ديدارخانوادههاي معظم شهدا و جانبازان شهرهاي مختلف کشور 2/3/1369
ما بايد حرفمان را بگوييم. يعني ملت ايران و انقلاب، بايد آن حرف قاطع خودش را بگويد؛ چهکاره است، کدام طرفي است و کجا ميخواهد برود. اين، مسألهي بسيار مهمي است. البته ملت حرفشان را گفتهاند و ما در اين زمينه، هيچچيز کم نداريم. من چندي پيش گفتم که اگر کسي ميخواهد بداند در ايران چه خبر است، به راهپيمايي روز قدس و بيستودوم بهمن و مراسم سالگرد امام نگاه کند، تا بفهمد در ايران چه خبر است. ملت ايران حرف خودش را بهطور قاطع گفته، ليکن اينطور نيست که در مسايل جهاني، يک نفر يکبار چيزي را بگويد و تمام بشود. نه، بايد اين استمرار حفظ بشود.
نسبت به مسلمانان عالم و احساسات اسلامي، حساسيتها روزبهروز بيشتر شده است. اين هم يکي ديگر از ابعاد حرکت عظيم اسلامي ملت ايران است. وقتي ما ميشنويم که در فلسطين اشغالي، مردم را به رگبار ميبندند، مسأله، مسألهي باطوم و چوب و اين حرفها نيست؛ مسألهي کشتار است. معناي اين حرف، آن است که فشار بر دشمن صهيونيست در داخل سرزمينهاي اشغالي، از هميشه بيشتر شده است.
ما احساس ميکنيم که فشار روي مسلمانان در سرتاسر عالم زياد شده است. امروز در کشورهاي مارکسيستي که عمر و نسلي را با دوري از مذهب و بيگانگي از خدا گذراندهاند، بازگشت به مذهب احساس ميشود. در همان کشورها و در کشورهاي ديگر، نسبت به مسلمانان حساسيتي وجود دارد. حرف خيلي عجيبي است. کليساها در کشورهايي رونق پيدا کردند که پنجاه سال - بيشتر يا کمتر - در اين کشورها يا لااقل در بعضي از نقاط آنها، زنگ کليساها به صدا در نيامده بود؛ يعني گرايش به مذهب پديدار شد. اما در همين کشورها و در قلب اروپا و در کشورهاي مدعي آزادي و دمکراسي و در هند و در نقاط ديگر عالم، بخصوص روي مسلمانان فشار فوقالعادهيي هست. علت چيست؟ اين مسأله را تحليل کنيد.
آيا علت اين نيست که دستگاههاي جبار قدرت در همه جاي دنيا، احساس حيات نويني نسبت به اسلام ميکنند؟ آيا به خاطر اين نيست که ميبينند هويت اسلامي، بار ديگر در ميان جوامع مسلمان، نيرو و جان گرفته است؟ اگر در فلسطين اشغالي، روي مسلمانان رگبار گلوله را ميگشايند، آيا بدين علت نيست که امروز در سرزمينهاي اشغالي، وجود اسلامي جدي شده است؟ آيا به خاطر اين نيست که در کشورهاي عرب - چه آنها که همسايهي فلسطين اشغالي هستند و چه غير آنها - احساسات و حرکت و بينش اسلامي ريشهدار شده، طرفدار پيدا کرده و صاحبان انديشه و احساس و فطرتهاي پاک، به اسلامِ مبارزه گرويدهاند؟ شکي نميشود کرد که قضيه اين است.
حقوق بشر معتبر است، مگر در مورد مسلمانان!
اگر ميبينيم که دستگاههاي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در مقابل چشم خودشان مشاهده ميکنند که در کشمير، دهها مسلمان مورد کشتار بيرحمانه قرار ميگيرند و دم نميزنند، به خاطر اين است که مردمِ آنجا مسلمانند. حقوق بشر معتبر است، مگر در مورد مسلمانان! سازمان ملل و کميتهي حقوق بشر و سازمانهاي مختلفِ گوشه و کنار عالم منتظرند ببينند امريکا با چه کسي بد است، تا به بهانهي حقوق بشر، روي او فشار بياورند! اينها در مقابل حوادث کشمير و فلسطين، لب از لب باز نميکنند؛ انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده است!
يک گله گوسفند که حرکت ميکند، اگر يک نفر با گلوله بزند و سي، چهل رأس گوسفند را بيندازد، از انسانهايي که ميبينند و ميفهمند، آه و افسوس بلند ميشود که اين حيوانها چه کرده بودند؟! از مسلمانان کشمير در يک تظاهرات، دهها نفر انسان را ميزنند و ميکشند؛ ولي تمام داعيههاي طرفداري از حقوق بشر در دنيا فراموش ميشود و انگار چنين چيزي اتفاق نيفتاده است!
اين سگهاي دستآموز امريکا، اين اسرائيليهاي بدتر از حيوان، آن همه فاجعهي فضاحتبار را در فلسطين اشغالي انجام ميدهند، ولي در دنيا هيچ انعکاسي پيدا نميکند؛ چون طرفها مسلمانند. اين، همان دنيايي است که سي يا چهل سال بعد از سقوط آلمان هيتلري، تعقيب کساني را شروع کرد که گفته شده بود تعدادي يهودي را کشته يا شکنجه کردهاند! شايد حتّي آنچه که واقع شده بود، خيلي کمتر از آن چيزي بود که گفته هم ميشد.
ديدارميهمانان و شرکتکنندگان کنفرانس جهاني اهلبيت(عليهمالسّلام) 4/3/1369
در دنياي اسلام، بحمدالله بيداري اسلامي به وجود آمده است. صهيونيستهاي غاصب، تقريباً بعد از چهل سال آسايش، که جز گاهي چند روزي مختصر حملهيي از طرف دولتها شده بود و بعد هم خساراتشان به اضعاف مضاعف از طرف امريکا جبران شده بود، امروز در داخل سرزمينهاي فلسطين، از سوي اسلام تهديد ميشوند. اين اسلام است که آنها را تهديد ميکند. سازمانهاي فلسطيني، آنها که از دين فارغ و نسبت به آن بيگانه بودند، ناتواني خودشان را نشان دادند. امروز کار به جايي رسيده است که سردمدارانِ به اصطلاح سازمانهاي فلسطيني، به فلسطينيهاي داخل سرزمينهاي اشغالي و بعضي مناطق ديگر پيغام ميدهند که کار را سخت نکنيد، ايجاد مشکل نکنيد.

آنها براي خودشان، مبارزهي حقيقي را مشکل به حساب ميآورند! سرنوشت حرکتي که از دين جدا باشد، بهتر از اين نيست. اما دين، فلسطين را نجات خواهد داد. اسلام، فلسطين را از دست متجاوزان پس خواهد گرفت.

پيام به مناسبت اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 10/3/1369
همانطور که همه ميدانند، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب - که معناي درست توحيد و نفي عبوديت غيرخدا و عزت در برابر هرکس و هرچيز غيرخدا را در عمل و واقعيت به همه نشان داد - مسلمانان در نقاط بسياري از جهان، احساس شخصيت و عزت نموده، در مقابل قدرتمندان و زورگويان ايستادند و سرفصل جديدي در مبارزات ملل مسلمان به وجود آمد؛ از جمله حرکت عظيم مردم مسلمان در افغانستان و شروع مبارزات مردمي در سرزمين فلسطين و ايستادن مردم مسلمان و مبارز فلسطين در برابر احزاب معاملهگر و شروع نهضتهاي اسلامي زيادي در کشورهاي مسلمان آفريقايي و آسيايي و حتّي در اروپا که همه براساس جاذبهي اسلام و شوق به تحقق احکام الهي به وجود آمده و اسلام را رهاييبخش و عزتبخش خود ميداند.
