تبليغاتX
و سپاه محمد(ص)می آید...

ديدارخانواده‏هاي معظم شهدا و جانبازان شهرهاي مختلف کشور 2/3/1369

ما بايد حرفمان را بگوييم. يعني ملت ايران و انقلاب، بايد آن حرف قاطع خودش را بگويد؛ چه‏کاره است، کدام طرفي است و کجا مي‏خواهد برود. اين، مسأله‏ي بسيار مهمي است. البته ملت حرفشان را گفته‏اند و ما در اين زمينه، هيچ‏چيز کم نداريم. من چندي پيش گفتم که اگر کسي مي‏خواهد بداند در ايران چه خبر است، به راهپيمايي روز قدس و بيست‏ودوم بهمن و مراسم سالگرد امام نگاه کند، تا بفهمد در ايران چه خبر است. ملت ايران حرف خودش را به‏طور قاطع گفته، ليکن اين‏طور نيست که در مسايل جهاني، يک نفر يک‏بار چيزي را بگويد و تمام بشود. نه، بايد اين استمرار حفظ بشود.

 نسبت به مسلمانان عالم و احساسات اسلامي، حساسيتها روزبه‏روز بيشتر شده است. اين هم يکي ديگر از ابعاد حرکت عظيم اسلامي ملت ايران است. وقتي ما مي‏شنويم که در فلسطين اشغالي، مردم را به رگبار مي‏بندند، مسأله، مسأله‏ي باطوم و چوب و اين حرفها نيست؛ مسأله‏ي کشتار است. معناي اين حرف، آن است که فشار بر دشمن صهيونيست در داخل سرزمينهاي اشغالي، از هميشه بيشتر شده است.

 ما احساس مي‏کنيم که فشار روي مسلمانان در سرتاسر عالم زياد شده است. امروز در کشورهاي مارکسيستي که عمر و نسلي را با دوري از مذهب و بيگانگي از خدا گذرانده‏اند، بازگشت به مذهب احساس مي‏شود. در همان کشورها و در کشورهاي ديگر، نسبت به مسلمانان حساسيتي وجود دارد. حرف خيلي عجيبي است. کليساها در کشورهايي رونق پيدا کردند که پنجاه سال - بيشتر يا کمتر - در اين کشورها يا لااقل در بعضي از نقاط آنها، زنگ کليساها به صدا در نيامده بود؛ يعني گرايش به مذهب پديدار شد. اما در همين کشورها و در قلب اروپا و در کشورهاي مدعي آزادي و دمکراسي و در هند و در نقاط ديگر عالم، بخصوص روي مسلمانان فشار فوق‏العاده‏يي هست. علت چيست؟ اين مسأله را تحليل کنيد.

 آيا علت اين نيست که دستگاههاي جبار قدرت در همه جاي دنيا، احساس حيات نويني نسبت به اسلام مي‏کنند؟ آيا به خاطر اين نيست که مي‏بينند هويت اسلامي، بار ديگر در ميان جوامع مسلمان، نيرو و جان گرفته است؟ اگر در فلسطين اشغالي، روي مسلمانان رگبار گلوله را مي‏گشايند، آيا بدين علت نيست که امروز در سرزمينهاي اشغالي، وجود اسلامي جدي شده است؟ آيا به خاطر اين نيست که در کشورهاي عرب - چه آنها که همسايه‏ي فلسطين اشغالي هستند و چه غير آنها - احساسات و حرکت و بينش اسلامي ريشه‏دار شده، طرفدار پيدا کرده و صاحبان انديشه و احساس و فطرتهاي پاک، به اسلامِ مبارزه گرويده‏اند؟ شکي نمي‏شود کرد که قضيه اين است.

 حقوق بشر معتبر است، مگر در مورد مسلمانان!

 اگر مي‏بينيم که دستگاههاي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در مقابل چشم خودشان مشاهده مي‏کنند که در کشمير، دهها مسلمان مورد کشتار بي‏رحمانه قرار مي‏گيرند و دم نمي‏زنند، به خاطر اين است که مردمِ آن‏جا مسلمانند. حقوق بشر معتبر است، مگر در مورد مسلمانان! سازمان ملل و کميته‏ي حقوق بشر و سازمانهاي مختلفِ گوشه و کنار عالم منتظرند ببينند امريکا با چه کسي بد است، تا به بهانه‏ي حقوق بشر، روي او فشار بياورند! اينها در مقابل حوادث کشمير و فلسطين، لب از لب باز نمي‏کنند؛ انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده است!

 يک گله گوسفند که حرکت مي‏کند، اگر يک نفر با گلوله بزند و سي، چهل رأس گوسفند را بيندازد، از انسانهايي که مي‏بينند و مي‏فهمند، آه و افسوس بلند مي‏شود که اين حيوانها چه کرده بودند؟! از مسلمانان کشمير در يک تظاهرات، دهها نفر انسان را مي‏زنند و مي‏کشند؛ ولي تمام داعيه‏هاي طرفداري از حقوق بشر در دنيا فراموش مي‏شود و انگار چنين چيزي اتفاق نيفتاده است!

 اين سگهاي دست‏آموز امريکا، اين اسرائيليهاي بدتر از حيوان، آن همه فاجعه‏ي فضاحتبار را در فلسطين اشغالي انجام مي‏دهند، ولي در دنيا هيچ انعکاسي پيدا نمي‏کند؛ چون طرفها مسلمانند. اين، همان دنيايي است که سي يا چهل سال بعد از سقوط آلمان هيتلري، تعقيب کساني را شروع کرد که گفته شده بود تعدادي يهودي را کشته يا شکنجه کرده‏اند! شايد حتّي آنچه که واقع شده بود، خيلي کمتر از آن چيزي بود که گفته هم مي‏شد.

ديدارميهمانان و شرکت‏کنندگان کنفرانس جهاني اهل‏بيت(عليهم‏السّلام) 4/3/1369

در دنياي اسلام، بحمدالله بيداري اسلامي به وجود آمده است. صهيونيستهاي غاصب، تقريباً بعد از چهل سال آسايش، که جز گاهي چند روزي مختصر حمله‏يي از طرف دولتها شده بود و بعد هم خساراتشان به اضعاف مضاعف از طرف امريکا جبران شده بود، امروز در داخل سرزمينهاي فلسطين، از سوي اسلام تهديد مي‏شوند. اين اسلام است که آنها را تهديد مي‏کند. سازمانهاي فلسطيني، آنها که از دين فارغ و نسبت به آن بيگانه بودند، ناتواني خودشان را نشان دادند. امروز کار به جايي رسيده است که سردمدارانِ به اصطلاح سازمانهاي فلسطيني، به فلسطينيهاي داخل سرزمينهاي اشغالي و بعضي مناطق ديگر پيغام مي‏دهند که کار را سخت نکنيد، ايجاد مشکل نکنيد.

آنها براي خودشان، مبارزه‏ي حقيقي را مشکل به حساب مي‏آورند! سرنوشت حرکتي که از دين جدا باشد، بهتر از اين نيست. اما دين، فلسطين را نجات خواهد داد. اسلام، فلسطين را از دست متجاوزان پس خواهد گرفت.

پيام به مناسبت اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 10/3/1369

همان‏طور که همه مي‏دانند، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب - که معناي درست توحيد و نفي عبوديت غيرخدا و عزت در برابر هرکس و هرچيز غيرخدا را در عمل و واقعيت به همه نشان داد - مسلمانان در نقاط بسياري از جهان، احساس شخصيت و عزت نموده، در مقابل قدرتمندان و زورگويان ايستادند و سرفصل جديدي در مبارزات ملل مسلمان به وجود آمد؛ از جمله حرکت عظيم مردم مسلمان در افغانستان و شروع مبارزات مردمي در سرزمين فلسطين و ايستادن مردم مسلمان و مبارز فلسطين در برابر احزاب معامله‏گر و شروع نهضتهاي اسلامي زيادي در کشورهاي مسلمان آفريقايي و آسيايي و حتّي در اروپا که همه براساس جاذبه‏ي اسلام و شوق به تحقق احکام الهي به وجود آمده و اسلام را رهاييبخش و عزتبخش خود مي‏داند.

