هوالعزیز
این نوشته رو یک ماه پیش قلمی کرده بودم به خاطر این که حساب روز و ماه و سال از دستم در رفته بود.جالب هم در نیومد ولی چون فرصت نکردم متن جدیدی بنویسم همین را علم می کنم .هر چه باداباد.
وبالاخره اسرائیل شصت ساله شد.شصت سال ترور و کشتار و ظلم از صهیونیست ها،شصت سال سکوت ازجامعه ی جهانی وشصت سال ذلت وخفت برای مسلمین و برای همکاری پشت پرده آنها با اسرائیل.اکنون این کفتارشصت ساله شده است،خون مظلومین از زن و کودک و پیر را مکیده ولی باز من و تو خوابیم.
او آمده بود که رویای سرزمین بدون ملت را برای ملت بدون سرزمین محقق کند و حال آن که نه آن ملت بدون سرزمین بود و نه این سرزمین بدون ملت.
او به قدری از این ملت مظلوم کشت تا بتواند رویای سرزمین بدون ملت را برای خود محقق سازد غافل از اینکه این نسل، نسل اسلام است و برکتی عظیم وکوثری الهی درآن به ودیعه نهاده شده. ولی اوکور بود و نمی دید و به برکت مقاومت شصت ساله مردم اکنون ازکل جهان که هیچ حتی ازنیل و فرات هم چشم پوشیده و باید مراقب همین چهارده هزارکیلومتر باشد که از دستش نرود.
اکنون شصت سال است که می کشد ولی تعداد مبارزین هر روز بیشتر از دیروز می شوند.
این ملت مظلوم و مستضعف در این شصت سال برای نجات خود درسرزمین خود،به هرحشیش و خاشاکی دست توسل زده است و اکنون خوب می فهمدکه شصت سال درکوچه های بن بست وتو درتو سرگردان بوده و به حق در این شصت سال دشمن را دوست می پنداشتند و از دشمن به دشمن پناه می بردند ازآن زمانی که یهودی ها آمدند و دست به کشتار زدند،از آن زمانی که مبارزه ی مسلحانه علیه صهیونیست ها شروع شد ، از زمان عزالدین قسام،ملت فلسطین بی تفاوت نبوده امادشمن راریشه یابی نکردند،و همین علت آنها را زمین گیرکرده است.
وقتی مروری به افکاروعملکردگروهای مبارزدرفلسطین می کنی،غم و غصه دلت رامی گیرد.زمانی که کمونیسم شوروی همه جا را تسخیر کرده بود احزاب کمونیستی در فلسطین برای آزادی قدس ایجاد شدند غافل ازآن که کمونیسم خود دست ساخته صهیونیسم است و بعد از آن مرحله نوبت تکیه بر استعمار غرب و افکار مارکسیستی شد. بعدها فهمیدند این لانه هم از آن کفتار صهیونیسم است.
ملت فلسطین با این که از غرب و شرق ناامید شدند ولی باز هم راه به سرمنزل مقصود نبردند وقتی جمال عبد الناصر ظهور کرد

(وظهور او داستانی مفصل دارد که غرب چقدر روی او سرمایه گذاری کرد و چقدر تبلیغش کرد)وتفکرات نژادپرستانه وملی گرایانه او سرزمین های عربی را درنوردید و امثال «جبهه خلق» را برای فلسطین ایجاد کرد و بعد ازآنکه شکست کمرشکنی از این تفکر نثار خلق عرب شد تازه عرفات راههای رفته ی او را دوباره پیمود.عرفاتی که شهید نواب او رابا تلنگری از دانشگاه های مصر بیرون آورده بود و به صحنه مبارزه کشانده بود اما عرفات جانور احمقی بود که تمام راه های رفته را دوباره رفت، از توسل به افکار و شخصیت های کمونیستی و تکیه بر نامردان تا بوسیدن دست و پای هرصهیونیست مزدور.

اما با ظهور جهاد اسلامی که به اشاره امام راحل ایجاد گردید گویا سرنوشت فلسطین طور دیگر رقم خورد،آنهایی که تمام ملت عرب را درطول سی سال بازی داده بودند در مقابل جهاد اسلامی احساس ضعف کردند و هنوز هم که هنوز است اسرائیل جهاد اسلامی را تنها ترین دشمن خود می داند زیرا می داند که جهاد اسلامی با تکیه بر اسلام راستین او را خوب شناخته است.