امروز که با دفن مارکسيسم و تلاشي بلوک شرق و قيامهاي مردمي برضد حکومتهاي استبدادي کمونيست، پيشبينيهاي امام بزرگوار تحقق يافت و يکي از دو ابرقدرت از صحنهي سياست عالم حذف و به قدرت درجهي دوم تبديل گرديده و ابرقدرت ديگر هم از سويي با اوجگيري مقاومتهاي مردمي در بسياري از نقاط عالم، از جنوب و شمال آفريقا و فلسطين اشغالي تا اقصا نقاط شرق آسيا و از سوي ديگر، با گسترش روزافزون فساد و بيايماني و بيبندوباري، خلأ معنويت و تفکر مکتبي در داخل جامعهي امريکايي و گسسته شدن رشتهي «مبارزه با کمونيسم» که همواره سردمداران امريکا ميخواستند با آن، خلأ يک عقيدهي وحدتبخش را در ميان ملت خود پُر کنند و نيز از سوي ديگر، برهمريختن محاسباتي که بر روابط اروپا و امريکا حاکم بود، موجب نفوذ دولت امريکا حتّي بر کشورهاي اروپايي ميشد، بشدت احساس خطر ميکند و موقعيت خود را در جهان متزلزل ميبيند.
براي حفظ اين روندِ روبه اشتعال و تقويت روحيهي ملتهاي اصيل و مظلوم، جمهوري اسلامي موظف است کوچکترين تغييري در چهرهي باصلابت و موضع باعزت خود در مناسبات بينالمللي ايجاد نکند؛ با قلدران، از موضع قدرت و با دولتهاي ضعيف، از موضع حمايت و با ملتهاي بپاخاسته، از موضع رعايت و هدايت سخن بگويد و عمل کند؛ دولت امريکا را به مثابهي رأس فتنه و استکبار و رمز غداري و شيطنت و به خاطر ستمش به کشورهاي ضعيف و حمايتش از صهيونيسم غاصب و دشمنيش با بيداري و آزادي ملتها و خصومت عميق و جنايتبارش با ملت ايران، محکوم و منفور و مطرود دانسته، هيچ فرصتي را براي افشاي چهرهي تزويرآلود و رسوا کردن آن مدعيان آزادي و غيره و بيان اين حقايق از دست ندهد.
مسألهي فلسطين، مسألهي اول بينالملل اسلامي است. امروز که مبارزات ملت فلسطين در زير پرچم اسلام، خواب از چشم دولت غاصب صهيونيست و حاميانش ربوده است، بزرگترين وظيفهي ملت و دولت ما و همهي ملتها و دولتهاي مسلمان، حمايت از اين مبارزات است. غدهي سرطاني اسرائيل را تنها از طريق همين مبارزات ميتوان ريشهکن ساخت و جهان اسلام را از خطرات مهلک آن نجات داد. سکوت و سازش خيانتآلود بسياري از دولتهاي عربي و حتّي تظاهر بعضي از آنان به بيتفاوتي و عدم حساسيت نسبت به سرنوشت فلسطين، کار را به جايي رسانده است که دولت غاصب صهيونيست، پس از سالها کتمان و حتّي انکار، اکنون دوباره داعيهي اسرائيل بزرگ را علناً بر زبان ميآورد و با بيشرمي و وقاحت، نيت پليد غصب سرزمينهاي جديدي از ميهن اسلامي را تکرار ميکند.
بعضي از پادشاهان و رؤساي عرب، به خاطر جلب نظر معبودشان امريکا، حتّي انگيزههاي عربي و عرق قوميت را که دايماً از آن دم ميزنند، در برابر اسرائيل به فراموشي ميسپارند و به جاي آن، ميدان مسابقه با اسرائيل در گرفتن کمک از امريکا را هرچه بيشتر گرم ميکنند. اين داغ ننگ را چه کسي از پيشاني ملت عرب خواهد زدود؟ و آيا جوانان مسلمان بيدار در کشورهاي عربي، اين خيانت را بر خودفروختگان خواهند بخشيد؟!
در نظر اين زمامداران خائن، قوميت و وحدت عربي، فقط هنگامي بايد مورد استفاده قرار گيرد که امريکا بخواهد از آن در برابر ايران اسلامي و اسلام ناب محمّدي(صلّياللهعليهواله) بهرهبرداري کند. اُف بر وجدانهاي خفته و دلهاي ناپاکي که لطف و عنايت امريکا را به قيمت ازدستدادن همه چيز، هم ثروتهاي خداداد طبيعي، هم شأن و کرامت انساني و ايمان اسلامي و آبرو و اعتبار و تشخص ملت خود طلب کردند و با کفران نعمتهاي خدا، خود و ملتهايشان را در سراشيب انحطاط و ابتلا به غضب الهي دچار ساختند. «الم تر الي الّذين بدّلوا نعمتالله کفراً واحلّوا قومهم دارالبوار جهنّم يصلونها و بئس القرار»[1].
چه شد آن شور و هيجاني که در برابر اسرائيل غاصب ابراز ميشد؟ و چه شد تعهدي که رؤساي عرب با ملتهاي خود دربارهي مبارزه با اسرائيل بستند؟ لعنت خدا و بندگان صالحش بر آن دستي که اولين معاهدهي سازش با اسرائيل را امضاء کرد و زندگي سياه دنيوي و سرنوشت اخروي خود را با فرعون قرين ساخت.

انور سادات و منخیم بگین و جیمی کارتر در کمپ دیوید
و نفرين بندگان صالح و فرشتگان و انبيا و اوليا بر آنان که آن راه را ادامه دادهاند و ميدهند؛ مخصوصاً آنان که اميد کاذبي به ملت مظلوم فلسطين داده و آنگاه به بهاي سيهروزي آنان، عيش ناپايداري براي خود فراهم کردند.


ملت فلسطين نبايد و نميتواند آزادي و حقوق حقهي خود را در کنفرانس و گردهماييهاي سران عرب جستجو کند. اين نشست و برخاستها، اگر براي فلسطينيهاي مظلوم، شوم و بدفرجام نباشد، حداقل بيفايده و بيخاصيت است. رؤسايي که در اين ايام به عنوان فلسطين گردهم آمدند، اگر صادقانه در انديشهي نجات فلسطين بودند، بايد دربرابر پيشنهاد مزورانهي رئيسجمهوري امريکا، موضعي سخت و قاطع گرفته، براي کمک مالي و تسليحاتي و سياسي به مبارزان داخل فلسطين اشغالي، تصميمهاي عاجل و واقعي ميگرفتند و به شعارهاي پوچ اکتفا نميکردند و اگر چنين نشود - که نشده است و با وضع فعلي جهان عرب و حکام آن، نخواهد هم شد - مبارزان داخل بايد به خدا و به نيروي مردمي و اسلامي تکيه کنند و بدانند: «کم من فئة قليلة غلبت فئة کثيرة باذنالله والله معالصّابرين»[2].

سخنراني در مراسم اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 14/3/1369
خصوصيت ديگر اين عصر جديد(عصر امام خمینی)، معنا بخشيدن به ارزش انسانها و حضور مؤثر تودههاي ميليوني مردم است. در دوران جديدي که بهوسيلهي امام ما آغاز شده است و دايرهي آن محدود به ايران هم نيست، تودههاي مردم، اصل و تعيينکننده و تصميمگيرندهاند و آنها هستند که جريانها را هدايت ميکنند. در گذشته، ما انقلابهاي زيادي را سراغ داريم که با احساسات مردم به پيش رفته است؛ اما امروز وضع فرق ميکند. امروز، در دنيايي که دهها سال بعد از جنگ دوم بينالمللي، قدرتهاي مسلط بر عالم، همهي مردم دنيا را عادت داده بودند که تسليم خواستههاي آنها باشند و در مقابل ارادهي قدرتهاي جهاني حرفي نزنند و ارادهيي از خودشان بروز ندهند، ناگهان شما ميبينيد که در کشورهاي اروپاي شرقي، تودههاي ميليوني مردم، با همان سبکي حرکت ميکنند و به ميدان ميآيند که ملت مسلمان ما، در مقابله و معارضهي با رژيم ستمشاهي وارد ميدان شدند. به تعبير ديگر، مشخصهي انساني اين دوران و عصر جديد، عبارت از پيروزي خون بر شمشير است؛ يعني در اين دوران جديد - همچنانکه در ايران اتفاق افتاد - آحاد مردم بدون تجهيزات و سلاح، فقط با جسم و جان خودشان به ميدان آمدند و فضا را بر حکومت غاصب و ظالم تنگ کردند. اين روش، امروز در دنيا روش شناختهشدهيي است. قدرت حضور تودههاي مردم، ولو بدون سلاح، امروز در دنيا معلوم شده است.