امروز که با دفن مارکسيسم و تلاشي بلوک شرق و قيامهاي مردمي برضد حکومتهاي استبدادي کمونيست، پيش‏بينيهاي امام بزرگوار تحقق يافت و يکي از دو ابرقدرت از صحنه‏ي سياست عالم حذف و به قدرت درجه‏ي دوم تبديل گرديده و ابرقدرت ديگر هم از سويي با اوجگيري مقاومتهاي مردمي در بسياري از نقاط عالم، از جنوب و شمال آفريقا و فلسطين اشغالي تا اقصا نقاط شرق آسيا و از سوي ديگر، با گسترش روزافزون فساد و بي‏ايماني و بي‏بندوباري، خلأ معنويت و تفکر مکتبي در داخل جامعه‏ي امريکايي و گسسته شدن رشته‏ي «مبارزه با کمونيسم» که همواره سردمداران امريکا مي‏خواستند با آن، خلأ يک عقيده‏ي وحدتبخش را در ميان ملت خود پُر کنند و نيز از سوي ديگر، برهم‏ريختن محاسباتي که بر روابط اروپا و امريکا حاکم بود، موجب نفوذ دولت امريکا حتّي بر کشورهاي اروپايي مي‏شد، بشدت احساس خطر مي‏کند و موقعيت خود را در جهان متزلزل مي‏بيند.

 براي حفظ اين روندِ روبه اشتعال و تقويت روحيه‏ي ملتهاي اصيل و مظلوم، جمهوري اسلامي موظف است کوچکترين تغييري در چهره‏ي باصلابت و موضع باعزت خود در مناسبات بين‏المللي ايجاد نکند؛ با قلدران، از موضع قدرت و با دولتهاي ضعيف، از موضع حمايت و با ملتهاي بپاخاسته، از موضع رعايت و هدايت سخن بگويد و عمل کند؛ دولت امريکا را به مثابه‏ي رأس فتنه و استکبار و رمز غداري و شيطنت و به خاطر ستمش به کشورهاي ضعيف و حمايتش از صهيونيسم غاصب و دشمنيش با بيداري و آزادي ملتها و خصومت عميق و جنايتبارش با ملت ايران، محکوم و منفور و مطرود دانسته، هيچ فرصتي را براي افشاي چهره‏ي تزويرآلود و رسوا کردن آن مدعيان آزادي و غيره و بيان اين حقايق از دست ندهد.

 مسأله‏ي فلسطين، مسأله‏ي اول بين‏الملل اسلامي است. امروز که مبارزات ملت فلسطين در زير پرچم اسلام، خواب از چشم دولت غاصب صهيونيست و حاميانش ربوده است، بزرگترين وظيفه‏ي ملت و دولت ما و همه‏ي ملتها و دولتهاي مسلمان، حمايت از اين مبارزات است. غده‏ي سرطاني اسرائيل را تنها از طريق همين مبارزات مي‏توان ريشه‏کن ساخت و جهان اسلام را از خطرات مهلک آن نجات داد. سکوت و سازش خيانت‏آلود بسياري از دولتهاي عربي و حتّي تظاهر بعضي از آنان به بي‏تفاوتي و عدم حساسيت نسبت به سرنوشت فلسطين، کار را به جايي رسانده است که دولت غاصب صهيونيست، پس از سالها کتمان و حتّي انکار، اکنون دوباره داعيه‏ي اسرائيل بزرگ را علناً بر زبان مي‏آورد و با بي‏شرمي و وقاحت، نيت پليد غصب سرزمينهاي جديدي از ميهن اسلامي را تکرار مي‏کند.

 بعضي از پادشاهان و رؤساي عرب، به خاطر جلب نظر معبودشان امريکا، حتّي انگيزه‏هاي عربي و عرق قوميت را که دايماً از آن دم مي‏زنند، در برابر اسرائيل به فراموشي مي‏سپارند و به جاي آن، ميدان مسابقه با اسرائيل در گرفتن کمک از امريکا را هرچه بيشتر گرم مي‏کنند. اين داغ ننگ را چه کسي از پيشاني ملت عرب خواهد زدود؟ و آيا جوانان مسلمان بيدار در کشورهاي عربي، اين خيانت را بر خودفروختگان خواهند بخشيد؟!

 در نظر اين زمامداران خائن، قوميت و وحدت عربي، فقط هنگامي بايد مورد استفاده قرار گيرد که امريکا بخواهد از آن در برابر ايران اسلامي و اسلام ناب محمّدي(صلّي‏الله‏عليه‏واله) بهره‏برداري کند. اُف بر وجدانهاي خفته و دلهاي ناپاکي که لطف و عنايت امريکا را به قيمت ازدست‏دادن همه چيز، هم ثروتهاي خداداد طبيعي، هم شأن و کرامت انساني و ايمان اسلامي و آبرو و اعتبار و تشخص ملت خود طلب کردند و با کفران نعمتهاي خدا، خود و ملتهايشان را در سراشيب انحطاط و ابتلا به غضب الهي دچار ساختند. «الم تر الي الّذين بدّلوا نعمت‏الله کفراً واحلّوا قومهم دارالبوار جهنّم يصلونها و بئس القرار»[1].

 چه شد آن شور و هيجاني که در برابر اسرائيل غاصب ابراز مي‏شد؟ و چه شد تعهدي که رؤساي عرب با ملتهاي خود درباره‏ي مبارزه با اسرائيل بستند؟ لعنت خدا و بندگان صالحش بر آن دستي که اولين معاهده‏ي سازش با اسرائيل را امضاء کرد و زندگي سياه دنيوي و سرنوشت اخروي خود را با فرعون قرين ساخت.

 

انور سادات و منخیم بگین و جیمی کارتر در کمپ دیوید

 و نفرين بندگان صالح و فرشتگان و انبيا و اوليا بر آنان که آن راه را ادامه داده‏اند و مي‏دهند؛ مخصوصاً آنان که اميد کاذبي به ملت مظلوم فلسطين داده و آن‏گاه به بهاي سيه‏روزي آنان، عيش ناپايداري براي خود فراهم کردند.

رفیق دزد ها و شریک قافله

این هم از محمود عباس بی رگ و ریشه

 ملت فلسطين نبايد و نمي‏تواند آزادي و حقوق حقه‏ي خود را در کنفرانس و گردهماييهاي سران عرب جستجو کند. اين نشست و برخاستها، اگر براي فلسطيني‏هاي مظلوم، شوم و بدفرجام نباشد، حداقل بي‏فايده و بي‏خاصيت است. رؤسايي که در اين ايام به عنوان فلسطين گردهم آمدند، اگر صادقانه در انديشه‏ي نجات فلسطين بودند، بايد دربرابر پيشنهاد مزورانه‏ي رئيس‏جمهوري امريکا، موضعي سخت و قاطع گرفته، براي کمک مالي و تسليحاتي و سياسي به مبارزان داخل فلسطين اشغالي، تصميمهاي عاجل و واقعي مي‏گرفتند و به شعارهاي پوچ اکتفا نمي‏کردند و اگر چنين نشود - که نشده است و با وضع فعلي جهان عرب و حکام آن، نخواهد هم شد - مبارزان داخل بايد به خدا و به نيروي مردمي و اسلامي تکيه کنند و بدانند: «کم من فئة قليلة غلبت فئة کثيرة باذن‏الله والله مع‏الصّابرين»[2].

سخنراني در مراسم اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 14/3/1369

خصوصيت ديگر اين عصر جديد(عصر امام خمینی)، معنا بخشيدن به ارزش انسانها و حضور مؤثر توده‏هاي ميليوني مردم است. در دوران جديدي که به‏وسيله‏ي امام ما آغاز شده است و دايره‏ي آن محدود به ايران هم نيست، توده‏هاي مردم، اصل و تعيين‏کننده و تصميم‏گيرنده‏اند و آنها هستند که جريانها را هدايت مي‏کنند. در گذشته، ما انقلابهاي زيادي را سراغ داريم که با احساسات مردم به پيش رفته است؛ اما امروز وضع فرق مي‏کند. امروز، در دنيايي که دهها سال بعد از جنگ دوم بين‏المللي، قدرتهاي مسلط بر عالم، همه‏ي مردم دنيا را عادت داده بودند که تسليم خواسته‏هاي آنها باشند و در مقابل اراده‏ي قدرتهاي جهاني حرفي نزنند و اراده‏يي از خودشان بروز ندهند، ناگهان شما مي‏بينيد که در کشورهاي اروپاي شرقي، توده‏هاي ميليوني مردم، با همان سبکي حرکت مي‏کنند و به ميدان مي‏آيند که ملت مسلمان ما، در مقابله و معارضه‏ي با رژيم ستمشاهي وارد ميدان شدند. به تعبير ديگر، مشخصه‏ي انساني اين دوران و عصر جديد، عبارت از پيروزي خون بر شمشير است؛ يعني در اين دوران جديد - همچنان‏که در ايران اتفاق افتاد - آحاد مردم بدون تجهيزات و سلاح، فقط با جسم و جان خودشان به ميدان آمدند و فضا را بر حکومت غاصب و ظالم تنگ کردند. اين روش، امروز در دنيا روش شناخته‏شده‏يي است. قدرت حضور توده‏هاي مردم، ولو بدون سلاح، امروز در دنيا معلوم شده است.