اما اکنون در شصت سالگی کفتار پیر هریک از ما دربرابر قدس وظیفه ای سنگین بردوش داریم:
1-وظیفه ملت فلسطین:اکنون زمان آن رسیده که این ملت مظلوم دشمنان خود را از ریشه بشناسند آنها همچنان که از کمونیسم و مارکسیسم ناامیدشدندبه ناچارباید از افکار ناسیونالیستی وتکیه برخلق عرب دست بردارندوهمچنین باید سلفی گری و وهابیت را به گور فراموشی بسپارند.نه صدام توانست کاری برای آنهابکند و نه جمال عبدالناصر و نه عرفات و نه دیگران و هربلایی که سر فلسطین آمد از افکار ملی گرایانه و ناسیونالیستی بود که مخالف صریح آیه قرآن است.
اکنون چاره کار به دست مردم فلسطین است که باید بر اسلام ناب تکیه کنند نه بر اسلام وهابیت همچنین که شهیدسعیدفتحی شقاقی چنین بود و اگر مردم فلسطین افکار وهابیت را به گور نریزند صهیونیسم پشتوانه عظیم تشیع را از آنان خواهد گرفت و این بزگترین برد برای صهیونیسم است.
2- وظیفه کشورهای عربی و اسلامی:چنان که ذکر شد دول عرب قابلیت تکیه گاه بودن را ندارند. تنها ترین گزینه فراروی ملت فلسطین تکیه بر اسلام و ایستادن روی پای خود است اگر عربها عرضه داشتند برای لبنان کاری می کردند. اگر آنها عرضه داشتند به جای بیانیه های خشک وبی اثر در کنفرانس سران عرب از گزینه اقتصاد به نفع ملت فلسطین استفاده می کردند و البته جای تعجب هم نداردحاکمان بت پرستی که یک عمر سر در آخور صهیونیسم داشتندو بر علیه او کاری نمی کنند و او هم اینها را خوب شناخته است نه تنها فلسطین بلکه درمان درد اسلام نیز همین گونه است،پیامبر رحمت نقطه مشترک احساسات و عواطف حداقل یک و نیم میلیارد مسلمان است.وقتی به این پیامبر با این پشتوانه عظیم مردمی توهین می شود سران عرب فقط محکوم می کنند اما محکوم کردن کجا و چاره کار کجا،چاره کار فقط گزینه اقتصادی است.و جا داشت دولت انقلابی در نمایشگاه پتروشیمی از هلند و دانمارک دعوت نکند و خشم انقلابی خود را بروز می داد تا حساب کار دستشان بیاید.اگر دانمارک ،هلند و اروپااحتمال بدهندکه حکمای جهان عرب شاید لوله نفت را فقط یک روز به روی انها ببندند فقط یک روز مصرف محصولات آنها راتحریم کنند دیگر به خود جرات این اهانت ها را نمی دهند.اگراعراب رسما و واقعا اسرائیل را به رسمیت نمی شناختند و در پس پرده با او زد و بند نداشتند کار فلسطین اینقدر بیخ پیدا نمی کرد.
3- وظیفه ملتهای مسلمان:دولت ها چه کمک بکنند و چه نکنند ذره ای ازمسولیت ملت ها را کم نخواهند کرد و در این بخش وظیفه بسیار بزرگی برعهده ملت های مسلمان است
الف:تبیین فرهنگی و تشریح اطلاعاتی
ملل مسلمان باید یقین کنند که فلسطین خط مقدم جبهه اسلام و کفراست و به همین علت باید از تمام اخبارخط مقدم آگاه شوند و باید احساس غیرت در مورد فلسطین و اهل آن در بین مردم مسلمان ایجاد شود و لذا باید روی بسیاری ا زمسائل فعالیت عمیق تبلیغی و فرهنگی کرد.و متاسفانه ما از این جهت در انحطاط کامل به سر می بریم وقتی که رهبرمان انقلاب عظیم مردم ایران را بدون فتح فلسطین ناقص می داند ما حتی نتوانسته ایم این ضرورت را بعد از سی سال به مردم خودمان تفهیم کنیم و هنوزکه هنوز است بعضی ازمردم می گویند چرا دولت ما به ملت فلسطین کمک می کند مگر ما در داخل گرسنه کم داریم چرا بیت المال ما را مفت و مجانی به حلق سنی ها می ریزند... .و این نشان ازعمق فاجعه دارد که ما نتوانسته ایم برای خط مقدم خود عقبه ای مستحکم بسازیم که هیچ ارتش و سپاهی درخط مقدم بدون عقبه مستحکم نمی تواند پیروز باشد.
سر الاسرار مبارزه این است که اولا دشمن را خوب بشناسی و ثانیا دوستان دشمن را بشناسی که دوست دشمن تو دشمن توست و باید برروی این نکته کارعمیق فرهنگی کرد یعنی وهابیت و بهاییت بزرگترین ابزار اسرائیل برای درهم شکستن صفوف مستحکم مسلمین است.