قدرتها بايد بدانند که بعد از اين، در هيچ جاي دنيا، عليرغم خواست تودههاي ميليوني مردم، نميشود حکومت را ادامه داد. هرچه اين موج در دنيا گسترش پيدا بکند، کار بر سلطههاي غير قانوني و ظالمانه و غير بشري، سختتر خواهد شد. اين، آن حرکتي بود که امام بزرگوار ما، به برکت آگاهي و ايمان اين ملت، در کشور ايران انجام داد و الگويي براي دنيا شد. لذا شما ميبينيد که بعد از سالها، داخل سرزمينهاي اشغالي، ملت مظلوم فلسطين قيام ميکنند و عليرغم شدت و سطوت دولت غاصب و ظالم صهيونيستي، کار را پيش ميبرند.
ديدارخانوادههاي شهداي هفتم تير و مکهي مکرمه و اقشار مختلف مردم 6/4/1369
پرچمي که شما به اهتزاز درآورديد، دنيا را بيدار کرده است
اين انقلاب، چون با نام خداست، هميشه با شيطانها مواجه است. چون معتقد به طرفداري از مستضعفان و مظلومان است، هميشه با قلدران و زورگويان و مستکبران، دستبهگريبان است. چون براي ارزشهاي انساني حرکت ميکنيد، هميشه کساني که با ارزشهاي انساني مخالفند، از شما ناراضيند. بايد شما آبديده باشيد. بايد شما روحاً و قلباً مجهز باشيد.
اين ملت، پرچم عظيمي را در دست دارد. اين پرچمي که شما به اهتزاز درآورديد، دنيا را بيدار کرده است. ببينيد امروز در فلسطين، چه خبر است. ببينيد در شمال آفريقا، چه خبر است. ببينيد چگونه اسلام در جوامع اسلامي، حق خود را باز مييابد و به دست ميآورد. اين کارها را شما کرديد.

در مقابل فرهنگ کفر و استکبار، مسلمين را ضعيف بار آورده بودند که احساس ضعف ميکردند. در جاهايي که امروز ميليونها مسلمان توانستهاند سهم و حقي در حکومتها به دست بياورند، تا قبل از انقلاب اسلامي، کسي جرأت نميکرد دم از اسلام بزند. در اين کشورهاي اسلامي که امروز ائمهي جمعه و جماعاتشان، تشکيلات به وجود ميآورند و مسجدها رونق پيدا ميکنند و کانون تحرک ميشوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يک مشت پيرمرد از کار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاي جوانان و کانون جنبشهاست. اين را شما کرديد. اين را حرکت شما و قائد عظيمالشأنتان - آن مرد الهي - بود که انجام داد.
براي همين است که دشمنان اسلام، از شما عصبانيند. «ولن ترضي عنک اليهود و لاالنّصاري حتّي تتّبع ملّتهم»[3]. تا از اسلام دست برنداريد، دشمنان اسلام با شما مخالفند. منتها نکتهيي که در اينجاست، اين است که دشمن ميخواهد بگويد اگر من با کسي مخالف بودم، او بايد از بين برود! اين را به ملتهاي ضعيف باورانده بودند. حالا عکسش ثابت ميشود و معلوم ميگردد که هر کس با اسلام مخالف است، بايد برود. اسلام جاي خود را در عالم باز کرده است و بازتر هم خواهد کرد. قبل از انقلابِ شما، در بعضي از کشورهايي که امروز مردم آن، پرچم اسلام را بلند کردهاند، در ملأ عام کسي جرأت نميکرد بگويد من مسلمانم، يا اعمال مسلماني را بجا بياورد و نماز بخواند؛ اما امروز صداي تکبيرشان، فضاي آن کشورها را انباشته است.
اسلام از نو بيدار شده و در وسط صحنه بپاخاسته است
استکبار، چه بخواهد و چه نخواهد؛ امريکا، چه بخواهد و چه نخواهد؛ صهيونيسم، چه بخواهد و چه نخواهد، اسلام از نو بيدار شده و اين قهرمان عظيم قرنها، دوباره در وسط صحنه بپاخاسته است. هيچ کاري هم از دست دشمنان اسلام ساخته نيست. اکثرِ کاري که ميتوانند بکنند، اين است که از حقد و بغضشان، مسلمانان را در حريم امن الهي، به خاک و خون بکشند. بيشتر از اين، چه کار ميتوانند بکنند؟ حداکثر کاري که ميتوانند بکنند، اين است که ملتي را که امروز عاشقترين ملتهاي مسلمان به ياد و نام خداست، از زيارت خانهي خدا مصدود و ممنوع کنند؛ کمااينکه کردند. بله، دلهاي ما به خاطر محروميت از زيارت خانهي خدا، پُر است. قلبهاي ما شکسته و بغض، گلوي ما را گرفته است. اما همين عمل دشمنان اسلام و ايادي و مزدورانشان، باز به عظمت اسلام خواهد انجاميد و مظلوميت ملت ايران، آشکارتر خواهد شد و همين مظلوميت است که حقانيت ما را ثابت ميکند.
امروز، آن ملت و مرکزي که مسلمانان با توجه به آن، در ميان اينهمه گرفتاري، دلشان اميد پيدا ميکند، مردم ايران و نظام جمهوري اسلامي است. اين مسلمانان مظلوم فلسطيني و لبناني که بهطور روزمره مورد تهاجم جنايتآميز اسرائيل قرار دارند و همين روزها هم آمدند بمباران کردند و اين جناياتها ادامه دارد، اميدشان به هيچکدام از اين قدرتها و مدعياني که ادعا ميکنند، نيست. اگر اميدي داشته باشند - که دارند - به انقلاب اسلامي و به حرکت پُربرکت ملت مسلمان ماست. شما، مايهي اميد مسلمانان هستيد.
[1] ابراهيم: 28 و 29
[2] بقره: 249
[3] بقره: 120
سخنراني در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زايران حضرت رضا(ع)2/1/1369
اينکه کسي ادعا کند ما طرفدار حقوق بشريم، قضيه را تمام نميکند. طرح قضيهي حقوق بشر از طرف سردمداران امريکا، چه حالا و چه در روزهاي قبل، يک دکان و يک وسيله براي استفادهي بيشتر است. اينها به حقوق بشر اعتقاد ندارند. اينها کساني هستند که در مقابل چشمشان، حکومت صهيونيستي در کشور فلسطين، مردم فلسطين را به بدترين وجهي زير فشار و کشتار و اختناق و شکنجه قرار ميدهد و آنها حاضر نيستند حتّي به زبان، عمل او را محکوم کنند. فلسطينيها انسان نيستند؟! حقوق بشر شامل فلسطينيها نميشود؟!