 قدرتها بايد بدانند که بعد از اين، در هيچ جاي دنيا، علي‏رغم خواست توده‏هاي ميليوني مردم، نمي‏شود حکومت را ادامه داد. هرچه اين موج در دنيا گسترش پيدا بکند، کار بر سلطه‏هاي غير قانوني و ظالمانه و غير بشري، سخت‏تر خواهد شد. اين، آن حرکتي بود که امام بزرگوار ما، به برکت آگاهي و ايمان اين ملت، در کشور ايران انجام داد و الگويي براي دنيا شد. لذا شما مي‏بينيد که بعد از سالها، داخل سرزمينهاي اشغالي، ملت مظلوم فلسطين قيام مي‏کنند و علي‏رغم شدت و سطوت دولت غاصب و ظالم صهيونيستي، کار را پيش مي‏برند.

ديدارخانواده‏هاي شهداي هفتم تير و مکه‏ي مکرمه و اقشار مختلف مردم 6/4/1369

پرچمي که شما به اهتزاز درآورديد، دنيا را بيدار کرده است

اين انقلاب، چون با نام خداست، هميشه با شيطانها مواجه است. چون معتقد به طرفداري از مستضعفان و مظلومان است، هميشه با قلدران و زورگويان و مستکبران، دست‏به‏گريبان است. چون براي ارزشهاي انساني حرکت مي‏کنيد، هميشه کساني که با ارزشهاي انساني مخالفند، از شما ناراضيند. بايد شما آبديده باشيد. بايد شما روحاً و قلباً مجهز باشيد.

 اين ملت، پرچم عظيمي را در دست دارد. اين پرچمي که شما به اهتزاز درآورديد، دنيا را بيدار کرده است. ببينيد امروز در فلسطين، چه خبر است. ببينيد در شمال آفريقا، چه خبر است. ببينيد چگونه اسلام در جوامع اسلامي، حق خود را باز مي‏يابد و به دست مي‏آورد. اين کارها را شما کرديد.

 در مقابل فرهنگ کفر و استکبار، مسلمين را ضعيف بار آورده بودند که احساس ضعف مي‏کردند. در جاهايي که امروز ميليونها مسلمان توانسته‏اند سهم و حقي در حکومتها به دست بياورند، تا قبل از انقلاب اسلامي، کسي جرأت نمي‏کرد دم از اسلام بزند. در اين کشورهاي اسلامي که امروز ائمه‏ي جمعه و جماعاتشان، تشکيلات به وجود مي‏آورند و مسجدها رونق پيدا مي‏کنند و کانون تحرک مي‏شوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يک مشت پيرمرد از کار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاي جوانان و کانون جنبشهاست. اين را شما کرديد. اين را حرکت شما و قائد عظيم‏الشأنتان - آن مرد الهي - بود که انجام داد.

 براي همين است که دشمنان اسلام، از شما عصبانيند. «ولن ترضي عنک اليهود و لاالنّصاري حتّي تتّبع ملّتهم»[3]. تا از اسلام دست برنداريد، دشمنان اسلام با شما مخالفند. منتها نکته‏يي که در اين‏جاست، اين است که دشمن مي‏خواهد بگويد اگر من با کسي مخالف بودم، او بايد از بين برود! اين را به ملتهاي ضعيف باورانده بودند. حالا عکسش ثابت مي‏شود و معلوم مي‏گردد که هر کس با اسلام مخالف است، بايد برود. اسلام جاي خود را در عالم باز کرده است و بازتر هم خواهد کرد. قبل از انقلابِ شما، در بعضي از کشورهايي که امروز مردم آن، پرچم اسلام را بلند کرده‏اند، در ملأ عام کسي جرأت نمي‏کرد بگويد من مسلمانم، يا اعمال مسلماني را بجا بياورد و نماز بخواند؛ اما امروز صداي تکبيرشان، فضاي آن کشورها را انباشته است.

اسلام از نو بيدار شده و در وسط صحنه بپاخاسته است

 استکبار، چه بخواهد و چه نخواهد؛ امريکا، چه بخواهد و چه نخواهد؛ صهيونيسم، چه بخواهد و چه نخواهد، اسلام از نو بيدار شده و اين قهرمان عظيم قرنها، دوباره در وسط صحنه بپاخاسته است. هيچ کاري هم از دست دشمنان اسلام ساخته نيست. اکثرِ کاري که مي‏توانند بکنند، اين است که از حقد و بغضشان، مسلمانان را در حريم امن الهي، به خاک و خون بکشند. بيشتر از اين، چه کار مي‏توانند بکنند؟ حداکثر کاري که مي‏توانند بکنند، اين است که ملتي را که امروز عاشقترين ملتهاي مسلمان به ياد و نام خداست، از زيارت خانه‏ي خدا مصدود و ممنوع کنند؛ کمااين‏که کردند. بله، دلهاي ما به خاطر محروميت از زيارت خانه‏ي خدا، پُر است. قلبهاي ما شکسته و بغض، گلوي ما را گرفته است. اما همين عمل دشمنان اسلام و ايادي و مزدورانشان، باز به عظمت اسلام خواهد انجاميد و مظلوميت ملت ايران، آشکارتر خواهد شد و همين مظلوميت است که حقانيت ما را ثابت مي‏کند.

 

امروز دنیای اسلام به جامعه اسلامی ما متوجه است هرچه در این جا اسلام بهتر و قویتر و واقعی تر پیاده بشود مسلمانان در کشور های اسلامی و در سر تا سر جهان امیدوارتر می شوند.این جوانان و گروه های اسلامی که در فلسطین و در بسياري از کشورهاي اسلامي، با کفر و استکبار و ايادي آنها مبارزه مي‏کنند، پشتگرمي و دلگرميشان، به جمهوري اسلامي است.ايستادگي اين ملت است که آنها را شاداب نگهداشته و سختيها را بر آنها هموار کرده است.
امروز، آن ملت و مرکزي که مسلمانان با توجه به آن، در ميان اين‏همه گرفتاري، دلشان اميد پيدا مي‏کند، مردم ايران و نظام جمهوري اسلامي است. اين مسلمانان مظلوم فلسطيني و لبناني که به‏طور روزمره مورد تهاجم جنايت‏آميز اسرائيل قرار دارند و همين روزها هم آمدند بمباران کردند و اين جناياتها ادامه دارد، اميدشان به هيچ‏کدام از اين قدرتها و مدعياني که ادعا مي‏کنند، نيست. اگر اميدي داشته باشند - که دارند - به انقلاب اسلامي و به حرکت پُربرکت ملت مسلمان ماست. شما، مايه‏ي اميد مسلمانان هستيد.

[1] ابراهيم: 28 و 29

[2] بقره: 249

[3] بقره: 120

نوشته شده توسط אליאכבר در شنبه 8 تیر1387 ساعت 17:50 | لینک ثابت |

سخنراني در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زايران حضرت رضا(ع)2/1/1369

اين‏که کسي ادعا کند ما طرفدار حقوق بشريم، قضيه را تمام نمي‏کند. طرح قضيه‏ي حقوق بشر از طرف سردمداران امريکا، چه حالا و چه در روزهاي قبل، يک دکان و يک وسيله براي استفاده‏ي بيشتر است. اينها به حقوق بشر اعتقاد ندارند. اينها کساني هستند که در مقابل چشمشان، حکومت صهيونيستي در کشور فلسطين، مردم فلسطين را به بدترين وجهي زير فشار و کشتار و اختناق و شکنجه قرار مي‏دهد و آنها حاضر نيستند حتّي به زبان، عمل او را محکوم کنند. فلسطيني‏ها انسان نيستند؟! حقوق بشر شامل فلسطيني‏ها نمي‏شود؟!

