهگرى براى آنها آسانتر شده است. لذا مىبينيد آمريكائيها نسبت به همهى جهان ابراز طمعورزى ميكنند و با اين بهانه كه منافع ما در فلان جا به خطر افتاده است، وارد ميشوند. گويا منافع آنها بر منافع همهى دنيا ترجيح دارد؛ بر منافع ملتها ترجيح دارد. خوب، در مقابل اين زورگوئى و گردنكلفتى و حرفنشنوى و حقناشناسى چه جور بايد برخورد كرد؟ دو جور برخورد وجود دارد: يك برخورد، تسليم است؛ يك برخورد، مقاومت است. تسليم در مقابل زورگويان جهان، زورگو را به زورگوئى تشويق ميكند. تسليم ملتها، تسليم سياسيون عالم، تسليم روشنفكران جوامع مختلف در مقابل زورگوئيهاى استكبار جهانى، مشوق آنها در پيشرفت است؛ مشوق آنها در زورگوئى بيشتر است. براى ملتها يك راه حقيقى بيشتر باقى نميماند و آن مقاومت است. اگر يك ملتى ميخواهد شر زورگوئى زورگويان - و امروز شر آمريكا - را از سر خود كم كند، بايد در مقابل زورگوئى آمريكا با قدرت و صلابت تمام بايستد.

يكى از برجستهترين نقاط خط امام كه در وصيتنامه و در همهى بيانات امام منعكس است، لزوم ايستادگى قاطع در مقابل طمعورزان و مستكبران است.
اين موضع را ملت ايران و همهى مجموعههاى گوناگون و نخبگان كشور كه پايبند به امام و وفادار به آراء و افكار امام هستند، بايد با قوت تمام حفظ كنند؛ خود امام اينجور بود. امام هيچ وقت به خاطر ملاحظهى زورگويان عالم، از دفاع از مظلومين عالم دست نكشيد. امام در طول زمان از مسئلهى فلسطين به عنوان يك مسئلهى اصلى ياد كرد. امام صريحاً در وصيتنامه و بيانات خود به نداى يا للمسلمين ملتهاى مظلوم اهميت ميدهد؛ دفاع صريح از حقوق مظلومين، دفاع صريح از حقوق ملت فلسطين و هر ملت مظلوم ديگر. اين روش امام است؛ اين خط امام است؛ اين شيوهى امام و اين توصيه و وصيت امام است. خوشبختانه اين روش را ملت ايران و مسئولين كشور دنبال كردند و سى سال است كه در هر ميدانى كه شما ملت ايران با استكبار آمريكا مواجه شديد، شما پيروز شديد و دشمن شما مغلوب و دچار باخت شد
رئیس دفتر سیاسی حماس و هیأت همراه87/ 03/ 07
امروز به لطف و فضل خداوند، دشمن صهیونیستی كه به ظاهر شكستناپذیر بود در ضعیفترین وضع قرار دارد و از مقابله با ملت بیپناه، تنها و در عین حال صبور و مقاوم فلسطین، عاجز شده است
درود خدا بر ملت فلسطین كه با وجود این جنایات عجیب و فجایع بینظیر، همچون كوه ایستاده است

مواضع مسئولان حماس و آقای هنیه، نخست وزیر دولت منتخب مردم فلسطین نیز بسیار شجاعانه و قاطعانه و مایه خرسندی است
صحنههای این فجایع(محاصره غیرانسانی نوار غزه و كشتار هرروز زنان، كودكان و مردم بیدفاع)، بسیار دردناك و حزنآور است اما ایستادگی مردم مظلوم فلسطین در مقابل رژیم غاصب صهیونیستی كه از همه نوع حمایت و امكانات اقتصادی، نظامی، سیاسی و تبلیغاتی برخوردار است، موجب امید و نشانهای واضح از تحقق وعدههای الهی است
مسئله فلسطین و عجز و درماندگی دشمن صهیونیستی و قدرتهای استكباری در مقابل ملت فلسطین و همچنین پیشرفت روزافزون و فراتر از تصور ملت ایران با وجود فشارهای فوق طاقت در سی سال گذشته، تفسیر صریح وعده خداوند است كه اگر دین خدا را یاری و در این راه ایستادگی كنید، خداوند هم شما را یاری و پیروز خواهد كرد
كسانی كه در این راه(ایستادگی و مقاومت) گام برمیدارند و همه سختیها را تحمل میكنند نزد خداوند سربلند و پرافتخار خواهند بود اما افرادی كه مسیری غیر از ایستادگی انتخاب كردهاند، آنان نیز هزینه خود را خواهند پرداخت و نزد خداوند نیز سرافكنده و شرمسار خواهند بود
ملت فلسطین با وجود همه فشارها، به استقامت خود افتخار میكند و در هیچ شرایطی از مقاومت،جهاد و حمایت از دولت مردمی حماس دست نخواهد كشید
عزم و اراده مستحكم مردم فلسطین، به ویژه جوانان، موجب شده است قدرت مقاومت در فلسطین به شدت افزایش یابد.