اينها کساني هستند که مرتجعترين و مستبدترين حکومتهاي دنيا متکي به آنهايند، از آنها مدد و کمک ميگيرند و انسانها را نابود ميکنند. شما در دنيا نگاه کنيد، ببينيد کشورهايي که حتّي يک مجلس شورا - ولو به صورت شکلي و اسمي - ندارند، کدامند؟ الان کشورهايي هستند - احتياجي به اسم آوردن نيست؛ همهي شما اين کشورها را ميشناسيد - که ادارهي امور آنها، بدون کوچکترين دخالت و آراي مردم انجام ميگيرد. حکومتهاي آنها، فردي مطلق است. پارلمان و انتخابات ندارند و در نتيجه مردم نمايندهي قانونگذار و رئيس جمهوري هم که انتخابش بکنند، ندارند. يک نفر يا يک خانواده، بر مردم و ثروت و نفت اين کشورها حکومت مطلق ميکند و هر کاري دلشان بخواهد، از کشتار و اختناق و حبس و زجر و بقيهي توهينها و اهانتها، با مردم اين کشورها انجام ميدهند. اين دولتهاي اينقدر مختنق و مرتجع، اينقدر دور از پيشرفتهاي سياسي عالم و بياعتنا به حقوق انسان، نورچشميهاي امريکايند و امريکا بزرگترين مدافع اين کشورهاست! امريکا طرفدار حقوق بشر است؟ اگر اينطور است، چرا به اين دولتهاي زوري اختناقي فاسدِ بياعتناي به دمکراسي و حقوق بشر، يک يادداشت کوچک اعتراض نميفرستد که حقوق بشر در کشور شما مورد بياعتنايي قرار گرفته است؟!
پيام به مناسبت روزجهاني قدس 24/1/1369
بسماللهالرّحمنالرّحيم
برادران مسلمان در سراسر جهان، ملت عظيمالشأن ايران!
فرارسيدن روز جهاني قدس، وظيفهي مبرم پشتيباني و دفاع از ملت مظلوم فلسطين را بار ديگر با تأکيدي از هميشه بيشتر، به مسلمانان غيور جهان يادآوري ميکند. اکنون درحاليکه ملتها در اروپا، توافقهاي اسارتبار ناشي از جنگ دوم جهاني را نقض کرده، حق حاکميت و ارادهي ملي امروز خود را به خواستهي قدرتهاي فاتحِ ديروز مقدم ميشمارند، ملت فلسطين روزبهروز فشار و ظلم و تعدي بيشتري را از ناحيهي غاصبين و هم از ناحيهي حاميان رسمي و غيررسمي آنان تحمل ميکنند. در همين روزهاي ماه مبارک رمضان، مردم روزهدار فلسطين در خانهي خود، انواع سختي را از دشمن غاصب ميکشند. خيابانها در اراضي اشغالي، به خون جوانان فلسطيني آغشته و زندانها از آنان پُرشده است و دولتهاي غربي - اين مدعيان دروغگوي دمکراسي و حقوق بشر - نه فقط کمترين اعتراضي نميکنند، بلکه احياناً غاصب متجاوز را حمايت و تشويق نيز ميکنند.
حادثهي بسيار مهم و تکاندهندهي اخير - يعني انتقال دستهجمعي و مستمر يهوديان شوروي به فلسطين - به مسألهي فلسطين ابعاد جديدي ميبخشد و اهميت اين مسأله را در توافقهاي پنهاني امريکا و شوروي نشان ميدهد.
سکوت رضايتآميز اغلب سران کشورهاي عربي که در مواردي حتّي با خيانت صريح همراه است، به اضافهي مواضع ذلتبار و خائنانهي مدعيان رهبري ملت فلسطين، حلقههاي پيوستهي زنجير غدر و ظلم و تعدي و خيانتي است که ميخواهد سرزمين اسلامي فلسطين را هميشه مغصوب و ملت مجروح و مظلوم آن را هميشه اسير و آواره بدارد.
جنجال دروغين معارضه با اسرائيل که از طرف رؤساي رژيم عراق به راه افتاده و در رسانههاي صهيونيستي غرب هم با آبوتاب مطرح ميشود، مکمل نقشههاي استکباري و وسيلهيي است براي پوشاندن خيانتي که با سکوت دولتهاي عربي نسبت به مسألهي فلسطين انجام گرفته و نيز براي تحتالشعاع قرار دادن مسألهي مهم انتقال يهوديان شوروي به فلسطين اشغالي.
آنچه در مدت چهل سال اخير از سوي رژيم غاصب به کشور و ملت فلسطين وارد آمده، براي تجربه کافي است. کافي است تا ثابت کند که از راه توسل به قدرتهاي مسلط عالم و وابستگان آنها در منطقه، هيچ اميدي به نجات فلسطين نيست.
انقلاب بزرگ اسلامي ما نشان داد که کليد حل مشکلات بزرگ، در دست خود ملتهاست و ارادهي انسانهاست که در صورت تکيه به خدا و اعتماد به وعدهي الهي، بر تدبير و خواست قدرتهاي مسلط غلبه خواهد کرد. و امروز با حوادثي که در نقاط متعددي از جهان رخ داده، نقش ملتها بيش از پيش به اثبات رسيده است. در برابر درندهخويي رژيم صهيونيست غاصب فلسطين، تنها ارادهي ملت فلسطين است که ميتواند بايستد و با مقاومت مردانهي خود، دشمن را به عقبنشيني و قبول شکست وادار سازد.

دولت اسرائيل، با اعمال جنايتکارانهي خود در فلسطين و لبنان و بمباران وحشيانهي اردوگاهها و دزدي و آدمربايي و فساد در داخل و خارج مرزهاي فلسطين، نشان داده است که به هيچ اصل انساني و هيچ قانون بينالمللي پايبند نيست. آنها که گذشتهها را فراموش ميکنند، چگونه ميتوانند جنايات روزمرهي صهيونيستها در فلسطين و لبنان را که بيوقفه ادامه دارد، ناديده بگيرند؟
خوشبختانه بيداري اسلامي ملت فلسطين، افقهاي آينده را تا حدود زيادي روشن کرده است. امروز نسل نوين ملت فلسطين، با نام خدا و تمسک به ايمان اسلامي مبارزه ميکند و اين مبارزهيي بسيار اميدبخش است و چنانچه مشهود است، دشمن - چه حکام صهيونيست، چه امريکا و ديگر پشتيبانان اسرائيل و چه خيانتکاران منطقه - از اين حرکت جديد کاملاً سراسيمه و دهشتزده است و براي لوث کردن و پوشاندن جهت اصلي مبارزه، به هر شيوهيي متوسل ميشود که آخرين آن، همين شعار توخالي و دروغين حمله به اسرائيل است که حکام دستنشاندهي عراق بر زبان آوردند. همه ميدانند که رژيم بعثي عراق، سلاحهايي را که از ابرقدرتها گرفته، هرگز بر ضد اسرائيل - که خود در زير سايهي ابرقدرتها زندگي ميکند - به کار نخواهد گرفت و از آن، جز در خدمت هدفهاي استکبار، يا براي باجگيري از ثروتمندان منطقه استفاده نخواهد کرد.
راه صحيح مبارزه با حکومت غاصب، همان است که امروز خود فلسطينيها آن را يافته و قدم استوار خود را در آن گذاشتهاند و وظيفهي همهي مسلمانان است که آنان را در اين مبارزهي مقدس ياري کنند. امروزه، هيچ عذري از دولتهاي مسلمان در بيتفاوتي نسبت به مسألهي فلسطين پذيرفته نيست.
دولت غاصب، وحشيگري و ددمنشي را به اعلي درجه رسانده و ثابت کرده است که در راه هدفهاي توسعهطلبانه و خطرناک خود، آمادهي دست زدن به هر جنايتي است. قيام اسلامي ملت فلسطين نيز حجت را بر همه تمام ميکند و نشان ميدهد که عليرغم فشارهاي همهجانبهي دشمن و غدر و خيانت مدعيان دوستي، نهال مقاومت نخشکيده، بلکه ريشهدار و پُربار نيز شده است. لذا بر همهي ملتها و دولتها واجب است که مسألهي اسلامي فلسطين را صادقانه در زمرهي مسايل درجه اول خود دانسته و به قدر وسع خود به آن کمک کنند.