 اينها کساني هستند که مرتجعترين و مستبدترين حکومتهاي دنيا متکي به آنهايند، از آنها مدد و کمک مي‏گيرند و انسانها را نابود مي‏کنند. شما در دنيا نگاه کنيد، ببينيد کشورهايي که حتّي يک مجلس شورا - ولو به صورت شکلي و اسمي - ندارند، کدامند؟ الان کشورهايي هستند - احتياجي به اسم آوردن نيست؛ همه‏ي شما اين کشورها را مي‏شناسيد - که اداره‏ي امور آنها، بدون کوچکترين دخالت و آراي مردم انجام مي‏گيرد. حکومتهاي آنها، فردي مطلق است. پارلمان و انتخابات ندارند و در نتيجه مردم نماينده‏ي قانونگذار و رئيس جمهوري هم که انتخابش بکنند، ندارند. يک نفر يا يک خانواده، بر مردم و ثروت و نفت اين کشورها حکومت مطلق مي‏کند و هر کاري دلشان بخواهد، از کشتار و اختناق و حبس و زجر و بقيه‏ي توهينها و اهانتها، با مردم اين کشورها انجام مي‏دهند. اين دولتهاي اين‏قدر مختنق و مرتجع، اين‏قدر دور از پيشرفتهاي سياسي عالم و بي‏اعتنا به حقوق انسان، نورچشميهاي امريکايند و امريکا بزرگترين مدافع اين کشورهاست! امريکا طرفدار حقوق بشر است؟ اگر اين‏طور است، چرا به اين دولتهاي زوري اختناقي فاسدِ بي‏اعتناي به دمکراسي و حقوق بشر، يک يادداشت کوچک اعتراض نمي‏فرستد که حقوق بشر در کشور شما مورد بي‏اعتنايي قرار گرفته است؟!

پيام به مناسبت روزجهاني قدس 24/1/1369

 بسم‏الله‏الرّحمن‏الرّحيم

 برادران مسلمان در سراسر جهان، ملت عظيم‏الشأن ايران!

 فرارسيدن روز جهاني قدس، وظيفه‏ي مبرم پشتيباني و دفاع از ملت مظلوم فلسطين را بار ديگر با تأکيدي از هميشه بيشتر، به مسلمانان غيور جهان يادآوري مي‏کند. اکنون درحالي‏که ملتها در اروپا، توافقهاي اسارتبار ناشي از جنگ دوم جهاني را نقض کرده، حق حاکميت و اراده‏ي ملي امروز خود را به خواسته‏ي قدرتهاي فاتحِ ديروز مقدم مي‏شمارند، ملت فلسطين روزبه‏روز فشار و ظلم و تعدي بيشتري را از ناحيه‏ي غاصبين و هم از ناحيه‏ي حاميان رسمي و غيررسمي آنان تحمل مي‏کنند. در همين روزهاي ماه مبارک رمضان، مردم روزه‏دار فلسطين در خانه‏ي خود، انواع سختي را از دشمن غاصب مي‏کشند. خيابانها در اراضي اشغالي، به خون جوانان فلسطيني آغشته و زندانها از آنان پُرشده است و دولتهاي غربي - اين مدعيان دروغگوي دمکراسي و حقوق بشر - نه فقط کمترين اعتراضي نمي‏کنند، بلکه احياناً غاصب متجاوز را حمايت و تشويق نيز مي‏کنند.

 حادثه‏ي بسيار مهم و تکان‏دهنده‏ي اخير - يعني انتقال دسته‏جمعي و مستمر يهوديان شوروي به فلسطين - به مسأله‏ي فلسطين ابعاد جديدي مي‏بخشد و اهميت اين مسأله را در توافقهاي پنهاني امريکا و شوروي نشان مي‏دهد.

 سکوت رضايت‏آميز اغلب سران کشورهاي عربي که در مواردي حتّي با خيانت صريح همراه است، به اضافه‏ي مواضع ذلتبار و خائنانه‏ي مدعيان رهبري ملت فلسطين، حلقه‏هاي پيوسته‏ي زنجير غدر و ظلم و تعدي و خيانتي است که مي‏خواهد سرزمين اسلامي فلسطين را هميشه مغصوب و ملت مجروح و مظلوم آن را هميشه اسير و آواره بدارد.

 جنجال دروغين معارضه با اسرائيل که از طرف رؤساي رژيم عراق به راه افتاده و در رسانه‏هاي صهيونيستي غرب هم با آب‏وتاب مطرح مي‏شود، مکمل نقشه‏هاي استکباري و وسيله‏يي است براي پوشاندن خيانتي که با سکوت دولتهاي عربي نسبت به مسأله‏ي فلسطين انجام گرفته و نيز براي تحت‏الشعاع قرار دادن مسأله‏ي مهم انتقال يهوديان شوروي به فلسطين اشغالي.

 آنچه در مدت چهل سال اخير از سوي رژيم غاصب به کشور و ملت فلسطين وارد آمده، براي تجربه کافي است. کافي است تا ثابت کند که از راه توسل به قدرتهاي مسلط عالم و وابستگان آنها در منطقه، هيچ اميدي به نجات فلسطين نيست.

 انقلاب بزرگ اسلامي ما نشان داد که کليد حل مشکلات بزرگ، در دست خود ملتهاست و اراده‏ي انسانهاست که در صورت تکيه به خدا و اعتماد به وعده‏ي الهي، بر تدبير و خواست قدرتهاي مسلط غلبه خواهد کرد. و امروز با حوادثي که در نقاط متعددي از جهان رخ داده، نقش ملتها بيش از پيش به اثبات رسيده است. در برابر درنده‏خويي رژيم صهيونيست غاصب فلسطين، تنها اراده‏ي ملت فلسطين است که مي‏تواند بايستد و با مقاومت مردانه‏ي خود، دشمن را به عقب‏نشيني و قبول شکست وادار سازد.

 دولت اسرائيل، با اعمال جنايتکارانه‏ي خود در فلسطين و لبنان و بمباران وحشيانه‏ي اردوگاهها و دزدي و آدم‏ربايي و فساد در داخل و خارج مرزهاي فلسطين، نشان داده است که به هيچ اصل انساني و هيچ قانون بين‏المللي پايبند نيست. آنها که گذشته‏ها را فراموش مي‏کنند، چگونه مي‏توانند جنايات روزمره‏ي صهيونيستها در فلسطين و لبنان را که بي‏وقفه ادامه دارد، ناديده بگيرند؟

 خوشبختانه بيداري اسلامي ملت فلسطين، افقهاي آينده را تا حدود زيادي روشن کرده است. امروز نسل نوين ملت فلسطين، با نام خدا و تمسک به ايمان اسلامي مبارزه مي‏کند و اين مبارزه‏يي بسيار اميدبخش است و چنانچه مشهود است، دشمن - چه حکام صهيونيست، چه امريکا و ديگر پشتيبانان اسرائيل و چه خيانتکاران منطقه - از اين حرکت جديد کاملاً سراسيمه و دهشت‏زده است و براي لوث کردن و پوشاندن جهت اصلي مبارزه، به هر شيوه‏يي متوسل مي‏شود که آخرين آن، همين شعار توخالي و دروغين حمله به اسرائيل است که حکام دست‏نشانده‏ي عراق بر زبان آوردند. همه مي‏دانند که رژيم بعثي عراق، سلاحهايي را که از ابرقدرتها گرفته، هرگز بر ضد اسرائيل - که خود در زير سايه‏ي ابرقدرتها زندگي مي‏کند - به کار نخواهد گرفت و از آن، جز در خدمت هدفهاي استکبار، يا براي باجگيري از ثروتمندان منطقه استفاده نخواهد کرد.

 راه صحيح مبارزه با حکومت غاصب، همان است که امروز خود فلسطيني‏ها آن را يافته و قدم استوار خود را در آن گذاشته‏اند و وظيفه‏ي همه‏ي مسلمانان است که آنان را در اين مبارزه‏ي مقدس ياري کنند. امروزه، هيچ عذري از دولتهاي مسلمان در بي‏تفاوتي نسبت به مسأله‏ي فلسطين پذيرفته نيست.

دولت غاصب، وحشيگري و ددمنشي را به اعلي درجه رسانده و ثابت کرده است که در راه هدفهاي توسعه‏طلبانه و خطرناک خود، آماده‏ي دست زدن به هر جنايتي است. قيام اسلامي ملت فلسطين نيز حجت را بر همه تمام مي‏کند و نشان مي‏دهد که علي‏رغم فشارهاي همه‏جانبه‏ي دشمن و غدر و خيانت مدعيان دوستي، نهال مقاومت نخشکيده، بلکه ريشه‏دار و پُربار نيز شده است. لذا بر همه‏ي ملتها و دولتها واجب است که مسأله‏ي اسلامي فلسطين را صادقانه در زمره‏ي مسايل درجه اول خود دانسته و به قدر وسع خود به آن کمک کنند.