آيا عمليات استشهادى فلسطينيان، از نظر اسلام و حقوق بشر مشروع است؟
در يك تحليل واقعبينانه و با درك شرايط تاريخى و وضعيت كنونى فلسطينيان، مىتوان گفت ملّتى كه سرزمين آبا و اجدادىاش به وسيله بيگانگان غصب و از كليه حقوق مادى و معنوى خويش محروم گرديده و نتيجهاى جز ضرر و عقبنشينى از راههاى طى شده نديدهاند، نمىتوانند نظارهگر نابودى تدريجى خويش و سرزمينشان باشند. در چنين شرايطى كه رژيم صهيونيستى زبانى به جز خشونت و زور نمىفهمد و با تمامى قوا و به پشتيبانى دولتهاى استكبارى و با استفاده از سكوت و بىتفاوتى مجامع بينالمللى، به نسلكشى ملت فلسطين پرداخته است، راهى جز دفاع و مقابله به مثل باقى نمانده است.

از نظر دينى، اكثريت قريب به اتفاق بزرگان اهل سنت و مراجع شيعه، بر مشروع بودن عمليات استشهادى فلسطينيان صحه مىگذارند. مفتى مصر، «قرضاوى» به عنوان يك عالم متفكر اهل سنت، علامه فضلاللَّه به عنوان مرجع تقليد شيعه و حتى مراجع شيعى ايرانى، چون حضرت آيتاللَّه فاضل لنكرانى عمليات و حركت استشهادى را در شرايط كنونى فلسطينيان، تأييد مىكنند.(1)
حضرت امامرحمه الله در تقدير و تأييد عمليات استشهادى شهيد حسين فهميده، از او به عنوان «رهبر» نام برد. به هر حال اگر اين حركات از زاويه دينى و انقلابى و نيز شرايط كنونى نگريسته نشود، طبيعى است كه نمىتوان در داورى منصف و جامع عمل كرد(2).
در اسلام هدف از جنگ دفاعى، رفع حمله، سركوب پيمان شكنان و تجاوزگران بيگانه، بيرون راندن آنان از سرزمينهاى اشغالى، آزادسازى آن مناطق، دفاع از جان و مال مسلمانان و عقيده و مرام اسلامى است. انجام دادن اين نوع جهاد- كه در زمره واجبات عينى است بر تمامى مسلمانان، اعم از زن و مرد، در كليه قرون و اعصار و مادامالعمر لازمالاجرا است.(3)
آيات متعددى از قرآن كريم مسلمانان را به جهاد دفاعى ترغيب مىكند: «وَ قاتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ»(4) «و در راه خدا جهاد كنيد با كسانى كه با شما مىجنگند» و «اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ»(5) «هر جا مشركان را يافتيد بكشيد و از شهر و ديارشان برانيد، چنان كه آنان شما را از وطن آواره كردند».
[از سوى ديگر مجموعه عملياتهاى استشهادى فلسطينيان، آثار و نتايج بسيار مطلوبى در برداشته و به اسرائيل و تمامى پشتيبانان آن فهمانده است كه ملّت فلسطين، زنده و بيدار است و هرگز تسليم نابودى و نقشههاى شوم آنان نمىشود] و همچنين باعث شده تا مهمترين مسئله اسرائيل (تأمين امنيت) را- كه براى آن هزينههاى بسيار زيادى متحمل شدهاند با چالشهاى جدّى مواجه كند و خواب راحت را از ديدگان آنان بربايد.
عمليات استشهادى، جوانههاى اميد به پيروزى را در قلب ملّت مظلوم فلسطين، رويانيده و انتفاضه مردمى فلسطين را به حركتى زنده، پويا و پرتوان، تبديل كرده است. در هر صورت عمليات استشهادى ملّت فلسطين در شرايط كنونى، از مصاديق جهاد دفاعى است كه از نظر اسلام و حكم عقل و حقوق بينالملل، امرى كاملًا مشروع است.