اکنون، جمعهي آخر ماه مبارک رمضان که از سوي امام راحل عظيم ما (رضواناللهعليه) روز قدس ناميده شده، در پيش روي ماست و در اين ماه رمضان کاملاً مجاور ليالي قدر، بايد همانطور که شب قدر را تا صبح به بيداري ميگذرانيم و با دعا و تضرع خود به درگاه الهي، ميخواهيم که آيندهي مطلوب براي ما رقم زده شود، روز قدس را و همهي اين ايام حساس را که ليلةالقدر تاريخ اسلام است، به بيداري و هشياري بگذرانيم و تا مطلع الفجرِ نجات ملتهاي مسلمان و مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطين، دست از تلاش نکشيم.

اينجانب اميدوارم ملت بزرگ ما در اين روز قدس نيز مانند هميشه با حضور يکپارچهي خود در خيابانها و راهپيمايي تا محل نمازهاي جمعه، فرياد رسا و غريو رعدگون خود را به گوش جهانيان برساند و تکرار کند که امت امام خميني عظيم، همواره در کنار فلسطين و خصم دشمنان آن خواهد بود.
والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته
علي حسيني خامنهاي
ديدارمسؤولان و کارگزاران نظام جمهوري اسلامي، به مناسبت عيد سعيد فطر 7/2/1369
ملت ما بايد انشاءالله همين وحدت کلمه، همين راه و همين تلاش را ادامه بدهند. دنيا به شما و موضعگيريتان نيازمند است. همين مسألهي عظيم فلسطين، همين مسايل گوناگون مسلمانان مظلوم در نقاط مختلف دنيا که در خانهي خودشان غريبند، همين حرکت و جنبش عظيم اسلامي که امروز تقريباً در همه جاي دنياي اسلام و نقاط مسلماننشين - از آسيا تا اروپا و آفريقا - محسوس است و مشاهده ميشود و مسلمانان احساس هويت اسلامي ميکنند و حرکت ميکنند و حرف خودشان را ميزنند و وحدت خودشان را نشان ميدهند و دشمن خودشان را ميترسانند، همهي اينها به ايستادگي و مقاومت و وحدت و ارادهي نيرومند شما نيازمند است.
سخنراني در ديدار با جمع کثيري از دانشگاهيان و طلّاب حوزههاي علميه 29/9/1368
از مسلمانان مظلوم فلسطيني حمايت و دفاع ميکنيم
اين را هم بگويم که آن جايي که شما احساس ميکنيد دشمن سختگيري ميکند، درست همان جايي است که دشمن آسيب ميبيند. فشاري که اين روزها بهوسيلهي صهيونيستها بر مسلمانان مظلوم فلسطيني وارد ميشود، به معناي آن است که استکبار در سرزمينهاي اشغالي فلسطين مقدس، به طور جدي تهديد ميشود. اگر تهديد جدي نبود، اين قدر فشار زياد نميشد. اين روزها دولت غاصب صهيونيست، به طور روزمره در سرزمين اشغالي به مردم حمله ميکند و حتّي شنيدم به زنها حمله کرده، تعدادي از آنها را مضروب و مجروح نموده و تعداد کثيري از مردم را بهوسيلهي مزدوران نظامي و پليس خود مجروح کرده است. چه قدر از افراد را ميگيرند و در زندانهاي خود بازداشت و شکنجه ميکنند و در نهايتِ فشار نگه ميدارند؛ اما شعلهي مقدس، روزبهروز در سرزمينهاي اشغالي مشتعلتر ميشود.

يک جوان مسلمان فلسطيني ميگفت: امروز در زندانهاي سرزمين اشغالي، زندانيها به عشق امام و به ياد رهبر عظيمالشّأن انقلاب اسلامي، شعر ميخوانند. ياد انقلاب و امام و ياد مجاهدتهاي ملت ايران، در اعماق همان سلولها هم هست. دشمن از همين ميترسد. پس، فشار روي آن مردم اثري نداشته است. الان در فلسطين اشغالي، دو سال و اندي است که مردم با دست خالي مبارزه ميکنند و دشمن نتوانسته است اين مبارزه را سرکوب کند؛ همچنان که نتوانستهاند مبارزهي مسلماناني را که در کشورهاي اسلامي عليه ايادي استکبار مبارزه ميکنند، سرکوب کنند. اين، به معناي آن است که موج اسلامخواهي و فرهنگ اسلام، روزبهروز گستردهتر ميشود. کيد دشمن و شيطان، کيد ضعيفي است و هر جا که فشار استکبار بيشتر است، آسيبپذيري او هم بيشتر است.
ما به عنوان انقلاب اسلامي و به عنوان اولين ملتي که با اين انقلاب توانسته است بيني استکبار را به خاک بمالد و با قدرت و شجاعت، قلعهي مستحکم استکبار را در اين کشور ويران کند و استکبار و امريکا را بيرون نمايد، اعلام ميکنيم که از مردم و مسلمانان مظلوم فلسطيني حمايت و دفاع ميکنيم و معتقديم که مبارزهي آنها انشاءالله به نتايج خوبي خواهد رسيد.
خداوند انشاءالله توفيقات خود را به همهي شما آقايان و خواهران محترم عنايت کند. مجدداً به همهي حضار محترم، مخصوصاً دانشگاهيان و روحانيون و جوانان تيزهوش توصيه ميکنم که رشتهي علم - چه حوزه و چه دانشگاه - و اتحاد بين اين دو منبع را همچنان مستحکم نگهدارند و برادران رزمنده - چه رزمندههاي دانشگاه و چه رزمندههاي حوزهي علميه - بدانند که پيشرفت اين انقلاب و ادامه و استمرار اين مبارزه، عليه دشمنان و شياطين است.
سخنراني در ديدار با گروهي از روحانيون حوزههاي علميهي اهل سنت 5/10/1368
او که با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سني فرقي نميکند. ديديم که استکبار چگونه روي انقلابيون سني در فلسطين و مصر فشار ميآورد. اينها که شيعهي دوازده امامي نيستند. همهي اينها برادران اهل سنت ما هستند. ميبينيد که چه فشاري روي اينها ميآورند. براي استکبار که فرقي نميکند. اما او که با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شکلش - مخالف است، حالا در موضع يکي از اين فرقهها قرار ميگيرد و عليه يک فرقهي ديگر تلاش مينمايد و پول خرج ميکند. ما بايد هوشيار باشيم.
سخنراني در ديدار با روحانيون، مسؤولان و گروهي از اقشار مختلف مردم 6/10/1368
ملت ما در مقابل استکبار، قدرتمندانه ايستاده است
اينها با همين روحيه(نظام سلطه وقلدری)، تقريباً بيست و پنج سال حکومت شاه را در ايران سر پا نگهداشتند. در سال 32، در اينجا کودتا کردند و حکومتي را سرنگون نمودند و شاه را سر کار آوردند و بيست و پنج سال از او حمايت کردند. همينها هستند که امروز عليه مردم کشورها، از نظامهاي مرتجع و ديکتاتور دنيا حمايت ميکنند. همينها هستند که صهيونيستها را در فلسطين آوردند و کاشتند و يک کشور را از دست ملتش گرفتند و غاصبي را در آن جا گذاشتند و دايم در طول چهل سال گذشته، از دولت اسرائيل حمايت کردند. اين، نظام سلطه است. بزرگترين بلاهاي عالم براي ملتهاي دنيا، همين نظام سلطه است. اگر ملتها در کشور و خانهي خودشان، اختيار نداشته باشند، از وبا و طاعون و بدترين مرضها خطرناکتر است.

ديدار گروههاي مختلف مردم و ميهمانان خارجي شرکتکننده در مراسم دههي فجر 12/11/1368
دايرهي گسترش و نفوذ اسلام در آينده پيشتر خواهد رفت
امروز، از دوقطب سياسي و اقتصادي عالم - قطب شرق و قطب غرب - قطب شرق تقريباً متلاشي شده است و چيزي به نام بلوک شرق، امروز ديگر در دنيا مطرح نيست. کسي اين را باور نميکرد. من ميگويم دايرهي گسترش و نفوذ اسلام، از اين خيلي پيشتر خواهد رفت و بشريت در آيندهي نه چندان دور، شاهد خواهد بود که حاکميت غرب و فرهنگ سلطه و ضد ارزشهاي حاکم بر بشر متلاشي خواهد شد و آن چيزي که امروز به نام بلوک غرب بر دنيا ظلم و جفا ميکند، از بين خواهد رفت و اين از برکات اسلام است.