 اکنون، جمعه‏ي آخر ماه مبارک رمضان که از سوي امام راحل عظيم ما (رضوان‏الله‏عليه) روز قدس ناميده شده، در پيش روي ماست و در اين ماه رمضان کاملاً مجاور ليالي قدر، بايد همان‏طور که شب قدر را تا صبح به بيداري مي‏گذرانيم و با دعا و تضرع خود به درگاه الهي، مي‏خواهيم که آينده‏ي مطلوب براي ما رقم زده شود، روز قدس را و همه‏ي اين ايام حساس را که ليلةالقدر تاريخ اسلام است، به بيداري و هشياري بگذرانيم و تا مطلع الفجرِ نجات ملتهاي مسلمان و مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطين، دست از تلاش نکشيم.

 اين‏جانب اميدوارم ملت بزرگ ما در اين روز قدس نيز مانند هميشه با حضور يکپارچه‏ي خود در خيابانها و راهپيمايي تا محل نمازهاي جمعه، فرياد رسا و غريو رعدگون خود را به گوش جهانيان برساند و تکرار کند که امت امام خميني عظيم، همواره در کنار فلسطين و خصم دشمنان آن خواهد بود.

 والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته

 علي حسيني خامنه‏اي

ديدارمسؤولان و کارگزاران نظام جمهوري اسلامي، به مناسبت عيد سعيد فطر 7/2/1369

ملت ما بايد ان‏شاءالله همين وحدت کلمه، همين راه و همين تلاش را ادامه بدهند. دنيا به شما و موضعگيريتان نيازمند است. همين مسأله‏ي عظيم فلسطين، همين مسايل گوناگون مسلمانان مظلوم در نقاط مختلف دنيا که در خانه‏ي خودشان غريبند، همين حرکت و جنبش عظيم اسلامي که امروز تقريباً در همه جاي دنياي اسلام و نقاط مسلمان‏نشين - از آسيا تا اروپا و آفريقا - محسوس است و مشاهده مي‏شود و مسلمانان احساس هويت اسلامي مي‏کنند و حرکت مي‏کنند و حرف خودشان را مي‏زنند و وحدت خودشان را نشان مي‏دهند و دشمن خودشان را مي‏ترسانند، همه‏ي اينها به ايستادگي و مقاومت و وحدت و اراده‏ي نيرومند شما نيازمند است.

نوشته شده توسط אליאכבר در پنجشنبه 23 خرداد1387 ساعت 6:41 | لینک ثابت |

 سخنراني در ديدار با جمع کثيري از دانشگاهيان و طلّاب حوزه‏هاي علميه 29/9/1368

از مسلمانان مظلوم فلسطيني حمايت و دفاع مي‏کنيم

 اين را هم بگويم که آن جايي که شما احساس مي‏کنيد دشمن سختگيري مي‏کند، درست همان جايي است که دشمن آسيب مي‏بيند. فشاري که اين روزها به‏وسيله‏ي صهيونيستها بر مسلمانان مظلوم فلسطيني وارد مي‏شود، به معناي آن است که استکبار در سرزمينهاي اشغالي فلسطين مقدس، به طور جدي تهديد مي‏شود. اگر تهديد جدي نبود، اين قدر فشار زياد نمي‏شد. اين روزها دولت غاصب صهيونيست، به طور روزمره در سرزمين اشغالي به مردم حمله مي‏کند و حتّي شنيدم به زنها حمله کرده، تعدادي از آنها را مضروب و مجروح نموده و تعداد کثيري از مردم را به‏وسيله‏ي مزدوران نظامي و پليس خود مجروح کرده است. چه قدر از افراد را مي‏گيرند و در زندانهاي خود بازداشت و شکنجه مي‏کنند و در نهايتِ فشار نگه مي‏دارند؛ اما شعله‏ي مقدس، روزبه‏روز در سرزمينهاي اشغالي مشتعلتر مي‏شود.

فلسطین سراچه درد

 يک جوان مسلمان فلسطيني مي‏گفت: امروز در زندانهاي سرزمين اشغالي، زندانيها به عشق امام و به ياد رهبر عظيم‏الشّأن انقلاب اسلامي، شعر مي‏خوانند. ياد انقلاب و امام و ياد مجاهدتهاي ملت ايران، در اعماق همان سلولها هم هست. دشمن از همين مي‏ترسد. پس، فشار روي آن مردم اثري نداشته است. الان در فلسطين اشغالي، دو سال و اندي است که مردم با دست خالي مبارزه مي‏کنند و دشمن نتوانسته است اين مبارزه را سرکوب کند؛ همچنان که نتوانسته‏اند مبارزه‏ي مسلماناني را که در کشورهاي اسلامي عليه ايادي استکبار مبارزه مي‏کنند، سرکوب کنند. اين، به معناي آن است که موج اسلامخواهي و فرهنگ اسلام، روزبه‏روز گسترده‏تر مي‏شود. کيد دشمن و شيطان، کيد ضعيفي است و هر جا که فشار استکبار بيشتر است، آسيب‏پذيري او هم بيشتر است.

 ما به عنوان انقلاب اسلامي و به عنوان اولين ملتي که با اين انقلاب توانسته است بيني استکبار را به خاک بمالد و با قدرت و شجاعت، قلعه‏ي مستحکم استکبار را در اين کشور ويران کند و استکبار و امريکا را بيرون نمايد، اعلام مي‏کنيم که از مردم و مسلمانان مظلوم فلسطيني حمايت و دفاع مي‏کنيم و معتقديم که مبارزه‏ي آنها ان‏شاءالله به نتايج خوبي خواهد رسيد.

 خداوند ان‏شاءالله توفيقات خود را به همه‏ي شما آقايان و خواهران محترم عنايت کند. مجدداً به همه‏ي حضار محترم، مخصوصاً دانشگاهيان و روحانيون و جوانان تيزهوش توصيه مي‏کنم که رشته‏ي علم - چه حوزه و چه دانشگاه - و اتحاد بين اين دو منبع را همچنان مستحکم نگه‏دارند و برادران رزمنده - چه رزمنده‏هاي دانشگاه و چه رزمنده‏هاي حوزه‏ي علميه - بدانند که پيشرفت اين انقلاب و ادامه و استمرار اين مبارزه، عليه دشمنان و شياطين است.

 سخنراني در ديدار با گروهي از روحانيون حوزه‏هاي علميه‏ي اهل سنت 5/10/1368

او که با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سني فرقي نمي‏کند. ديديم که استکبار چگونه روي انقلابيون سني در فلسطين و مصر فشار مي‏آورد. اينها که شيعه‏ي دوازده امامي نيستند. همه‏ي اينها برادران اهل سنت ما هستند. مي‏بينيد که چه فشاري روي اينها مي‏آورند. براي استکبار که فرقي نمي‏کند. اما او که با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شکلش - مخالف است، حالا در موضع يکي از اين فرقه‏ها قرار مي‏گيرد و عليه يک فرقه‏ي ديگر تلاش مي‏نمايد و پول خرج مي‏کند. ما بايد هوشيار باشيم.

سخنراني در ديدار با روحانيون، مسؤولان و گروهي از اقشار مختلف مردم 6/10/1368

ملت ما در مقابل استکبار، قدرتمندانه ايستاده است

 اينها با همين روحيه(نظام سلطه وقلدری)، تقريباً بيست و پنج سال حکومت شاه را در ايران سر پا نگهداشتند. در سال 32، در اين‏جا کودتا کردند و حکومتي را سرنگون نمودند و شاه را سر کار آوردند و بيست و پنج سال از او حمايت کردند. همينها هستند که امروز عليه مردم کشورها، از نظامهاي مرتجع و ديکتاتور دنيا حمايت مي‏کنند. همينها هستند که صهيونيستها را در فلسطين آوردند و کاشتند و يک کشور را از دست ملتش گرفتند و غاصبي را در آن جا گذاشتند و دايم در طول چهل سال گذشته، از دولت اسرائيل حمايت کردند. اين، نظام سلطه است. بزرگترين بلاهاي عالم براي ملتهاي دنيا، همين نظام سلطه است. اگر ملتها در کشور و خانه‏ي خودشان، اختيار نداشته باشند، از وبا و طاعون و بدترين مرضها خطرناکتر است.

 ديدار گروههاي مختلف مردم و ميهمانان خارجي شرکت‏کننده در مراسم دهه‏ي فجر 12/11/1368

دايره‏ي گسترش و نفوذ اسلام در آينده پيشتر خواهد رفت

 امروز، از دوقطب سياسي و اقتصادي عالم - قطب شرق و قطب غرب - قطب شرق تقريباً متلاشي شده است و چيزي به نام بلوک شرق، امروز ديگر در دنيا مطرح نيست. کسي اين را باور نمي‏کرد. من مي‏گويم دايره‏ي گسترش و نفوذ اسلام، از اين خيلي پيشتر خواهد رفت و بشريت در آينده‏ي نه چندان دور، شاهد خواهد بود که حاکميت غرب و فرهنگ سلطه و ضد ارزشهاي حاکم بر بشر متلاشي خواهد شد و آن چيزي که امروز به نام بلوک غرب بر دنيا ظلم و جفا مي‏کند، از بين خواهد رفت و اين از برکات اسلام است.

