مطالبی که در این پست می آید مواضع و بیانات مقام معظم رهبری است از زمان ولایت امری ایشان تا سال 1384.
این بیانات را چند سال پیش ،زمانی که جوان بودم و حال و حوصله تحقیق داشتم ، جمع آوری کرده بودم و قرار بود که به صورت یک کتاب چاپ شود که به دلایلی از چاپ آن منصرف شدم.
واکنون مطالب را در این پست می گذارم با یک عقیده و یک آرزو
با اعتقاد به این که تنهاترین راه سعادت نه تنها برای ما بلکه برای تمامی مسلمانان از جمله مردم مظلوم و البته مستضعف فلسطین فقط اتکا به ولایت است ولاغیر .مشکلی که اکنون من و تو و خیلی از مدعیان حزب خدا دچار آنیم این است که ولایت پذیر نیستیم و اصلا تصور نمی کنیم که این سید بنده خدا با آن رئیس جمهور سال 67 تفاوت دارد و او اکنون نائب امام زمان است و باید چشم در چشم او بدوزیم که به چه چیزی اشاره دارد که اطاعت او اطاعت از امام زمان است و مخالفت با او مخالفت با امام زمام(عج).
و این مشکلی است که خیلی جای حرف دارد و حق مطلب با یکی دو جمله من بدبخت ادا نمی شود و به جرات می گویم که خیلی از خواص در این مرحله زمین خورده اند و از جمله آن ها خیلی از مسئولین رده بالای کشوری و آهسته بگویم که هنوز که هنوز است نوارهای دوران ریاست جمهوری آقا در موسسه انقلاب اسلامی دارد خاک می خورد و کسی ....بی خیال بابا.
ودر یک جمله تنهاترین فرق ایشان با امام در همین است که خیلی ها دل به ولایت ایشان ندادند.وتنهاترین کلید مخفی پیروزی ما در دفاع مقدس همین ولایت پذیری بود ،همچنان که رمز پیروزی حزب الله لبنان نیز .
ودرب فولادین فتح فلسطین فقط و فقط با ولایت و ولایت پذیری ممکن است.
و اما آرزو می کنم که از میان رزمندگان فلسطینی افرادی ولایت پذیر چون شهید فتحی شقاقی قد علم کنند و از میان ما همچون احمد متوسلیان که تنهاترین هدفش و آرزویش این بود که حرف امام زمین نماند و یاد شهید احدی به خیر که گفته بود «تنهاترین وصیتم این است که نگذارید حرف امام زمین بماند همین».
واین مطالب فقط به عنوان تنهاترین کلید حل مشکل فلسطین اینجا آورده می شود.همین
و جالب است بدانید که معظم له در این این 19 سال بیش از 2000 بار به مشکل فلسطین اشاره کرده اند «فاعتبروا یا اولی الابصار».
پيام به حجاج بيتالله الحرام 14/4/1368
...در حج بايد مسايل جهان اسلام بررسي شود. بزرگترين مسألهي عمومي مسلمين پس از لزوم آمادگي براي دفاع از اسلام و هويت جمعي مسلمين، مسألهي ملتهاي زيرستم و مبارزي است که دست طغيان و کفر و استکبار، آنان را مقهور و مظلوم ساخته و سختترين شرايط زندگي را برآنان تحميل کرده است. ملت مظلوم فلسطين، نمونهي بارزي از اينگونه ملتهاست. چهل سال است که اين ملت، از خانه و کاشانهي خود بيرون رانده شده و يا در وطن خويش غريبانه زندگي کرده است. اين، زخم خونين و دردناکي بر پيکر امت اسلامي است که با توطئهي دولتهاي استعمارگر وضد اسلام و به دست جنايتکار صهيونيستها چهل سال پيش وارد شده و هر روز نمکي بر آن پاشيده شده است. کسان و گروههاي زيادي در اين مدت به مبارزه براي نجات اين ملت دست زده، يا ادعاي آن را کردهاند؛ اما هرگز گرهي باز نشده، بلکه گرهها کورتر هم شده است.