در آيندهيي که خيلي دور نخواهد بود، بشريت شاهد خواهد بود که حکومت غاصب صهيونيستها، مجبور به عقبنشيني خواهد شد و ملت مظلوم فلسطين، به حقوق خود خواهند رسيد. اين، طبيعت زمان و روند کنوني حقايق در عالم است و مسلمانها بايد خودشان را آماده کنند.
مسلمانهاي مؤمن و معتقد بايد بدانند که امروز، روز اسلام و روز نقش و دور اصلي اين دين است. اسلام پيشرفت خواهد کرد و انشاءالله در صحنهي ذهن بشر و بر واقعيتهاي زندگي حاکم خواهد شد. ما در نظام جمهوري اسلامي، به تبعيت از امام فقيد بزرگوارمان - آن شخصيت نمونهي امروز عالم و کسي که از نوع اولياي خدا و جزو سلسلهي برگزيدگان الهي بود - راه پايفشردن بر مواضع اسلام و مقابله با طواغيت را با قدرت و قاطعيت تعقيب خواهيم کرد و معتقديم که آينده در اختيار اسلام و متعلق به اين دين است.
خطبههاي نماز جمعهي تهران 20/11/1368
. و نحن نعلن هنا أن هذه الآمال ستبقي حسرة في قلوبهم بحولالله و قوّته ثم يغلبون. و من اجل تبديد الآمال المعقودة علي هذه الثورة و نظام الجمهورية الاسلامية راح العدو يکيل للثورة تهمة الاستسلام مقابل اعداء الاسلام و تهمة اقامة العلاقات مع امريکا و اسرائيل، و نحن نعلن أن النضال ضد حکومة العدو الصهيوني والدفاع عن کفاح الشعب الفلسطيني المظلوم و عن الارض الفلسطينية المغتصبة جزء لايتجزأ من معتقدات الثورة الاسلامية.
نحن نعتبر الدفاع عن کل المسلمين في العالم و الدفاع عن حريم الاسلام المقدس في کلّ ارجاء الارض من مهامّ رسالتنا الکبري و لذلک فان کل الذين يکيدون للقيم الاسلامية و يطعنون بحرمة الاسلام عن طريق التآمر الثقافي والفنّي يندرجون ضمن قائمة الاعداء.
سخنراني در ديدار کارگزاران نظام در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368
معناي صدور انقلاب
معناي صدور انقلاب اين است که ملتهاي دنيا ببينند يک ملت، با قدرت خود و با اتکاء به اراده و عزم خويش و با توکل به خدا ميتواند ايستادگي کند و تسليم نشود. اگر ملتها اين پايداري را ديدند، باور خواهند کرد و تشويق خواهند شد که خودشان را از زير بار ظلم نجات بدهند. امروز شما واضحترين حرکات مسلمين را در جاهايي ميبينيد که سالهاي متمادي مسلمانهاي آنجا زير فشار بودند؛ مثل کشمير و ساير کشورهايي که امروز مسلمانها سر بلندکردهاند. البته، بر اينها فشار خواهند آورد و فشار آوردند و ظلم کردند؛ اما فشار به معناي از بين بردن نتيجهي کار نيست. فشار قادر نيست که يک حرکت مستمر و متوکل بر خدا را متوقف بکند؛ بلکه گاهي فشار، آن حرکت را وسيعتر هم خواهد کرد.
شما اگر امروز به مردم فلسطين در داخل سرزمينهاي اشغالي نگاه کنيد، ميبينيد که حقيقتاً مردم با فشار مبارزه کردند.

اين مبارزه در شرايط سختي در فلسطين انجام ميگيرد؛ اما مردم اين مبارزه را ادامه دادند. همين ملت افغانستان که با سختيهاي بسيار مواجه شدند و در سرتاسر دنيا هيچکس نبود که حتّي يک روز به داد اينها برسد و به آنها کمک کند، تنها و مظلومانه جنگيدند و ايستادند و ادامه دادند. بقيهي ملتها هم همينگونهاند و اين از الگوي اسلام و جمهوري اسلامي در ايران ناشي ميشود. انقلاب، اينطور صادر ميشود و درس و تعليم و سرمشق براي ملتها به وجود ميآورد.
پيام به ملت شريف ايران، در پايان چهلمين روز ارتحال حضرت امام خميني(ره) 23/4/1368
شعاير اسلامي و مساجد و نمازهاي جمعه و عزاداريها، از جمله عواملي است که در پيروزي انقلاب و تداوم آن، نقش تعيينکنندهيي داشته است. ملتهاي مسلمان اکنون در همه جاي عالم، با بهرهگيري از تجربهي ملت ايران، به مساجد و شعاير ديني اهتمام خاصي نشان ميدهند. نهضت فلسطين و بسي نهضتهاي ديگر، امروزه از مساجد و نمازهاي جمعه و جماعت، نيرو و توان ميگيرد. سزاوار است که ملت عزيز ايران، نقش اين شعاير را همواره به ياد داشته باشد.
اينجانب همهي مردم - بخصوص جوانان - را به پُر کردن مساجد و حضور در نمازهاي جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزاداري سالار شهيدان حسينبنعلي(ع) توصيه ميکنم. البته روح و مضمون حقيقي اين شعاير و مراسم بايد به طور شايسته حفظ شود و معنويت و توجه و فراگيري بر آن حاکم باشد.
خطبههاي نمازجمعهي تهران 23/4/1368
حياة الامامالخميني(اعلياللهکلمته) کانت درسا حيّا في جميع ابعاد الاسلام.
علّمنا اولا ان نوحّد الله في کل حرکاتنا و سکناتنا و ان نبتغي وجهه وحده و ان نخشاه و لانخشي سواه.
اقيمت الدولة الاسلامية الکريمة بفضلالله و عونه، و تصاعد الجهاد الاسلامي لاقامة حاکمية الله في افغانستان و انتفاض الشعب الفلسطيني ليستعيد عزّته و کرامته بعد اربعين عامّا منالهوان و تحرّک المسلمون علي طريق الرسالة في بقاع مختلفة من ارض المسلمين.
خطبههاي نماز جمعهي تهران 28/7/1368
در اين چند هفتهي گذشته ديديد که چگونه قدرتهاي بزرگ دنيا، دست به هم دادند تا سرنوشت لبنان را - درست بر خلاف مصالح مردم و اکثريت مسلمان مظلوم و مستضعف آن کشور - ببندند و رقم بزنند. همچنين برخورد با مسألهي فلسطين و خيانتي را که برخي از سران و بزرگان عرب و قدرتمندان کشورهاي عربي، با همدستي بعضي از سران منتسب به فلسطين انجام دادند، در نظر بگيريد که اين هم در همين چارچوب قابل بررسي است. داخل سرزمينهاي اشغالي، مسلمانان مظلوم فلسطيني، شامل جوانها و زنها و مردها، با تن و جان خودشان مبارزه ميکنند و قدرتمندان، نسبت به اين جامعهي مظلوم فلسطيني، ذرهيي احساس وجدان انساني نميکنند.

وضع دنيا را تا آن جايي که به ما مسلمانان مربوط است، مشاهده ميکنيد، خبرها را ميشنويد، فشار روي گروههاي مسلمان در دنيا را ميبينيد، وابستگي دولتهاي مرتجع و مزدور را که بر خلاف مصالح کشورهايشان کار ميکنند، مشاهده مينماييد و ميبينيد که چگونه افکار عمومي دنيا در مقابل اين ظلمهاي آشکار ساکتند. اين، چيز سخت و غيرقابل تحمل يا صعبالتحملي است.