به علاوه از نظر تاريخى چنين حركتى، اختصاص به ملّت مظلوم فلسطين ندارد بلكه در همه انقلابهاى بزرگ دنيا و در مواردى كه خاك يك سرزمين به اشغال در مىآيد و چنين اقداماتى ديده شده و از جايگاه بالايى برخوردار است. به عنوان نمونه موقعى كه آلمانها، خاك فرانسه را اشغال كردند، چنين اقداماتى در عملياتهاى پارتيزانى در فرانسه، صورت مىگرفت. وقتى يك نفر براى آزادى سرزمين خود، جانش را فدا مىكند، نه تنها ضد ارزش نيست بلكه ارزشمند و ستودنى است.(6) در برخى جوامع اسلامى در قرن 18- كه بخشهايى از هندوستان امروزى محسوب مىشوند براى بيرون راندن استعمارگران اروپايى، به عملياتهاى انتحارى متوسل مىشدند.
گرچه ما ميان عملیات استشهادی و عمليات انتهاری تفاوت مبنايي قائل هستییم.که اولی واجب و دومی حرام است که جای بحث دارد و آن را به وقت دیگر موکول می کنیم.
«كاميكازه»- كه در فرهنگ سياسى دنيا در زمينه عملياتهاى انتحارى شهرت يافته است نام يك خلبان ژاپنى بود كه در خلال جنگ جهانى دوم، هواپيماى نظامى خود را به قلب ناوهاى نظامى آمريكا كوبيد. اين اقدام از آن به بعد، به يك استراتژى مهم ژاپنىها عليه آمريكا تبديل شد و امروزه نيز، كاميكازه براى ژاپنىها مورد تقدير و تحسين است.(7)
از ديدگاه حقوق بينالملل نيز، طبق ماده 51 منشور، حق دفاع براى ملت مظلوم فلسطين وجود دارد و اين حق طبيعى براى آنان به رسميت شناخته شده است. آنان مىتوانند براى جلوگيرى از تجاوز و يا گسترش آن، اقدامات لازم را انجام داده و همه گونه آمادگى دفاعى و رزمى را براى خود فراهم آورند و عملًا براى سركوب خصم از آن استفاده كنند.(8)

اولين شرط دفاع مشروع از ديدگاه حقوق بينالملل، مقابله با تجاوز مسلحانه است كه بر اساس تعريف مجمع عمومى ملل متحد از تجاوز، دولت اسرائيل متجاوز محسوب مىشود. بر اساس ماده اول قطعنامه، تجاوز عبارت است از: «كاربردنيروى مسلح به وسيله يك دولت، عليه حاكميت، تماميت ارضى و يا استقلال سياسى دولتى ديگر يا كاربرد نيروى مسلح در راههايى مغاير منشور ملل متحد»(9). مسلماً دولت نامشروع و غاصب اسرائيل مصداق واقعى متجاوز است و حق دفاع و مقابله به مثل براى فلسطينيان، كاملًا مشروع است. البته چه بسا رژيم صهيونيستىنيز از اين مواد قانونى سوء استفاده نموده، مبارزان فلسطينى را به عنوان تروريسم معرفى كند اما آنچه مهم است، آشنايى افكار عمومى با مبانى اسلامى و اصول حقوق بشر است كه با استناد به آن، بتوان از مقاومت و مبارزه مشروع فلسطينيان دفاع كرد و نزد وجدان عمومى جهانيان، احقاق حق فلسطينيان را به رسميت شناساند.
پىنوشت
(1) ر. ك: فصلنامه حضور، ويژه فلسطين، بهار 1381، ش 40، صص 42- 13.
(2) ناصرپور، حسن، عمليات استشهادى در فلسطين، ص 07.
(3) محمدرضا ضيائى بيگدلى، اسلام و حقوق بينالملل، تهران، ص 821.
(4) بقره (2)، آيه 091.
(5) همان، آيه 191.
(6) ر. ك: فصلنامه حضور، ويژه فلسطين، بهار 1381، ش 40، صص 42- 13.
(7) ناصرپور، حسن، عمليات استشهادى در فلسطين، ص 07.
(8) اسلام و حقوق بينالملل عمومى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ص 62.