 در آينده‏يي که خيلي دور نخواهد بود، بشريت شاهد خواهد بود که حکومت غاصب صهيونيستها، مجبور به عقب‏نشيني خواهد شد و ملت مظلوم فلسطين، به حقوق خود خواهند رسيد. اين، طبيعت زمان و روند کنوني حقايق در عالم است و مسلمانها بايد خودشان را آماده کنند.

 مسلمانهاي مؤمن و معتقد بايد بدانند که امروز، روز اسلام و روز نقش و دور اصلي اين دين است. اسلام پيشرفت خواهد کرد و ان‏شاءالله در صحنه‏ي ذهن بشر و بر واقعيتهاي زندگي حاکم خواهد شد. ما در نظام جمهوري اسلامي، به تبعيت از امام فقيد بزرگوارمان - آن شخصيت نمونه‏ي امروز عالم و کسي که از نوع اولياي خدا و جزو سلسله‏ي برگزيدگان الهي بود - راه پاي‏فشردن بر مواضع اسلام و مقابله با طواغيت را با قدرت و قاطعيت تعقيب خواهيم کرد و معتقديم که آينده در اختيار اسلام و متعلق به اين دين است.

 خطبه‏هاي نماز جمعه‏ي تهران 20/11/1368

. و نحن نعلن هنا أن هذه الآمال ستبقي حسرة في قلوبهم بحول‏الله و قوّته ثم يغلبون. و من اجل تبديد الآمال المعقودة علي هذه الثورة و نظام الجمهورية الاسلامية راح العدو يکيل للثورة تهمة الاستسلام مقابل اعداء الاسلام و تهمة اقامة العلاقات مع امريکا و اسرائيل، و نحن نعلن أن النضال ضد حکومة العدو الصهيوني والدفاع عن کفاح الشعب الفلسطيني المظلوم و عن الارض الفلسطينية المغتصبة جزء لايتجزأ من معتقدات الثورة الاسلامية.

نحن نعتبر الدفاع عن کل المسلمين في العالم و الدفاع عن حريم الاسلام المقدس في کلّ ارجاء الارض من مهامّ رسالتنا الکبري و لذلک فان کل الذين يکيدون للقيم الاسلامية و يطعنون بحرمة الاسلام عن طريق التآمر الثقافي والفنّي يندرجون ضمن قائمة الاعداء.

 سخنراني در ديدار کارگزاران نظام در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368

معناي صدور انقلاب

 معناي صدور انقلاب اين است که ملتهاي دنيا ببينند يک ملت، با قدرت خود و با اتکاء به اراده و عزم خويش و با توکل به خدا مي‏تواند ايستادگي کند و تسليم نشود. اگر ملتها اين پايداري را ديدند، باور خواهند کرد و تشويق خواهند شد که خودشان را از زير بار ظلم نجات بدهند. امروز شما واضحترين حرکات مسلمين را در جاهايي مي‏بينيد که سالهاي متمادي مسلمانهاي آن‏جا زير فشار بودند؛ مثل کشمير و ساير کشورهايي که امروز مسلمانها سر بلندکرده‏اند. البته، بر اينها فشار خواهند آورد و فشار آوردند و ظلم کردند؛ اما فشار به معناي از بين بردن نتيجه‏ي کار نيست. فشار قادر نيست که يک حرکت مستمر و متوکل بر خدا را متوقف بکند؛ بلکه گاهي فشار، آن حرکت را وسيعتر هم خواهد کرد.

 شما اگر امروز به مردم فلسطين در داخل سرزمينهاي اشغالي نگاه کنيد، مي‏بينيد که حقيقتاً مردم با فشار مبارزه کردند.

نسل مبارزه

 اين مبارزه در شرايط سختي در فلسطين انجام مي‏گيرد؛ اما مردم اين مبارزه را ادامه دادند. همين ملت افغانستان که با سختيهاي بسيار مواجه شدند و در سرتاسر دنيا هيچ‏کس نبود که حتّي يک روز به داد اينها برسد و به آنها کمک کند، تنها و مظلومانه جنگيدند و ايستادند و ادامه دادند. بقيه‏ي ملتها هم همين‏گونه‏اند و اين از الگوي اسلام و جمهوري اسلامي در ايران ناشي مي‏شود. انقلاب، اين‏طور صادر مي‏شود و درس و تعليم و سرمشق براي ملتها به وجود مي‏آورد.

نوشته شده توسط אליאכבר در جمعه 13 اردیبهشت1387 ساعت 11:22 | لینک ثابت

پيام به ملت شريف ايران، در پايان چهلمين روز ارتحال حضرت امام خميني(ره) 23/4/1368

شعاير اسلامي و مساجد و نمازهاي جمعه و عزاداريها، از جمله عواملي است که در پيروزي انقلاب و تداوم آن، نقش تعيين‏کننده‏يي داشته است. ملتهاي مسلمان اکنون در همه جاي عالم، با بهره‏گيري از تجربه‏ي ملت ايران، به مساجد و شعاير ديني اهتمام خاصي نشان مي‏دهند. نهضت فلسطين و بسي نهضتهاي ديگر، امروزه از مساجد و نمازهاي جمعه و جماعت، نيرو و توان مي‏گيرد. سزاوار است که ملت عزيز ايران، نقش اين شعاير را همواره به ياد داشته باشد.

 اين‏جانب همه‏ي مردم - بخصوص جوانان - را به پُر کردن مساجد و حضور در نمازهاي جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزاداري سالار شهيدان حسين‏بن‏علي(ع) توصيه مي‏کنم. البته روح و مضمون حقيقي اين شعاير و مراسم بايد به طور شايسته حفظ شود و معنويت و توجه و فراگيري بر آن حاکم باشد.

 خطبه‏هاي نمازجمعه‏ي تهران 23/4/1368

حياة الامام‏الخميني(اعلي‏الله‏کلمته) کانت درسا حيّا في جميع ابعاد الاسلام.

 علّمنا اولا ان نوحّد الله في کل حرکاتنا و سکناتنا و ان نبتغي وجهه وحده و ان نخشاه و لانخشي سواه.

 اقيمت الدولة الاسلامية الکريمة بفضل‏الله و عونه، و تصاعد الجهاد الاسلامي لاقامة حاکمية الله في افغانستان و انتفاض الشعب الفلسطيني ليستعيد عزّته و کرامته بعد اربعين عامّا من‏الهوان و تحرّک المسلمون علي طريق الرسالة في بقاع مختلفة من ارض المسلمين.

 خطبه‏هاي نماز جمعه‏ي تهران 28/7/1368

در اين چند هفته‏ي گذشته ديديد که چگونه قدرتهاي بزرگ دنيا، دست به هم دادند تا سرنوشت لبنان را - درست بر خلاف مصالح مردم و اکثريت مسلمان مظلوم و مستضعف آن کشور - ببندند و رقم بزنند. همچنين برخورد با مسأله‏ي فلسطين و خيانتي را که برخي از سران و بزرگان عرب و قدرتمندان کشورهاي عربي، با همدستي بعضي از سران منتسب به فلسطين انجام دادند، در نظر بگيريد که اين هم در همين چارچوب قابل بررسي است. داخل سرزمينهاي اشغالي، مسلمانان مظلوم فلسطيني، شامل جوانها و زنها و مردها، با تن و جان خودشان مبارزه مي‏کنند و قدرتمندان، نسبت به اين جامعه‏ي مظلوم فلسطيني، ذره‏يي احساس وجدان انساني نمي‏کنند.

بوش سرمست

 وضع دنيا را تا آن جايي که به ما مسلمانان مربوط است، مشاهده مي‏کنيد، خبرها را مي‏شنويد، فشار روي گروههاي مسلمان در دنيا را مي‏بينيد، وابستگي دولتهاي مرتجع و مزدور را که بر خلاف مصالح کشورهايشان کار مي‏کنند، مشاهده مي‏نماييد و مي‏بينيد که چگونه افکار عمومي دنيا در مقابل اين ظلمهاي آشکار ساکتند. اين، چيز سخت و غيرقابل تحمل يا صعب‏التحملي است.