امروز، وقتي حادثهيي در دنيا اتفاق ميافتد - از قبيل حوادث منطقهي خاورميانه، لبنان و فلسطين - و ملت و شخصي مظلوم واقع ميشود و ظلمي در يکجا اتفاق ميافتد و از دهان کسي، حرف غلط و قلدرمآبانهيي خارج ميشود، اگر بخواهيم اعتراض کنيم و موضعگيري نماييم و آن کار را لازم و تکليف خود بدانيم، هيچ ملاحظهي سياسي و ترس از هيچ قدرتي، ما را از موضعگيري باز نميدارد.
سخنراني در ديدار دانشجويان و دانشآموزان، بهمناسبت سيزدهم آبان 10/8/1368
اگر شما امروز به صحنهي سياسي دنيا نگاه کنيد، از اين قبيل چيزها زياد مشاهده ميکنيد. اينکه قدرتها بيايند کشوري را قرق کنند و ملتي را از خانهي خودش بيرون نمايند و بِزور، دولت ديگري را در آن جا تشکيل دهند و جاي آنها بنشانند، اين همان حرکت استکباري است. در حادثهي فلسطين، قدرتهاي زورگوي دنيا دست بهدست هم دادند و يک ملت را از خانهي خودش بکلي آواره کردند. اين، چيز خيلي بزرگ و عجيبي است. امروز، دنيا به اين رويه عادت کرده است که ملتي را از داخل کشورش اخراج کنند و سپس بِزور، آدمهايي را از جاهاي مختلف دنيا بياورند و در آنجا بنشانند و يک ملتِ دروغين و مصنوعي بهوجود بياورند و دولتي را هم در رأسش بگذارند تا منافع قدرتهاي بزرگ در آن منطقهي عربي حساس تأمين بشود!! اين، همان استکبار است. 
سخنراني در ديدار جانبازان، خانوادههاي معظّم شهدا، اسراو مفقودان 24/8/1368
گروههاي مسلماني که براي دفاع از اسلام قيام ميکنند، بهوسيلهي سردمداران آن کشورها به راحتي زير فشار و شکنجه و زندان قرار ميگيرند و قدرتهاي جهاني هم از اينها - يعني از دولتها - حمايت ميکنند. مصر، امروز اين گونه است. بسياري از کشورهاي ديگر در دنيا همين گونهاند. يک ملت مسلمان مانند ملت فلسطين را از شهر و خانه و کشورشان بيرون ميکنند و قدرتهاي بزرگ جهاني هم به اين کار کمک مينمايند و بلکه خودشان آن را انجام ميدهند. پس، ميبينيد که امروز تجهيزات و قدرت و امکانات دشمنان اسلام براي فشار آوردن روي مسلمانها و طرفداران اسلام، با گذشته خيلي تفاوت کرده است.
حالا در اين شرايط، اگر ملتي براي دفاع از اسلام و براي عظمت دادن به آن قيام کند و در راه اعتلاي اسلام مجاهدت نمايد و از کسي و چيزي نترسد و در راه اين مجاهدت به شهادت برسد، اين قيام و مجاهدت و شهادت، از هميشهي تاريخ باارزشتر است
مسلماني جوانان امروز ما که در راه خدا مقاومت و مجاهدت و ايستادگي ميکنند، مثل مسلماني جوانيهاي ابيذرغفاري و حنظلهي غسيلالملائکه و مصعببنعمير است. مثل مسلماني گذشتگان ما نيست که عمري مسلمانِ خوب هم بودند - که خداي متعال يقيناً اجرشان را هم خواهد داد - نمازي ميخواندند، عبادتي ميکردند، کاسبييي ميکردند و دنبال کار خودشان بودند؛ نه امر به معروف و نهي از منکري بود، نه جهادي بود و نه مواجهه با دشمنان خدا. اين کجا و آن کجا؟ اين دو حالت با يکديگر خيلي فرق دارد.
پيام به گردهمايي سراسري فرماندهان بسيج 2/9/1368
خائنانه، با دست خالي به مبارزات حقطلبانه ادامه ميدهند، با روشهاي خشن و غير انساني سرکوب ميشوند و زن و کودک و پيرشان به دست سربازانِ دستورگرفتهي صهيونيست شکنجه و تارومار ميشوند و از اينهمه مدعيان حقوق بشر از دولتهاي غربي صدايي برنميخيزد و امريکا و انگليس و برخي ديگر، حمايت عملي و تشويق زباني هم ميکنند!
در لبنان، علاوه بر اردوگاههاي آوارگان مظلوم فلسطيني، خانه و کاشانهي مسلمانان لبناني به وسيلهي جتهاي اسرائيلي بمباران ميشود و زن و مرد و پير و جوان رهگذر و غير نظامي به خاک و خون کشيده ميشوند و روحاني موجه و محترمي،[1] نيمه شب به وسيلهي مزدوران صهيوني از خانهي خود ربوده ميشود، و از ميان اينهمه دولت غربي که سالهاست محکوم کردن تروريسم و آدمربايي را ترجيعبند همهي حرفهاي خود قرار داده و به قصد کسب وجهه، مدام هر دولت مخالف منافع خود را بدان متهم ميدارند، حتّي يک نفر هم در برابر اين حرکتهاي زشت و وحشيانهي تروريستي، موضعي جدي نميگيرد و از اينکه دولتي اينطور قلدرانه به خانهي مردم کشوري ديگر بمب بريزد، يا از آن آدم بربايد، متأثر نميشود!

اگر قلدران عالم، خوشخيالانه گمان ميکنند که اين سنگر مظلومان و اين مدافع مستضعفان و اين پايگاه مبارزه با نظام سلطه و ظلم و استکبار جهاني، لحظهيي هدفهاي بزرگ خود را از ياد خواهد برد، سخت در اشتباهند. ما همچنان و هميشه مدافع ملتهاي مظلوم و زير يوغ استکبار هستيم و خواهيم بود. ما همواره در کنار ملت مسلمان و مبارز و رشيد فلسطين، بر ضد صهيونيسم جنايتکار هستيم و خواهيم بود، و به برادران فلسطيني خود توصيه ميکنيم که راه خدا - يعني مبارزه با دشمن غاصب و حاميانش - را با توکل و اعتماد به خدا و تا نابودي دولت صهيونيست غاصب ادامه دهند. ملت بزرگ و بسيجيان مؤمن و فداکار ما، دفاع از فلسطين را فريضهيي ديني ميشمارند ودر راه خدا هيچ هدفي را دستنيافتني نميدانند. ما همواره از حق ملت مظلوم افغانستان در برابر آنانکه با او به زور يا تزوير عمل کردهاند، دفاع خواهيم کرد و معتقديم ملت افغان که با نثار خون هزاران شهيد توانسته نيروهاي بيگانه را از خانه خود بيرون براند، در سايهي توکل به خدا و قطع اميد از قدرتهاي مداخلهگر و کساني که به آنان خدمت ميکنند، خواهد توانست نظام اسلامي مستقل از شرق و غرب و مبتني بر خواست و ارادهي ملت را در کشور خود مستقر نمايد. ما خود را همواره نسبت به ملت مقاوم و مظلوم لبنان که دستخوش توطئهي مشترک صهيوني، ماروني، امريکايي است، داراي تکليف دانستهايم و خواهيم دانست. اين، راه ما و وصيت امام عظيمالشأن ما و دستور اسلام ماست و بدان همواره وفادار خواهيم ماند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] شيخ عبدالکريم عبيد
مطالبی که در این پست می آید مواضع و بیانات مقام معظم رهبری است از زمان ولایت امری ایشان تا سال 1384.
این بیانات را چند سال پیش ،زمانی که جوان بودم و حال و حوصله تحقیق داشتم ، جمع آوری کرده بودم و قرار بود که به صورت یک کتاب چاپ شود که به دلایلی از چاپ آن منصرف شدم.