علت اصلي اين بوده که ملت فلسطين نميتوانسته از خود دفاع کند، يا جهان اسلام از خنثي کردن توطئهي امريکا و غرب در دفاع از دولت غاصب ناتوان بوده است. علت اصلي ناکاميها، اولاً از ياد بردن هويت اسلامي ملت فلسطين و عدم تکيه بر اسلام و جهاد اسلامي در طول دهها سال گذشته، و ثانياً خيانت سران کشورهايي از اعراب و حتّي خيانت سران و چهرههايي از فلسطينيان بوده است. و امروز بحمدالله عنصر ايمان و جهاد اسلامي در مبارزات ملت فلسطين در داخل وطن مغصوب زنده شده، و به همين جهت معادلهي قدرت در فلسطين به سود فلسطينيان نسبت به گذشته تغيير کرده است.
جوانان و کودکان و زنان و مرداني که امروز مظلومانه در شهرهاي وطن مغصوب با خون خود کوچهها و خيابانها را رنگين ميکنند، و نمازگزاراني که در اجتماعات هفتگي جمعهي خود، کابوس مرگ را بر سر اسرائيليان غاصب و مهاجر ميکوبند، نور اميدي را بر سراسر فلسطين تابانيدهاند که در تمام چهل سال غصب و قبل از آن در روزگار فشار و اختناق انگليسي، هرگز سرزمين مقدس آن را به خود نديده بود، و آينده هم متعلق به همين مؤمنين مصمم و مبارز است.
امروز ديگر روزگار ضعف و انفعال و انتظار ملت فلسطين تمام شده است و اسلام نيروي حقيقي آن ملت برجسته را به وي بازگردانده است. امروز ديگر سران خائن و سازشکار فلسطينفروش فلسطيني که فارغ از رنج شهروندان يا چادرنشينان، به معاملهي سياسي و تجارت با سرمايهي فلسطين مشغولند، نميتوانند سرنوشت آن کشور و ملت را رقم بزنند. سرنوشت فلسطين، در مسجدها و نماز جمعهها و خيابانها و ميدانهاي سراسر زمينهاي اشغالي است که رقم ميخورد، و اين از برکات اسلام است.
ملت لبنان نيز که از دو سو زير فشار صهيونيستها و همدستان فالانژ آنان سالهاست با آتش و خون سروکار دارد، راه خود را يافته و تصميم خود را بر ضد نظام فاشيستي و قبيلهيي مدرن و مورد تأييد امريکا و فرانسه و انگليس گرفته است. مسلمانان مظلوم لبنان، سرنوشتشان با ملت فلسطين گره خورده و رنج همسايگي با متجاوزين افزونطلب صهيونيست را ميبرند. در اينجا نيز ايمان و جهاد است که بنبستها را خواهد شکست.
دنيا ناباورانه شاهد بنبستشکني در قضيهي افغانستان بود. مجاهدان افغان، به برکت اسلام و وحدت کلمه، توانستند ارتش بيگانه را بيرون برانند، و اگر باز هم به همين دو عامل تکيه کنند، خواهند توانست حکومت شايستهي مطلوب خود را در آن کشور تشکيل داده و رژيم وابستهي کنوني را از جا بکنند. اين دو عامل، عيناً علاج همهي دردها و گرفتاريهاي فلسطين و لبنان نيز هست.
ما علاج مسألهي فلسطين را در راهحلهاي ديکتهشدهي ابرقدرتها نميدانيم؛ علاج زخم فلسطين، فقط قلع غدهي سرطاني حکومت صهيونيستي است، و اين کاملاً ممکن است. مسلمانان در حج بايد به اين مسأله انديشيده، براي آن متعهد شده و هماهنگ شعار و عمل را در راه آن به کار برند. ملت ايران مانند هميشه خود را در کنار مبارزان فلسطيني ميداند و بدون پيروزي در قضيهي فلسطين، پيروزي خود را ناقص ميشمرد.
امام راحل عظيم، از نخستين روزهاي شروع مبارزه در ايران، مسألهي فلسطين را در صدر مطالب خود قرار داد و در طول مبارزه و پس از پيروزي انقلاب، آن را تعقيب کرد و پس از ارتحال ملکوتيش نيز با زبان وصيتنامهي سياسي، الهياش با ما و همهي مسلمانان عالم، دربارهي آن حرف زد. اين واجب، تخلفناپذير است. شما حاجيان نيز داراي همين وظيفهايد، و اگر همه به وظيفه عمل کنيم، زخم عميق پيکر اسلام بهبود خواهد يافت - انشاءالله - و خدا با ماست.