ب :کمک اقتصادی و مالی که این به دو صورت ممکن است:
1-کمک کردن به ملت فلسطین:کمک مالی دولت ها هیچ نفعی برای مردم فلسطین نداشته و نخواهد داشت چون آنها درست است که کمک می کنند اما به خاطر خود یعنی می خواهند پایگاههای تبلیغاتی خود را در فلسطین از دست ندهند.چنان که عربستان با کمک های هنگفت خود توانسته به تبلیغ وهابیت در فلسطین کمک شایانی کند.ملت ها خود در کمک مالی به فلسطینیان وظیفه دارند.در دنیا حداقل یک و نیم میلیارد مسلمان وجود دارد و اگر هر روز هر مسلمان یک تومان به فلسطینیها کمک کند در ماه چهل وپنج میلیاردتومان و درسال پانصد و چهل میلیارد می شود و این پول کمی نیست و می تواند تمام نیازهای ملت و دولت فلسطین را براورده کند و دیگرملت فلسطین مجبور نیستند دست گدایی به سوی اجانب و صهیونیسم بین الملل دراز کنند و این یعنی فتح آشکار.(مگر از کمک های هزاران هزار میلیاردی یهودیان دنیا به اسرائیل بی خبریم).
2-کمک نکردن به صهیونیسم:این مطلبی است که خیلی جای کار دارد اما خلاصه اش این چنین است، اسرائیل یک دولت بسیار کوچک است اما عقبه ای بزرگ در سایر کشورها دارد که از آنها تعبیر می کنیم به صهیونیسم بین الملل.مسلمانان سراسر دنیا باید مصرف کالاهای اسرائیلی و حامیان او را تحریم کنند و این مطلب از نظر شرع و عقل وجوب دارد.
اصلا برای ما قابل باورنیست که با خرید و مصرف هر یک ازکالاهای صهیونیستی تیری را به اسرائیلی ها هدیه می دهیم تا قلب کودکان فلسطینی را نشانه بگیرند،و از همین جهت است که امام راحل به خود کفایی و تکیه بر خود تاکید داشتند،مسلمان ها اگرعقبه اسرائیل را تحریم کنند اسرائیل ضعیف خواهد شد و خود به خود از بین خواهد رفت و کلام آخر این که بزرگترین درسی که شیعه از امام حسین وعاشورای او گرفته است این است که:
صهیونیست ها سه گروهند:
1-کسانی که مردم فلسطین رامی کشند.
2-کسانی که آنها را پشتیبانی مالی و سیاسی می کنند.(که مسلمانانی که گروه های مقاومت را تضعیف می کننددر این گروه قرار می گیرند).
3-کسانی که در برابر این ظلم سکوت میکنند.
و لعن الله امه قتلتکم(زیارت عاشورا)
ولعن الله امه اسرجت والجمت وتنقبت لقتالک(زیارت عاشورا)
والعن الله امه سمعت بذلک فرضیت بها (زیارت اربعین)
به راستی آیا ما می توانیم ادعا کنیم که صهیونیست نیستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می گویندجهان دهکده کوچک شده است به حدی اگرکوچکترین اتفاقی درغرب بیفتدپژواک آن درشرق مشهوداست.امادرهمین دهکده کوچک مردم یعنی من وتودچارچنان جاهلیت مدرنی شده ایم که ازبغل گوشمان که هیچ،ازقلبهای آنجایی که روزی غده ای سرطانی راکاشتندتامن وتوراازپادربیاورند،غده ای که روز به روزبزرگتر می شودوحال ماراوخیم می کنداماگویی که هیچ اتفاقی نیفتاده،باخیال راحت زندگی می کنیم وهرکس به دنبال دنیای خویش است.بزرگ وکوچک خردوحقیرمی خواهم یادغزه بیفتی یاداسلامی که مبتلا به سرطان است وبیماری دیگری که نمی دانم اسمش راچه بگذارم طاعون،وبا،سل،ایدزیاهرچه که میخواهدباشد.این بیماری که ازبیماری اول بدتراست نامش حاکمان بی درد،شیوخ خلیج نشین که ازسفره ی اسلام میخورند وثنای کفررامی گویند.مگرندیده ای حکمای فلسطین رایاسرعرفات ومحمودعباس راکه باوزیران خارجه ی امریکاروبوسی می کنندوهمچنین نخست وزیرلبنان راو...حرفم این نیست گورپدرحاکمان،امامن وتوچکارمی کنیم چراکریم و کوریم وگنگ...
وقتی که سرسفره می نشینی وسیرمیخوری پررنگ یا کمرنگ گران یاارزان بالاخره میخوری،کناربخاری لم میدی تمام کانالهای تلویزیون و...راتاته لیس میزنی ایابه فکرت هم می رسددرهمین کناردستت شهری است به نام غزه نورکه ندارد،سوخت که ندارد،غذاکه نداردیعنیی هیچ ندارداوتنهاست دراین زندان بزرگ،اگرخیلی هم طالب باشی ازاخبارمی شنوی که دیوارحائل راشکافته اندوبه درون مصرنفوذکرده اندوبی خیال به زندگیت ادمه می دهی،فکروذکرت آزادی بنزین است ازسهمیه بندی ولعن ونفرین به این رئیس جمهور...