(9) به نقل از: نشريه» مركز مطالعات عالى بينالملل «اسفند 1365، مقاله» مفهوم تجاوز در حقوق بينالملل «.
متن زیر حاصل مصاحبه جمعی ا زطلاب مدرسه علمیه معصومیه با سید حسن نصرالله است که در سال ۸۳ انجام شده که به مناسبت ایام الله سوم و چهارم خرداد ارائه می گردد.

21 سال قبل یا بیشتر، به سال پیروزی انقلاب اسلامی 1358شیعیان لبنان ( و همچنین اهل سنت ) منفعل بودند اما توجه خوبی به امام ( ره) شد و ایشان تأثیر فراوان بر ملت لبنان داشتند،اقتصادی، فرهنگی و ... ، مخصوصاً در سطح جوانان. استجابت« یا محول الحول و الاحوال » بود. قبل از سفر امام ( ره) از نجف به فرانسه شیعیان لبنان ایشان را نمی شناختند ما که طلبه بودیم فقط ایشان را مرجع می دانستیم چون لبنانی ها به درس های عربی می رفتند ( بیشتر آیت ا . . . خوئی و آیت ا . . . صدر ) . تا سفر به نوفل لوشاتو که مستقیماً مصاحبه کرد . یک دفعه اعتقاد عجیبی در عرض چند روز در مردم لبنان به امام پیدا شد که خدایی بود.
سال 59 جنگ تحمیلی شروع شد . اسرائیلی ها از پیروزی انقلاب وحشت کردند « بگین »: تهدید کرد که اگر امام خمینی ( ره) نیروهایش را به فلسطین بفرستد، این نیروها را نابود خواهم کرد » جزو پیشگوی یهایشان هم هست که « یهودیان کنار هم جمع می شوند و نابودی آنها زمانی است که انقلابی در شرق شود و یکی از فرزندان انبیا هم نام یکی از انبیای بنی اسرائیل قیام می کند. با جنگ تحمیلی امیدوار شدند که این اتفاق نخواهد افتاد.
دو - سه سال بعد از شروع جنگ خرمشهر آزاد شد. روزی که خرمشهر آزاد شد روز بعدش اسرائیل به لبنان حمله کرد. اسرائیلی ها یقین داشتند که یک تحول بزرگ در منطقه به وجود آمده است و قطعاً هدف امام ( ره) ، بیت المقدس است؛ پس برای دفاع باید به جلو می آمدند. لذا لبنان را تصرف کردند . زیرا لبنان پر از شیعه بود و از لحاظ فکری نزدیک به ایران.
بعد از حمله به لبنان در دو ماه حزب ا . . . به وجود آمد . همه جوان بودند. سید عباس موسوی، بزرگترین عامل جریان، 26 ساله بود و آن چه طبیعتاً باید 20 سال بعد تشکیل می شد، دو ماهه تشکیل شد. سپاه پاسداران آمد و در سوریه و لبنان مستقر شد . جمهوری اسلامی هر چه در توان داشت برای لبنان می داد. آن موقع جمعی رفته بودند خدمت امام ( ره) و گفته بودند ما مقلد به شماییم و شما رهبر ما هستید، امام ( ره) فرمودند از صفر شروع کنید و با همین نیروی کم مبارزه کنید که پیروز خواهید شد . من از همین حالا می بینم که پیروزی از آنِ شماست». با خود می گفتیم یعنی چه؟
به هر حال از حضرت امام ( ره) خواستیم که در مسأله لبنان یک کسی نماینده شما باشد که مزاحم وقت حضرتعالی نشویم . امام ( ره) آن زمان فرمودند نماینده تام الاختیار من آقای خامنه ای هستند» . ایشان هم خیلی با ما مهربان بودند . از زمان انعقاد نطفه حزب ا . . . ، آقا مسئول ما بود، ایشان در مسائل بین المللی کارشناس تر از همه کارشناسان است. بیشتر از نصف لبنان تحت اشغال بود که طی سه سال توانستیم ارتش اسرائیل را اولین بار عقب برانیم . البته آن موقع تبلیغات نداشتیم و دنیا نفهمید که چه شده است . آن موقع ارتش و دولت لبنان هم با ما دشمن بود.
خلاصه کار را ادامه دادیم؛ اما امام ( ره) فرموده بودند تا اخراج کامل ادامه دهید.