امروز، وقتي حادثه‏يي در دنيا اتفاق مي‏افتد - از قبيل حوادث منطقه‏ي خاورميانه، لبنان و فلسطين - و ملت و شخصي مظلوم واقع مي‏شود و ظلمي در يک‏جا اتفاق مي‏افتد و از دهان کسي، حرف غلط و قلدرمآبانه‏يي خارج مي‏شود، اگر بخواهيم اعتراض کنيم و موضعگيري نماييم و آن کار را لازم و تکليف خود بدانيم، هيچ ملاحظه‏ي سياسي و ترس از هيچ قدرتي، ما را از موضعگيري باز نمي‏دارد.

سخنراني در ديدار دانشجويان و دانش‏آموزان، به‏مناسبت سيزدهم آبان 10/8/1368

اگر شما امروز به صحنه‏ي سياسي دنيا نگاه کنيد، از اين قبيل چيزها زياد مشاهده مي‏کنيد. اين‏که قدرتها بيايند کشوري را قرق کنند و ملتي را از خانه‏ي خودش بيرون نمايند و بِزور، دولت ديگري را در آن جا تشکيل دهند و جاي آنها بنشانند، اين همان حرکت استکباري است. در حادثه‏ي فلسطين، قدرتهاي زورگوي دنيا دست به‏دست هم دادند و يک ملت را از خانه‏ي خودش بکلي آواره کردند. اين، چيز خيلي بزرگ و عجيبي است. امروز، دنيا به اين رويه عادت کرده است که ملتي را از داخل کشورش اخراج کنند و سپس بِزور، آدمهايي را از جاهاي مختلف دنيا بياورند و در آن‏جا بنشانند و يک ملتِ دروغين و مصنوعي به‏وجود بياورند و دولتي را هم در رأسش بگذارند تا منافع قدرتهاي بزرگ در آن منطقه‏ي عربي حساس تأمين بشود!! اين، همان استکبار است. بوش و خواهران مقدس

سخنراني در ديدار جانبازان، خانواده‏هاي معظّم شهدا، اسراو مفقودان 24/8/1368

گروههاي مسلماني که براي دفاع از اسلام قيام مي‏کنند، به‏وسيله‏ي سردمداران آن کشورها به راحتي زير فشار و شکنجه و زندان قرار مي‏گيرند و قدرتهاي جهاني هم از اينها - يعني از دولتها - حمايت مي‏کنند. مصر، امروز اين گونه است. بسياري از کشورهاي ديگر در دنيا همين گونه‏اند. يک ملت مسلمان مانند ملت فلسطين را از شهر و خانه و کشورشان بيرون مي‏کنند و قدرتهاي بزرگ جهاني هم به اين کار کمک مي‏نمايند و بلکه خودشان آن را انجام مي‏دهند. پس، مي‏بينيد که امروز تجهيزات و قدرت و امکانات دشمنان اسلام براي فشار آوردن روي مسلمانها و طرفداران اسلام، با گذشته خيلي تفاوت کرده است.

 حالا در اين شرايط، اگر ملتي براي دفاع از اسلام و براي عظمت دادن به آن قيام کند و در راه اعتلاي اسلام مجاهدت نمايد و از کسي و چيزي نترسد و در راه اين مجاهدت به شهادت برسد، اين قيام و مجاهدت و شهادت، از هميشه‏ي تاريخ باارزشتر است

مسلماني جوانان امروز ما که در راه خدا مقاومت و مجاهدت و ايستادگي مي‏کنند، مثل مسلماني جوانيهاي ابي‏ذرغفاري و حنظله‏ي غسيل‏الملائکه و مصعب‏بن‏عمير است. مثل مسلماني گذشتگان ما نيست که عمري مسلمانِ خوب هم بودند - که خداي متعال يقيناً اجرشان را هم خواهد داد - نمازي مي‏خواندند، عبادتي مي‏کردند، کاسبي‏يي مي‏کردند و دنبال کار خودشان بودند؛ نه امر به معروف و نهي از منکري بود، نه جهادي بود و نه مواجهه با دشمنان خدا. اين کجا و آن کجا؟ اين دو حالت با يکديگر خيلي فرق دارد.

 پيام به گردهمايي سراسري فرماندهان بسيج 2/9/1368

خائنانه، با دست خالي به مبارزات حق‏طلبانه ادامه مي‏دهند، با روشهاي خشن و غير انساني سرکوب مي‏شوند و زن و کودک و پيرشان به دست سربازانِ دستورگرفته‏ي صهيونيست شکنجه و تارومار مي‏شوند و از اين‏همه مدعيان حقوق بشر از دولتهاي غربي صدايي برنمي‏خيزد و امريکا و انگليس و برخي ديگر، حمايت عملي و تشويق زباني هم مي‏کنند!

 در لبنان، علاوه بر اردوگاههاي آوارگان مظلوم فلسطيني، خانه و کاشانه‏ي مسلمانان لبناني به وسيله‏ي جتهاي اسرائيلي بمباران مي‏شود و زن و مرد و پير و جوان رهگذر و غير نظامي به خاک و خون کشيده مي‏شوند و روحاني موجه و محترمي،[1] نيمه شب به وسيله‏ي مزدوران صهيوني از خانه‏ي خود ربوده مي‏شود، و از ميان اين‏همه دولت غربي که سالهاست محکوم کردن تروريسم و آدم‏ربايي را ترجيع‏بند همه‏ي حرفهاي خود قرار داده و به قصد کسب وجهه، مدام هر دولت مخالف منافع خود را بدان متهم مي‏دارند، حتّي يک نفر هم در برابر اين حرکتهاي زشت و وحشيانه‏ي تروريستي، موضعي جدي نمي‏گيرد و از اين‏که دولتي اين‏طور قلدرانه به خانه‏ي مردم کشوري ديگر بمب بريزد، يا از آن آدم بربايد، متأثر نمي‏شود!

اگر قلدران عالم، خوش‏خيالانه گمان مي‏کنند که اين سنگر مظلومان و اين مدافع مستضعفان و اين پايگاه مبارزه با نظام سلطه و ظلم و استکبار جهاني، لحظه‏يي هدفهاي بزرگ خود را از ياد خواهد برد، سخت در اشتباهند. ما همچنان و هميشه مدافع ملتهاي مظلوم و زير يوغ استکبار هستيم و خواهيم بود. ما همواره در کنار ملت مسلمان و مبارز و رشيد فلسطين، بر ضد صهيونيسم جنايتکار هستيم و خواهيم بود، و به برادران فلسطيني خود توصيه مي‏کنيم که راه خدا - يعني مبارزه با دشمن غاصب و حاميانش - را با توکل و اعتماد به خدا و تا نابودي دولت صهيونيست غاصب ادامه دهند. ملت بزرگ و بسيجيان مؤمن و فداکار ما، دفاع از فلسطين را فريضه‏يي ديني مي‏شمارند ودر راه خدا هيچ هدفي را دست‏نيافتني نمي‏دانند. ما همواره از حق ملت مظلوم افغانستان در برابر آنان‏که با او به زور يا تزوير عمل کرده‏اند، دفاع خواهيم کرد و معتقديم ملت افغان که با نثار خون هزاران شهيد توانسته نيروهاي بيگانه را از خانه خود بيرون براند، در سايه‏ي توکل به خدا و قطع اميد از قدرتهاي مداخله‏گر و کساني که به آنان خدمت مي‏کنند، خواهد توانست نظام اسلامي مستقل از شرق و غرب و مبتني بر خواست و اراده‏ي ملت را در کشور خود مستقر نمايد. ما خود را همواره نسبت به ملت مقاوم و مظلوم لبنان که دستخوش توطئه‏ي مشترک صهيوني، ماروني، امريکايي است، داراي تکليف دانسته‏ايم و خواهيم دانست. اين، راه ما و وصيت امام عظيم‏الشأن ما و دستور اسلام ماست و بدان همواره وفادار خواهيم ماند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] شيخ عبدالکريم عبيد

نوشته شده توسط אליאכבר در سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت 21:4 | لینک ثابت

مطالبی که در این پست می آید مواضع و بیانات مقام معظم رهبری است از زمان ولایت امری ایشان تا سال 1384.

این بیانات را چند سال پیش ،زمانی که جوان بودم و حال و حوصله تحقیق داشتم ، جمع آوری کرده بودم و قرار بود که به صورت یک کتاب چاپ شود که به دلایلی از چاپ آن منصرف شدم.