راست هم می گویی اصلابه من چه به توچه،اگرآب ونان غذاوداروندارندخوب بمیرند،اصلاآنهاچندین سال است که مرده اند...اصلامهم نیست،مهم این است که رنگ نان من وتوعوض نشود،گازشهری دچارافت نشودآری،راست می گویی وقتی ابن زیاددرکوفه حاکم شد،وقتی متوجه شدندحسین درکربلامشغول جنگ است،گفتنداگرحسین کشته شودنان ماهم قطع می شودیانه؟گفتندنه،گفتندپس اشکالی نداردصدتاحسین فدای نان ماآری قضیه همین است 
وقتی که ازپیامبر(ص)شنیدندکه:وقتی معاویه رابرمنبرمن دیدیدشکمش راپاره کنید،امادیدندوسکوت کردندوبی تفاوت نشستندآنهاهمین جاحسین راکشتندوامروز...
البته روشن است که تورایارای کمک مستقیم به مسلمین غزه نیست،امامهم نیست مهم این است که توازشنیدن این خبردچارچه حالتی می شوی آیاخوشحال می شوی پس تویک صهیونیست هستی آیابی خیالی وبی تفاوت بازهم یک صهیونیست هستی امااگردلت پرازداغ وسینه ات پرفشارشدبه حدی که زندگیت رامختل کردامیدصلاحت وجودداردمگرنشنیده ایکه پیامبررحمت فرمودهرکس صدای {یاللمسلمین}مسلمانی رابشنودوکمک نکندمسلمان نیست وعلی (ع)درجریان خارج کردن خلخال ازپای یک زن یهودی توسط خوارج فرمودند:هرکس این خبررابشنودوازغصه دق کندوبمیردجای ملامت ندارد.
شیوخ عرب به فکرجیب خودهستندوبه فکرحرم سراهای خود،وبه این بهاءملت خودرامی فروشندوملت هم مانندآنها.
همه اینهاراگفتم تابدانی چقدرحساسی اصلابگوببینم همین جمعه ای که گذشت درمراسم راهپیمایی شرکت کردی یانه خوب توهم مثل منی توازنیم ساعت وقت خودبرای آرمان اسلام گذشت نمی کنی،می خواهی برای اسلام جان بدهی توهم یک صهیونیستی همچنان که
من تواوماشماایشان پس جمله سازی راازاول شروع کن من صهیونیستم، تو صهیونیستی،او صهیونیست است،ما صهیونیستیم،شما صهیونیستید،آنهاصهیونیستند.این راهم بدان وحفظ کن وازرویش مشق بنویس.
من مسلمان نیستم،تومسلمان نیستی،اومسلمان نیست،مامسلمان نیستیم،شمامسلمان نیستید،آنهامسلمان نیستند.
اینجاست که سرورشهیدان کربلافرمودند:پس من(دراین شرایط)مرگ راجز زندگی نمی دانم وزندگی باظالمان راجزخستگی ورنج.
ویادت بخیرای امام موسی صدرکه خطاب به عرفات ملعون گفتی:یااباعماران شرف القدس یابی ان یتحررعلی الایدالمومنین
ای ابوعمارعزت وشرف قدس هرگزاجازه نخواهددادکه به دست غیرمومنین ازادشود.
توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل.
سرنوشت فلسطین همین وبدتر از این
تا زمانی که حاکمانش شیطان را می پرستند وبر طاغوت سجده می کنند
وچه خوب فرمودامام موسی صدر خطاب به عرفات :
شرف القدس یابی ان یتحرر الا علی ید المومنین
قدس جز به دست مومنین آزاد نخواهد شد.
عکس های این بت پرستی طلبتان.
|
|
پرونده نشست سازش آناپولیس در حالی به بایگانی
دیگر طرحهای شكست خورده آمریكا و صهیونیست ها
برای به سازش كشاندن فلسطینی ها می پیوندد كه
هم آمریكا، هم اسراییل و هم كسانی كه ادعا كردند
به نمایندگی از ملت فلسطین در این نشست حضور
یافتند به خوبی آگاهند آنچه كه آمریكا و اسراییل را
وادار به مذاكره می كند، تنها «مقاومت فلسطین» است.
این واقعیت انكارناپذیر و در عین حال دردناك برای
صهیونیستها در جای جای سخنان ایهود اولمرت
نخست وزیر رژیم صهیونیستی در نمایش «آناپولیس» به خوبی نمایان بود. |
ادامه مطلب