موقعی که امام ( ره) رحلت کرد . رسیدیم خدمت آقا که الان شما رهبر ما هستید، یک نفر را معرفی کنید تا زیاد مزاحم شما هم نشویم . آقا فرمودند« نه خیر، مسأله اسرائیل و لبنان مربوط به من است و من خودم مسئول این مسأله هستم » آقا خصوصیات تک تک ما را می شناسند. این ارتباط عمیق از مهمترین عوامل پیروزی و از بزرگترین برکات برای حزب ا . . . بود.
اما چند قضیه از رهنمودهای حضرت آقا:
اولین قضیه این که یک روز بعد از جنگ دوم خلیج فارس درکنفرانس مادرید عرب ها و اسرائیلی ها را جمع کردند برای صلح خاورمیانه که آقا هم یک پیام مهم علیه آن داد . همه رفته بودند، رئیس جمهور سوریه، لبنان و . . . پشتیبان بین المللی هم داشتند، مثل آمریکا و شوروی . صلح به نظر ما و همه صاحب نظران قطعی بود . رسیدیم خدمت آقا و گفتیم که ما تنها ماندیم . فرمودند« درست است که همه دنیا جمع شده اند ولی من به شما می گویم صلح نخواهد شد و کنفرانس موفق نخواهد بود » در شرایطی بود که تحلیل گران می گفتند کار تمام شد . حتی بعضی آقایان در ایران هم این نظر را داشتند . اسحاق رابین و حافظ اسد با واسطه مذاکره می کردند و نزدیک به توافق بودند . من یادم هست آن روز نهادهای ذیربط ایران گفتند که واقعاً تمام شد، چون اسحاق رابین و اسد به توافق رسیده اند. نمی دانستیم چه کنیم نظرات مختلفی بود. مثلاً بعضی می گفتند اسلحه ها را بفروشید، وارد معادلات و زدوبندهای سیاسی بشوید! مانده بودیم که چه کنیم . رفتیم خدمت آقا و گزارش و تحقیقات و . . . را عرض کردیم، آقا خندید و فرمود: این که احتمالات را در نظر بگیرند خیلی خوب است، ولی این مصالح اصلاً نخواهد شد [ نفرمود بعید می دانم] برگردید لبنان و خودتان را قوی کنید که وضع بهتر خواهد شد».
برگشتیم، بعد از حدود یک ماه انتفاضه اول آغاز شد و در کمال ناباوری همگان، روند صلح شکست خورد.
قضیه دوم در مورد عقب نشینی اسرائیل بود . همه معتقد بودند که محال است عقب نشینی از مرزها آن هم بدون قید و شرط . رفتیم خدمت آقا؛ فرمودند« من تحلیل شما را قبول ندارم » ولی صریح نفرمودند . بعد از چند روز فرماندهان ما رفتند تهران خدمت آقا . عادتاً اینها طول عمر مسئولیت شان دو سال بود . لذا عده ای از این ها برای جانشینی فرماندهان شهید آماده شده بودند. ابتدا فقط برای نماز از آقا اجازه گرفته بودیم . بعد درخواست دست بوسی کردیم . بعد خودشان فرمودند که کمی صحبت کنیم.
فرمودند:« پیروزی شما خیلی نزدیک است، نزدیکتر از آن چه شما به ذهنتان برسد، همه شما با چشمان خود خواهید دید » .
و بعد از چند روز ما دیدیم بدون دلیل اسرائیل دارد فرار می کند.
مساله آخر که البته هنوز آن را ندیده ایم مربوط به وقتی است که ما در جنوب لبنان پیروز شدیم . خدمت آقا رسیدم و من با تأسف و نا امیدی گفتم :«حضرت آقا هجده سال طول کشید تا حزب ا . . . جنوب لبنان را آزاد کرد، فلسطین چقدر طول خواهد کشید!؟ آقا فرمودند « حالا که پرسیدید می گویم که اعتقاد دارم آزادی قدس کمتر از آن طول می کشد» .
اما در مورد لبنان، آقا در لبنان بسیار محبوب هستند طوری که در لبنان وقتی شنیده می شود کسی در ایران به آقا انتقاد می کند یا با ایشان مخالفت می شود با تعجب و ناراحتی می گویند که اینها آقا را و قدر او را نمی شناسند. این سرزمین یک روز هم تحت لوای ولایت امیرالمؤمنین ( ع) نبوده و شیعه هرگز حاکمیت نداشته تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی 1400 سال شیعه مستضعف و فقیر بود . ما تا سی سال پیش یک مؤسسه یا مدرسه نداشتیم، اما شیعه امروز قوی ترین طایفه لبنان است . از لحاظ نظامی قومی ترین نیرو هستیم در لبنان و قابل مقایسه با اسرائیل شده ایم.