واکنون مطالب را در این پست می گذارم با یک عقیده و یک آرزو

با اعتقاد به این که تنهاترین راه سعادت نه تنها برای ما بلکه برای تمامی مسلمانان از جمله مردم مظلوم و البته مستضعف فلسطین فقط اتکا به ولایت  است ولاغیر .مشکلی که اکنون من و تو و خیلی از مدعیان حزب خدا دچار آنیم این است که ولایت پذیر نیستیم  و اصلا تصور نمی کنیم که این سید بنده خدا با آن رئیس جمهور سال 67 تفاوت دارد و او اکنون نائب  امام زمان است و باید چشم در چشم او بدوزیم که به چه چیزی اشاره دارد که اطاعت او اطاعت از امام زمان است و مخالفت با او مخالفت با امام زمام(عج).

و این مشکلی است که خیلی جای حرف دارد و حق مطلب با یکی دو جمله من بدبخت ادا نمی شود و به جرات می گویم که خیلی از خواص در این مرحله زمین خورده اند و از جمله آن ها خیلی از مسئولین رده بالای کشوری  و آهسته بگویم که هنوز که هنوز است نوارهای دوران ریاست جمهوری آقا در موسسه انقلاب اسلامی دارد خاک می خورد و کسی ....بی خیال بابا.

ودر یک جمله تنهاترین فرق ایشان با امام در همین است که خیلی ها دل به ولایت ایشان ندادند.وتنهاترین کلید مخفی پیروزی ما در دفاع مقدس همین ولایت پذیری بود ،همچنان که رمز پیروزی حزب الله لبنان نیز .

ودرب فولادین فتح فلسطین فقط و فقط با ولایت و ولایت پذیری ممکن است.

و اما آرزو می کنم که از میان رزمندگان فلسطینی افرادی ولایت پذیر چون شهید فتحی شقاقی قد علم کنند و از میان ما همچون احمد متوسلیان که تنهاترین هدفش و آرزویش این بود که حرف امام زمین نماند و یاد شهید احدی به خیر که گفته بود «تنهاترین وصیتم این است که نگذارید حرف امام زمین بماند همین».

واین مطالب فقط به عنوان تنهاترین کلید حل مشکل فلسطین اینجا آورده می شود.همین

و جالب است بدانید که معظم له در این این 19 سال بیش از 2000 بار به مشکل فلسطین اشاره کرده اند «فاعتبروا یا اولی الابصار».

پيام به حجاج بيت‏الله الحرام 14/4/1368
...در حج بايد مسايل جهان اسلام بررسي شود. بزرگترين مسأله‏ي عمومي مسلمين پس از لزوم آمادگي براي دفاع از اسلام و هويت جمعي مسلمين، مسأله‏ي ملتهاي زيرستم و مبارزي است که دست طغيان و کفر و استکبار، آنان را مقهور و مظلوم ساخته و سخت‏ترين شرايط زندگي را برآنان تحميل کرده است. ملت مظلوم فلسطين، نمونه‏ي بارزي از اين‏گونه ملتهاست. چهل سال است که اين ملت، از خانه و کاشانه‏ي خود بيرون رانده شده و يا در وطن خويش غريبانه زندگي کرده است. اين، زخم خونين و دردناکي بر پيکر امت اسلامي است که با توطئه‏ي دولتهاي استعمارگر وضد اسلام و به دست جنايتکار صهيونيستها چهل سال پيش وارد شده و هر روز نمکي بر آن پاشيده شده است. کسان و گروههاي زيادي در اين مدت به مبارزه براي نجات اين ملت دست زده، يا ادعاي آن را کرده‏اند؛ اما هرگز گرهي باز نشده، بلکه گرهها کورتر هم شده است.
 علت اصلي اين بوده که ملت فلسطين نمي‏توانسته از خود دفاع کند، يا جهان اسلام از خنثي کردن توطئه‏ي امريکا و غرب در دفاع از دولت غاصب ناتوان بوده است. علت اصلي ناکاميها، اولاً از ياد بردن هويت اسلامي ملت فلسطين و عدم تکيه بر اسلام و جهاد اسلامي در طول دهها سال گذشته، و ثانياً خيانت سران کشورهايي از اعراب و حتّي خيانت سران و چهره‏هايي از فلسطينيان بوده است.
و امروز بحمدالله عنصر ايمان و جهاد اسلامي در مبارزات ملت فلسطين در داخل وطن مغصوب زنده شده، و به همين جهت معادله‏ي قدرت در فلسطين به سود فلسطينيان نسبت به گذشته تغيير کرده است.
 جوانان و کودکان و زنان و مرداني که امروز مظلومانه در شهرهاي وطن مغصوب با خون خود کوچه‏ها و خيابانها را رنگين مي‏کنند، و نمازگزاراني که در اجتماعات هفتگي جمعه‏ي خود، کابوس مرگ را بر سر اسرائيليان غاصب و مهاجر مي‏کوبند، نور اميدي را بر سراسر فلسطين تابانيده‏اند که در تمام چهل سال غصب و قبل از آن در روزگار فشار و اختناق انگليسي، هرگز سرزمين مقدس آن را به خود نديده بود، و آينده هم متعلق به همين مؤمنين مصمم و مبارز است.
 امروز ديگر روزگار ضعف و انفعال و انتظار ملت فلسطين تمام شده است و اسلام نيروي حقيقي آن ملت برجسته را به وي بازگردانده است. امروز ديگر سران خائن و سازشکار فلسطين‏فروش فلسطيني که فارغ از رنج شهروندان يا چادرنشينان، به معامله‏ي سياسي و تجارت با سرمايه‏ي فلسطين مشغولند، نمي‏توانند سرنوشت آن کشور و ملت را رقم بزنند. سرنوشت فلسطين، در مسجدها و نماز جمعه‏ها و خيابانها و ميدانهاي سراسر زمينهاي اشغالي است که رقم مي‏خورد، و اين از برکات اسلام است.
 ملت لبنان نيز که از دو سو زير فشار صهيونيستها و همدستان فالانژ آنان سالهاست با آتش و خون سروکار دارد، راه خود را يافته و تصميم خود را بر ضد نظام فاشيستي و قبيله‏يي مدرن و مورد تأييد امريکا و فرانسه و انگليس گرفته است. مسلمانان مظلوم لبنان، سرنوشتشان با ملت فلسطين گره خورده و رنج همسايگي با متجاوزين افزون‏طلب صهيونيست را مي‏برند. در اين‏جا نيز ايمان و جهاد است که بن‏بستها را خواهد شکست.
 دنيا ناباورانه شاهد بن‏بست‏شکني در قضيه‏ي افغانستان بود. مجاهدان افغان، به برکت اسلام و وحدت کلمه، توانستند ارتش بيگانه را بيرون برانند، و اگر باز هم به همين دو عامل تکيه کنند، خواهند توانست حکومت شايسته‏ي مطلوب خود را در آن کشور تشکيل داده و رژيم وابسته‏ي کنوني را از جا بکنند. اين دو عامل، عيناً علاج همه‏ي دردها و گرفتاريهاي فلسطين و لبنان نيز هست.
 ما علاج مسأله‏ي فلسطين را در راه‏حلهاي ديکته‏شده‏ي ابرقدرتها نمي‏دانيم؛ علاج زخم فلسطين، فقط قلع غده‏ي سرطاني حکومت صهيونيستي است، و اين کاملاً ممکن است. مسلمانان در حج بايد به اين مسأله انديشيده، براي آن متعهد شده و هماهنگ شعار و عمل را در راه آن به کار برند. ملت ايران مانند هميشه خود را در کنار مبارزان فلسطيني مي‏داند و بدون پيروزي در قضيه‏ي فلسطين، پيروزي خود را ناقص مي‏شمرد.
 امام راحل عظيم، از نخستين روزهاي شروع مبارزه در ايران، مسأله‏ي فلسطين را در صدر مطالب خود قرار داد و در طول مبارزه و پس از پيروزي انقلاب، آن را تعقيب کرد و پس از ارتحال ملکوتيش نيز با زبان وصيت‏نامه‏ي سياسي، الهي‏اش با ما و همه‏ي مسلمانان عالم، درباره‏ي آن حرف زد. اين واجب، تخلف‏ناپذير است. شما حاجيان نيز داراي همين وظيفه‏ايد، و اگر همه به وظيفه عمل کنيم، زخم عميق پيکر اسلام بهبود خواهد يافت - ان‏شاءالله - و خدا با ماست.

نوشته شده توسط אליאכבר در پنجشنبه 15 فروردین1387 ساعت 17:32 | لینک ثابت

جستجوي پيشرفته

در كل مطالب و آرشيو وبلاگ


 
business articles
جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادي مان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در سراسر جهان به راه اندازيم. «امام خميني»