واکنون مطالب را در این پست می گذارم با یک عقیده و یک آرزو
با اعتقاد به این که تنهاترین راه سعادت نه تنها برای ما بلکه برای تمامی مسلمانان از جمله مردم مظلوم و البته مستضعف فلسطین فقط اتکا به ولایت است ولاغیر .مشکلی که اکنون من و تو و خیلی از مدعیان حزب خدا دچار آنیم این است که ولایت پذیر نیستیم و اصلا تصور نمی کنیم که این سید بنده خدا با آن رئیس جمهور سال 67 تفاوت دارد و او اکنون نائب امام زمان است و باید چشم در چشم او بدوزیم که به چه چیزی اشاره دارد که اطاعت او اطاعت از امام زمان است و مخالفت با او مخالفت با امام زمام(عج).
و این مشکلی است که خیلی جای حرف دارد و حق مطلب با یکی دو جمله من بدبخت ادا نمی شود و به جرات می گویم که خیلی از خواص در این مرحله زمین خورده اند و از جمله آن ها خیلی از مسئولین رده بالای کشوری و آهسته بگویم که هنوز که هنوز است نوارهای دوران ریاست جمهوری آقا در موسسه انقلاب اسلامی دارد خاک می خورد و کسی ....بی خیال بابا.
ودر یک جمله تنهاترین فرق ایشان با امام در همین است که خیلی ها دل به ولایت ایشان ندادند.وتنهاترین کلید مخفی پیروزی ما در دفاع مقدس همین ولایت پذیری بود ،همچنان که رمز پیروزی حزب الله لبنان نیز .
ودرب فولادین فتح فلسطین فقط و فقط با ولایت و ولایت پذیری ممکن است.
و اما آرزو می کنم که از میان رزمندگان فلسطینی افرادی ولایت پذیر چون شهید فتحی شقاقی قد علم کنند و از میان ما همچون احمد متوسلیان که تنهاترین هدفش و آرزویش این بود که حرف امام زمین نماند و یاد شهید احدی به خیر که گفته بود «تنهاترین وصیتم این است که نگذارید حرف امام زمین بماند همین».
واین مطالب فقط به عنوان تنهاترین کلید حل مشکل فلسطین اینجا آورده می شود.همین
و جالب است بدانید که معظم له در این این 19 سال بیش از 2000 بار به مشکل فلسطین اشاره کرده اند «فاعتبروا یا اولی الابصار».
پيام به حجاج بيتالله الحرام 14/4/1368
...در حج بايد مسايل جهان اسلام بررسي شود. بزرگترين مسألهي عمومي مسلمين پس از لزوم آمادگي براي دفاع از اسلام و هويت جمعي مسلمين، مسألهي ملتهاي زيرستم و مبارزي است که دست طغيان و کفر و استکبار، آنان را مقهور و مظلوم ساخته و سختترين شرايط زندگي را برآنان تحميل کرده است. ملت مظلوم فلسطين، نمونهي بارزي از اينگونه ملتهاست. چهل سال است که اين ملت، از خانه و کاشانهي خود بيرون رانده شده و يا در وطن خويش غريبانه زندگي کرده است. اين، زخم خونين و دردناکي بر پيکر امت اسلامي است که با توطئهي دولتهاي استعمارگر وضد اسلام و به دست جنايتکار صهيونيستها چهل سال پيش وارد شده و هر روز نمکي بر آن پاشيده شده است. کسان و گروههاي زيادي در اين مدت به مبارزه براي نجات اين ملت دست زده، يا ادعاي آن را کردهاند؛ اما هرگز گرهي باز نشده، بلکه گرهها کورتر هم شده است.
علت اصلي اين بوده که ملت فلسطين نميتوانسته از خود دفاع کند، يا جهان اسلام از خنثي کردن توطئهي امريکا و غرب در دفاع از دولت غاصب ناتوان بوده است. علت اصلي ناکاميها، اولاً از ياد بردن هويت اسلامي ملت فلسطين و عدم تکيه بر اسلام و جهاد اسلامي در طول دهها سال گذشته، و ثانياً خيانت سران کشورهايي از اعراب و حتّي خيانت سران و چهرههايي از فلسطينيان بوده است. و امروز بحمدالله عنصر ايمان و جهاد اسلامي در مبارزات ملت فلسطين در داخل وطن مغصوب زنده شده، و به همين جهت معادلهي قدرت در فلسطين به سود فلسطينيان نسبت به گذشته تغيير کرده است.
جوانان و کودکان و زنان و مرداني که امروز مظلومانه در شهرهاي وطن مغصوب با خون خود کوچهها و خيابانها را رنگين ميکنند، و نمازگزاراني که در اجتماعات هفتگي جمعهي خود، کابوس مرگ را بر سر اسرائيليان غاصب و مهاجر ميکوبند، نور اميدي را بر سراسر فلسطين تابانيدهاند که در تمام چهل سال غصب و قبل از آن در روزگار فشار و اختناق انگليسي، هرگز سرزمين مقدس آن را به خود نديده بود، و آينده هم متعلق به همين مؤمنين مصمم و مبارز است.
امروز ديگر روزگار ضعف و انفعال و انتظار ملت فلسطين تمام شده است و اسلام نيروي حقيقي آن ملت برجسته را به وي بازگردانده است. امروز ديگر سران خائن و سازشکار فلسطينفروش فلسطيني که فارغ از رنج شهروندان يا چادرنشينان، به معاملهي سياسي و تجارت با سرمايهي فلسطين مشغولند، نميتوانند سرنوشت آن کشور و ملت را رقم بزنند. سرنوشت فلسطين، در مسجدها و نماز جمعهها و خيابانها و ميدانهاي سراسر زمينهاي اشغالي است که رقم ميخورد، و اين از برکات اسلام است.
ملت لبنان نيز که از دو سو زير فشار صهيونيستها و همدستان فالانژ آنان سالهاست با آتش و خون سروکار دارد، راه خود را يافته و تصميم خود را بر ضد نظام فاشيستي و قبيلهيي مدرن و مورد تأييد امريکا و فرانسه و انگليس گرفته است. مسلمانان مظلوم لبنان، سرنوشتشان با ملت فلسطين گره خورده و رنج همسايگي با متجاوزين افزونطلب صهيونيست را ميبرند. در اينجا نيز ايمان و جهاد است که بنبستها را خواهد شکست.
دنيا ناباورانه شاهد بنبستشکني در قضيهي افغانستان بود. مجاهدان افغان، به برکت اسلام و وحدت کلمه، توانستند ارتش بيگانه را بيرون برانند، و اگر باز هم به همين دو عامل تکيه کنند، خواهند توانست حکومت شايستهي مطلوب خود را در آن کشور تشکيل داده و رژيم وابستهي کنوني را از جا بکنند. اين دو عامل، عيناً علاج همهي دردها و گرفتاريهاي فلسطين و لبنان نيز هست.
ما علاج مسألهي فلسطين را در راهحلهاي ديکتهشدهي ابرقدرتها نميدانيم؛ علاج زخم فلسطين، فقط قلع غدهي سرطاني حکومت صهيونيستي است، و اين کاملاً ممکن است. مسلمانان در حج بايد به اين مسأله انديشيده، براي آن متعهد شده و هماهنگ شعار و عمل را در راه آن به کار برند. ملت ايران مانند هميشه خود را در کنار مبارزان فلسطيني ميداند و بدون پيروزي در قضيهي فلسطين، پيروزي خود را ناقص ميشمرد.
امام راحل عظيم، از نخستين روزهاي شروع مبارزه در ايران، مسألهي فلسطين را در صدر مطالب خود قرار داد و در طول مبارزه و پس از پيروزي انقلاب، آن را تعقيب کرد و پس از ارتحال ملکوتيش نيز با زبان وصيتنامهي سياسي، الهياش با ما و همهي مسلمانان عالم، دربارهي آن حرف زد. اين واجب، تخلفناپذير است. شما حاجيان نيز داراي همين وظيفهايد، و اگر همه به وظيفه عمل کنيم، زخم عميق پيکر اسلام بهبود خواهد يافت - انشاءالله - و خدا با ماست.