حزب ا . . . بزرگترین حزب سیاسی لبنان است . یکی از ممتازترین رادیوها و بهترین شبکه های عربی ( المنار) برای حزب ا . . . است .
شیعه قوی ترین جریان را در لبنان دارد و الان دیگران از ما تقیه می کنند. برعکس گذشته که ما تقیه می کردیم. ما الان هر کاری بخواهیم در لبنان می کنیم. از لحاظ مهار فساد در حال پیشرفت هستیم. الان اسلام را با حزب ا . . . می شناسند لذا حرکت های اسلامی سنی باید بیایند نزد حزب ا . . . تا به عنوان یک حرکت اسلامی شناخته شوند . همه فلسطینی ها فقط یک طرف مذاکره دارند و آن حزب ا . . . است.
ما آینده را برای خودمان می دانیم .
امیدواریم اسرائیل یک روز حماقت کرده به جنوب لبنان حمله کند زیرا آنچه ما آماده کرد ه ایم به ذهن شارون هم خطور نمی کند.
روز سوم و چهارم خرداد در تاریخ مقاومت اسلامی ایامی به یاد ماندنی است .روز سوم خرداد 1361 سال روز آزادی خرمشهر است .که در یک جمله نمی شود از آن سخن گفت و سخن آخر همان فرموده امام است که:خرمشهر را خدا آزاد کرد.
که برادران جنگ و حماسه بایداز آن بنویسند و...
وروز چهارم خرداد 1361 یعنی فردای آزادی خرمشهر (ژوئن 1982)مصادف است باهجوم گسترده اسرائیل به لبنان .واینجا عرصه ای است که نیروهای بالقوه مقاومت به نیروهای بالفعل تبدیل می شوند.و امثال سید عباس موسوی و سید حسن نصرالله و عماد مغنیه به عنوان میوه های درخت مقاومت بروز و ظهور می کنند.
در مورد علت این حمله سراسری تحلیل های مختلفی شده است که یکی ا ز این تحلیل ها از آن امام راحل است.
امام خمينى (ره) نيز همواره نسبت به لبنان حساسيت خاصى داشتند. اين حساسيت در ميان سخنان ايشان به خوبى نمايان است:
«ما لبنان را از خودمان مىدانيم. شيعيان لبنان و ايران و مسلمانان همه جا يكى هستند.» 1360/8/6

با اوجگيرى مقاومت در برابر تجاوزات رژيم صهيونيستى، امام خمينى(ره) در جلسهاى با حضور رهبران حزباللَّه لبنان فرمودند:
در خردادماه سال 1361ه.ش (ژوئن 1982م) اسرائيل از حساسيت ايران نسبت به اوضاع و احوال لبنان و آنچه بر سر شيعيان آن سامان مىآمد، سوء استفاده كرد و براى نجات صدام از شكست حتمى پس از فتح خرمشهر به دست ايران، تهاجم خود به لبنان را شروع كرد.امام خمينى در اين رابطه فرمودهاند:
آمريكا مىدانست كه ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسيت داريم و نسبت به اسرائيل هم از آن طرف حساسيت داريم. اين دام را آمريكا درست كرد يعنى آن نوكر خودش را فرستاد به اينكه حمله كند به لبنان و آن همه خسارات وارد كند و آن همه جنايات. و ما مىدانيم كه اگر ميليونها جمعيت را از بين ببرند و يك مطلبى براى آمريكا حاصل بشود، و يك نفعى برسد، مىگويد همه بروند از بين. اين را ما از ابر قدرتها شناختهايم. آنها در فكر اين نيستند كه در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد اين مستمندان و بيچارگان چه مىگذرد، آنها دنبال اين هستند كه صدام را در اين طرف سرجاى خودش نگه دارند و ايران كه در نظر آنها خيلى اهميتش بيشتر از لبنان و جاهاى ديگرى است، براى آنها محفوظ بماند».
حمید داود آبادی یکی از نویسندگان جنگ در کتاب پاره های پولاد تحلیل خوب و جامعی درباره این هجوم سراسری دارد.که متن کامل آن در ادامه مطلب می آید.
ادامه مطلب

